رهبر جمهوری اسلامی سال‌هاست تلاش می کند خود را رهبری دلسوز و آگاه و نگهبان مردم و کشور نشان دهد اما اوضاع واقعی کشور در تمامی حوزه‌ها نشان از شکست کامل و غم‌انگیز وی در تدبیر امور است. وی که در تلافی‌کردن کینه‌هایش زبانی تند و انگیزه‌های قوی و برخوردی خارج از نزاکت و تدبیر و متانت دارد، در پاسخی صریح و تند و آلوده به تحریف و دروغ به طرح «آشتی ملی» سیدمحمد خاتمی چنین گفته است: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد. البته مردم ما با کسانی که در سال ۸۸ به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت و لودگی و بی‌حیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آن‌ها آشتی هم نمی‌کنند.» (۲۷ بهمن ۱۳۹۵ وبسایت بی بی سی فارسی)

پس از این سخنان، بلندگوهای وابسته به وی اعم از روزنامه‌ها و سایت‌ها و صداوسیما و امامان جمعه تمام قد در تکرار این مواضع سنگ تمام گذاشتند در حالیکه گوینده طرح سال‌هاست دچار سانسور و محدودیت حکومتی است.

تکرار ملال‌آور و بی‌نتیجه حساسیت وی به «فتنه» از سوی او و تمامی دستگاه تبلیغاتی وابسته در حالی صورت می‌گیرد که سالهاست همو و همه وابستگانش از مرگ فتنه سخن گفته‌اند. در حالی‌که کوچک‌ترین موضع‌گیری کلامی سیدمحمد خاتمی به عنوان کسی که از میان رهبران جنبش سبز معتدل‌ترین مواضع و البته محدودیت کمتر را دارد کل نظام تبلیغی حکومت را وادار به پاسخگویی و موضع‌گیری می کند. این تکرار جز ایجاد دوباره دوقطبی در کشور که پس از انتخابات ۹۲ و ۹۴ تا حدودی کمرنگ شده بود، ره‌آوردی برایشان نخواهد داشت. توصیه ما به وی پرهیز از ایجاد دوقطبی در کشور است. چه، هرگاه در کشور دوقطبی حاکم شده است بازنده اصلی و نخست آن، رهبر جمهوری اسلامی و طرفدارانش بوده اند. نمونه روشنش نتیجه انتخابات مجلس شور ای اسلامی در شهر تهران است.
خود وی درباره ایجاد دوقطبی در کشور چنین نظری دارد:
«دوقطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست. این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خوب، حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خوب، حالا این هم پشت بلندگو.» (۵ مهر ۱۳۹۵ خبرگزاری تسنیم)

واقعاً جای بسی شگفتی است که کسی که صراحتاً با ایجاد دوقطبی در کشور مخالفت کرده و می‌کند چگونه خود سال‌هاست بر این دوقطبی دامن می زند؟! تصور وی از مردم ایران و شنوندگان این مواضع متناقض چیست؟! در عصری که تمام حرکات و سخنان و مواضع رهبران سیاسی ضبط و ثبت می شود و دسترسی بدان‌ها بسیار آسان است مواضعی چنین متفاوت در بازه های زمانی کوتاه (کمتر از ۶ ماه فاصله)چه توجیهی دارد؟!
هرچند کارنامه رهبری وی لبریز ازین تناقض‌ها و انکارها و تحریفات و مشاهده عملی نتایج معکوس و رفتار مدنی مردم در جهت خلاف نظرات اوست اما گویی براین روند آزاردهنده پایانی تصور نمی‌توان کرد.

بازگشت به صفحه اول