طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد

مرتضی مردیها

گاهی در توضیح مسائل سیاسی، نیازی به تحلیل‌های پیچیده به شیوه علمی نیست. می‌توان از الگوهای مرسوم توضیح عرفی استفاده کرد؛ یعنی گاهی شیوه عمل برخی سیاست‌مداران (یا سیاست‌نداران) چنان است که تحلیل علمی ممکن است مصداق «ای کمان و تیرها برساخته/ صید نزدیک و تو دور انداخته» باشد. حداقلی از منش و قاعده‌مندی لازم است تا رفتارهای یک صاحب‌منصبِ سیاسی بتواند موضوع یک بررسی علمی باشد. بسا ضرب‌المثل‌های عامیانه که ما را به خنده می‌اندازد و ظاهرا بیشتر برای مزاح و مسخرگی به کار می‌آید، اما چنین نیست و اگر نیک بنگریم، درمی‌یابیم واقعیت گاه از آن قول عامیانه، مسخره‌تر و مضحک‌تر است. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید «طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد»؛ بعید است هنگامی که چنین جمله‌ای را می‌شنویم آن را جدی بگیریم، زیرا بیشتر به طرح موضوعی شوخی‌‌مانند و خنده‌دار برای تفنن و ایجاد تعجب شبیه است؛ اما، مع‌الاسف، چنین نیست. در اغلب نظام‌های سیاسی (لااقل در نظام‌های لیبرال) انجام کاری و به‌کاربستن سیاست و طرح و برنامه‌ای که اوضاع را یک‌مرتبه و به‌صورتی جدی و پایدار به‌سمت بهبود و تغییر مثبت متحول کند، نادر است، نه اینکه کسی نیت انجام آن را نداشته باشد، بلکه به‌سادگی به این دلیل (اغلب موجه) که اگر می‌شد، دلیلی نداشت قبلی‌ها انجام نداده باشند.

برای همین هم، سیاست‌مداران در دنیای معاصر، حتی اگر برای غلبه بر رقیب در تبلیغات انتخاباتی خود وعده‌های بزرگ داده باشند، پس از پیروزی، کمابیش شیوه‌های مرسوم حل یا مدیریت مشکلات را در پیش می‌گیرند. اما گاهی هم می‌شود که اوتوریته‌ای، وعده‌های غریب خود را جدی می‌گیرد یا به‌سادگی برای راضی‌کردن حامیان خود تصمیم می‌گیرد دست به اقداماتی بزند؛ تا نشان دهد وعده و وعیدهای عجیبش همه هم از سر یاوه‌بافی و به کمر «بستنِ» اسلحه «خالی» نبوده است و واقعا قصد دارد کاری انجام دهد؛ خیلی مهم نیست چه کاری و با چه نتیجه‌ای. مشکلات مهم و شایع دنیای ما، مانند ضعف نسبی امکانات، انواع توزیع‌های کژکارکرد، کمبود شغل، ناامنی و… به‌راحتی تن به راه‌حل‌هایی با نتایج مثبتِ فوری و فراوان نمی‌دهد. اغلب (لااقل در قالب دموکراسی‌های پایدار)، راهی جز «ادامه و اصلاح» سیاست‌های مرسوم و امید به ترمیم‌ها و تعمیرهای حداقلی نیست. باوجود این، گاهی، به‌‌ویژه در میان نودولتانی که آموزش و تجربه سیاسی نداشته‌اند یا مایل‌اند متفاوت جلوه کنند، کردارهای شالوده‌شکنانه و شوالیه‌مآبانه بروز می‌کند.

باری، با سنت‌شکنی‌های بی‌دروپیکر کاری درست نمی‌شود، اما خراب‌کاری می‌شود و چون گاه در نگاه عوام، هر کاری بهتر از هیچ ‌کاری است و تخریب اوضاع دیگران، وقتی قرار نیست اوضاع خودشان بهتر شود، اقلی از تشفّی را دارد، زمینه برای رفتارهایی فراهم می‌شود که دیروز در اینجا و امروز در آنجا شاهد بوده‌ایم. (هرچند من از مقایسه و برابرنهادِ آسانِ اینجا و آنجا عموما پرهیز داشته‌ام و بهترین دلیل هم همین نقض‌شدن فرمان قدرتمندترین صاحب‌منصب جهان با حکم یک قاضی است، ولی گویا، با وجود تفاوت‌های بسیار، مقادیری تشابه درباره برخی سیاست‌مداران معرکه‌گیر اینجا و آنجا قطعی است) . آیا نوع کارهایی که در آن دولت خاص و این روایت غریب غربی آن دیدیم و می‌بینیم مصداق تام ضرب‌المثل پیش‌گفته نیست؟ البته هست و علتش هم، لااقل یک قسم، بناکردن رفتار اصالتا عقلانی بر غریزه و سواری‌گرفتن از موج خوشامدهای عوام است. ظهور چهره‌های سیاسی آفت‌ناک و خسارت‌خیز اغلب مولود ترکیب نارضایتی‌های ورز‌داده‌شده عوام از موقعیت و امکانات خود و ماجراجویی و مخاطرات برخی خواص (اعم از سیاست‌مردان و روشنفکران) در پیش‌نهادن و کاربست ساده‌انگارانه شیوه‌های نامعمول و ناکارآمد و بلکه کژکارکرد (همان «گناه» در ضرب‌المثل) بوده است: در دل دوست (عوام و عوامِ رأی‌دهندگان) به هر حیله رهی باید کرد!

منبع: روزنامه اعتماد

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

یک پاسخ

  1. کجا هستید اقای مردیها که از خواندن نوشته های شما محروم هستیم . نوشته زیبای شما تحت عنوان ” جز به خردمند مفرما عمل ، گر چه عمل کار خردمند نیست ” فراموش شدنی نیست .

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

آری ای پیامبر بزرگ! آن‌چه عرض شد گوشه ناچیزی از تحریف دینی است که قرار بود پیام رستگاری و شکوفایی باشد اما به دلیل برداشت‌های کج شخصی به قفسی مبدل شده که دست کم در ایران ۸۰ میلیون انسان در آن اسیرند. حال شما بفرمایید ، آیا ما باید در سوگ غمناک رحلت شما ناله سر دهیم ؟ یا شما باید به زندگی دردآوری که ما بدان مبتلا شده ایم اشک بریزید؟…

ادامه »

به سرکوب‌گران مستبد امروز ایران می‌گویم تیر اندازی به سوی مردم معترض جنایت است. تفنگ‌های خود را زمین بگذارید به مردم بپیوندید. اگر چنین جرأت و جسارتی در خود نمی‌بینید لا‌اقل از فرمان مافوق خود تمرد و از دستور آنان سرپیچی کنیم. بدانید در مقابل مردم که صاحبان این کشورند، ایستادن و به گلوله‌بستن آنان عاقبت سوء و بسیار نکبت‌باری برایتان خواهد داشت. این نظام اصلاح‌ناپذیر دیر یا زود سقوط می‌کند…

ادامه »

ایران وارد دوران جدیدی شده است. خون ژینا معنای حیات و نیز حیات سیاسی را برای مردم شریف مظلوم ایران عوض کرد. هر کنشگر حزبی و سیاسی اگر سکوت کند برای همیشه مقهور، مطرود و مغبون خواهد بود. نوشتن از «حجیت شرعی» در برابر «خون مظلوم» که زیره به کرمان بردن است، اما انفعال یا سکوت در برابر این رخداد بزرگ تاریخ، پایان عمر سیاسی هر اصلاح‌طلب واقعی خواهد بود…

ادامه »