مطرح شدن جدی‌تر نام ابراهیم رییسی برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، اگر منجر به حضور قطعی او شود، شرایط برگزاری انتخابات را به کلی دگرگون خواهد ساخت. در این نوشتار به چند احتمال اشاره خواهد شد.

۱-تایید صلاحیت روحانی و پیروزی او: فرض نخست این است که رییسی در رقابت با روحانی، شکست خورد و نیروهای نظامی و امنیتی طرفدار رییسی بدون تقلب و دست‌کاری در نتایج، شکست رییسی را بپذیرند. این نتیجه البته امری نیست که رییسی و نیروهای اصول‌گرا به‌ آن بی‌توجه باشند. شکست وی در انتخابات یعنی پایان زودهنگام کسی که برای جانشینی رهبر فعلی جمهوری اسلامی شانس بالایی دارد. هم‌چنین اصول‌گرایان را برای مدتی طولانی از فضای سیاسی کشور به حاشیه خواهد راند. دو اتفاقی که نه رهبر جمهوری اسلامی را خوشحال می‌کند و نه رییسی و نه اصول‌گرایان را.

۲-تایید صلاحیت روحانی و شکست او در انتخاباتی سالم: در این فرض روحانی تایید صلاحیت می‌شود و در رقابت با رییسی و بدون تقلب و دست‌کاری در نتایج، مغلوب رییسی می‌شود و اولین رییس‌جمهور تک‌دوره‌ای در جمهوری اسلامی لقب می‌گیرد. در واقع در این سناریو، می‌خواهند با حضور رییسی انتخابات را به دور دوم بکشانند و در دور دوم با بسیج حداکثری توان خود، روحانی را شکست دهند. بنظر می رسد این سناریو، محتمل‌ترین نتیجه‌ای ست که رهبر جمهوری اسلامی و اصول‌گرایان در ذهن دارند.

۳-رد صلاحیت روحانی: در این فرض، رهبر و نیروهای تندروی اطراف وی، با توجه به فرض بالای شکست رییسی از روحانی در انتخابات سالم، پیشاپیش هزینه هرگونه تقلب و دست‌کاری را می‌پردازند و از ابتدا با رد صلاحیت روحانی، نگرانی شکست رییسی را، با برگزاری انتخاباتی کم رمق و مفتضح، از بین می‌برند. تجربه کودتای انتخاباتی سال ۸۸، باعث می‌شود این سناریو از امکان تحقق بالایی برخوردار باشد. تنها امری که تحقق این سناریو را با خطر مواجه می‌سازد، نوع واکنش احتمالی روحانی و دولتش به این رخداد خواهد بود. در صورت خودداری روحانی از برگزاری انتخابات و برگزاری انتخابات توسط سپاه، جدا از افت جدی مشارکت و مشروعیت‌زدای مردم، رییسی رییس‌جمهوری نامشروع خواهد بود؛ رییس‌جمهوری که قرار است با توجه به حضور ترامپ در کاخ سفید، حافظ امنیت ملی ایران باشد.

۴- تایید صلاحیت روحانی و شکست او در انتخاباتی ناسالم و تقلبی: در این فرض، روحانی را تایید صلاحیت می‌کنند اما با تقلب و دست‌کاری در آرای وی و آرای رییسی، او را مغلوب انتخابات اعلام می‌کنند و هزینه های این تقلب و دستکگ‌کاری و خیانت در رأی مردم را پس از انتخابات می‌پردازند. به دلیل خستگی مردم و باقی بودن اثرات سرکوب مردم در سال ۸۸ و هم‌چنین عدم محبوبیت بالای روحانی (برعکس میرحسین موسوی)، ممکن است مجموع تحلیل نیروهای تندرو و سرکوب‌گر این باشد که مردم اعتراض علنی و سراسری و فراگیری به کودتای انتخاباتی نخواهند کرد. اما اصلی‌ترین مانع این سناریو، اجرای انتخابات توسط روحانی است که دست‌کاری در رأی او را به کمترین میزان می‌رساند.

طبیعی است که سناریوی دوم، مطلوب‌ترین و کم هزینه‌ترین  سناریو برای شکست روحانی است، اگر چه تحقق آن آسان نخواهد بود.

بازگشت به صفحه اول