موسوی بجنوردی و مغالطه «حمله شخصی»

طاها پارسا

اخیراً یک فایل صوتی منتشر شده  که حاوی گفتگویی است میان آیت‌الله منتظری و چند نفر از متصدیان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۱۳۶۷؛ این فایل می‌تواند  به عنوان یک سند تاریخی و  احیاناً حقوقی مورد استفاده قرار گیرد.محتویات این فایل صوتی،  نشان می‌دهد  که مراحل قانونی و شرعی برای اعدام‌های ۶۷ طی نشده است. در این جلسه، آیت‌الله منتظری به این رفتار اعتراض می‌کند و متصدیان اعدام‌ها که به «هیئت مرگ» مشهور شده‌اند، سعی می‌کنند او را راضی کنند که تعداد دیگری را با اجازه‌ی او و با همان روال اعدام کنند، اما منتظری نمی‌پذیرد.

انتشار این فایل صوتی واکنش‌های زیادی را موجب شده است. در این میان، برخی از ناقدان و بلکه متهمان به‌جای ورود به محتویات فایل و ادعاهای مطرح‌شده در آن، کوشیده‌اند انگیزه‌ی ناشران این فایل و یا انگیزه‌ی آیت‌الله منتظری در خصوص انتقاد به اعدام‌ها را مورد ایراد قرار دهند؛ یعنی از مغالطه‌ی «انگیزه و انگیخته» استفاده کنند.

***

مغالطه «خلط انگیزه و انگیخته» (argumentum ad hominem) یکی از رایج‌ترین مغالطات روزمره است؛ و گاهی عوام چنان با آن خو گرفته‌اند که به‌سختی می‌پذیرند مغالطه‌ای صورت گرفته است. این مغالطه با عنوان «حمله شخصی» (ad hominem) نیز شناخته شده است .
اساس این مغالطه بر این است که کسی برای نقد یک عقیده یا باور، به‌جای آنکه به محتوایش ورود کند و درست و نادرستی آن را نشان دهد، به خاستگاه آن عقیده و انگیزه‌ها یا اهداف آن می‌پردازد. به‌عبارتی‌دیگر به‌جای آنکه به ارزش سخن و دلایل آن توجه کنند، به سراغ این مسئله می‌رود که تعلقات و انگیزه‌ی گوینده یا راوی سخن چیست؛ مثلاً متعلق به کدام حزب است و اهداف او و همفکرانش کدام اند؟
به این نمونه توجه کنید:

به‌تازگی کتابی درباره‌ی عوارض سوءاستفاده از داروهای شیمیایی نوشته‌شده و در آن استفاده از انواع قرص و کپسول، مضر تشخیص داده شده است. البته این کتاب را نباید خیلی مهم تلقی کرد، زیرا نویسنده آن یک عطار است که به طب گیاهی علاقه دارد و درنتیجه این کتاب را برای اهداف مالی و تبلیغِ کار خود نوشته است.

در این نمونه، اگرچه ممکن است «انگیزه» نویسنده‌ی کتاب منافع و اهداف مالی باشد، اما دلیلی ندارد که به خاطر انگیزه‌ی او «محتوای کتاب» نادرست شمرده شود. شخص مغالطه گر در این مغالطه، توجه شنونده را از موضوع و مدعای اصلی که « مضر بودن داروهای شیمیایی» است، منحرف کرده و به‌سوی انگیزه‌ی نویسنده می‌برد و با این کار دچار مغالطه می‌شود.
نمونه‌ی روزمره این مغالطه را می‌توان در سخنان محمد موسوی بجنوردی در واکنش به فایل صوتی آیت‌الله منتظری و خانواده او مشاهده کرد. در سایت جماران که با او گفتگو کرده، آمده است:

او (موسوی بجنوردی) با تأکید بر اینکه مسئله که منافقین رذل‌ترین و خشن‌ترین گروه بودند که به محاربه با نظام اقدام کرده بودند و احمقانه به آغوش صدام پناه برده بودند، گفت: من نمی‌دانم که انتشار سخنان آیت‌الله منتظرى در روزهایى که منافقین جلاد و آدمکش آلت دست حکام سعودى شده‌اند و عملاً درصدد احیاى جریان نفاق هستند از کدام پشتوانه عقلى، ملى و شرعى برخوردار است.

موسوی بجنوردی که ازقضا به خاطر عضویتش در شورای عالی قضایی، یکی از متهمان این پرونده محسوب می‌شود، به‌جای آنکه به محتوای اظهارات آیت‌الله منتظری ورود کند و احیاناً درستی و نادرستی آن‌ها را نشان دهد،از مغالطه‌ی «انگیزه و انگیخته» استفاده کرده و توجهی شنونده را به «اعمال و رفتار مجاهدین خلق و دیدار آن‌ها با عربستان سعودی» منحرف ساخته و به «انگیزه‌ی» ناشران سخنان آیت‌الله منتظری ورود می‌کند، تا مخاطب از موضوع اصلی و محتوای سخنان آیت‌الله منتظری، فارغ شود و لابد حق را به «هیئت مرگ» بدهد.

در مغالطات بخوانید:

آرش نراقی و  مغالطه «نمدمالی»

حسن خمینی و مغالطه «پیش‌فرض نادرست»

حسن روحانی و مغالطه «تعمیم شتاب زده»

اسحاق جهانگیری و مغالطه «علت جعلی»

وزیر بهداشت و مغالطه «امتیاز کشیشان»

علی خمینی و مغالطه «خودت هم»

محسنی اژه ای و مغالطه «اشتراک لفظ»

مصباح یزدی و مغالطه «اهمال سور»

آیت الله خامنه ای و مغالطه «پهلوان پنبه»

صادق لاریجانی و مغالطه «دلیل نامربوط»  

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

یک پاسخ

  1. مغالطه منطق حاکم بر حاکمیت ایران است ، امریکا دشمن است چون با سرخپوستان چـــه کرد و با سیاه پوستان کذا ، کسی نمیگوید که در این چهار دهه با ما چه کرده است ، هواپیمای مسافری ما را زد که موجب پذیرش قطع نامه شد و تبدیل عراق به عزیز دل ما کشته نشدن هزاران جوان دیگر ایرانی و عراقی !
    به عراق اسلحه میداد که به ما هم داد و انگلیس و سایر کشورها هم میدادند چون الکاسب حبیب الله !
    در گذشته نیز انچه که از ما دزدید بیشتر از یک قلم ارسال ۱۸ میایارد دلار از طریق ترکیه به خارج از کشور نبود !
    و قس علی هذا .

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

«سید جواد ساداتی‌نژاد» حدود ۵۰ سال دارد. یعنی سنی که نه می‌تواند سابقه‌ای در انقلاب داشته باشد، نه در دوران دفاع مقدس. در بیش از نیمی از این سن هم مشغول تحصیل در ایران تا

ادامه »

روراست و صادق است. رُک و راست حرفش را می‌زند. و این نه از سرِ بی‌باکی که بیش‌تر اسلوبِ شخصیتی اوست که نمی‌تواند به

ادامه »

چرا پرداختن به جنبش های اجتماعی زنان  از منظر اقتصادی اهمیت دارد؟ چون توسعه جنبش های اجتماعی زنان مسئله اساسی

ادامه »