دو روز پس از قتل عام معترضان و در خلال کودتای دیجیتال که ایران را به یک زندان در دل دنیای آزاد تبدیل کرده است، حسن خمینی در سیمای جمهوری اسلامی ظاهر شد و با تکرار روایت رسمی حکومت که کشتار جمعی را به عوامل اسرائیل و داعش نسبت میدهد، آینده ایران پس از جمهوری اسلامی را بدون امنیت، آزادی و رفاه توصیف کرد. گویا او فراموش کرده بود که معترضان به همین سه دلیل به کف خیابانها آمدند اما بر خلاف وعدههای مداراجویانه دولت اصلاحطلبان به معترضان، سرب داغ خوردند و حمام خون بهراه افتاد.
حسن خمینی که پس از مرگ پدربزرگش میلیونها دلار از بودجه کشور را هزینه آرامگاه خانوادگیاش کرده، امروز با قاطعیت کنار علی خامنهای ایستاده تا از سقوط جمهوری اسلامی و بازگشت پهلوی به ایران جلوگیری کند. آما آیا او قادر است با تحقیر پهلوی و آشتی دادن اصلاحطلبان با هسته سخت قدرت، ناجی جمهوریاسلامی و نهایتا وارث پدربزرگ خود شود؟
اعتراضات اخیر نشان داد که معترضان نه تنها از اصلاحطلب و اصولگرا گذشتهاند- اتفاقی که دی ماه سال ۹۶ رخ داد- بلکه سرنگونی جمهوری اسلامی و پایان حکومت دینی وبخشی از آنها رهبری رضا پهلوی را نیز تلویحا پذیرفتهاند. تعداد انبوه معترضانی که در خیابان برخلاف دورههای گذشته نام رضا پهلوی را صدا میزدند و موج خیره کنندهای از جمعیت که پس از فراخوان او پا به خیابان گذاشتند و خواستار بازگشت او به ایران شدند ، تصویر جدیدی از معادلات قدرت را نشان داد. جمهوری اسلامی از چنین استقبالی وحشت کرد و ادامه آن را به معنای پایان کار خود دید و برای بقای خود چارهای جز سرکوبی خونین نداشت.
جمهوری اسلامی اما تا کی میتواند اینگونه یکپارچه بماند و حکمرانی کند؟ زمانی که ابراهیم رییسی در سقوط هلیکوپتر کشته شد، علی خامنهای به این درک رسید که بدون اصلاح طلبان نمیتواند جمهوری اسلامی را کند سازد. او با چراغ سبز نشان دادن به پزشکیان و حلقه اصلاحطلب او تلاش کرد تا مشروعیت رو به زوال جمهوری اسلامی را بالا ببرد. هر چند در انتخابات ریاست جمهوری کمتر از ۵۰ درصد شرکت کردند. روی کار آمدن دوباره ترامپ اما دردسرهای خامنهای را دو چندان کرد و پس از جنگ ۱۲ روزه و کوهی از مشکلات اقتصادی و بازگشت تحریمهای بین المللی، اعتراضات اخیر پتک محکم دیگری بود که بر سر خامنهای کوفته شد و او که چون ماری زخم خورده به خود میپیچید، حکم به قتل عام معترضانی داد که به باور او با طراحی اسرائیل به خیابان آمدهاند.
بهنظر میرسد اصلاحطلبان با خوشرقصی مقابل هسته سخت قدرت و همراه شدن با این سرکوب خونین آمادهاند تا قدرت را از علیخامنهای تحویل گیرند. هسته سخت قدرت نیز گویا به این نتیجه رسیده است که برای عبور از این بحران که حکم مرگ و زندگی برای جمهوری اسلامی دارد، راهی جز وداع با خامنهای و معامله با اصلاحطلبان ندارد. هسته سخت قدرت اوضاع را عملا به دهه شصت بازگردانده است تا با شستن خونها و برپا کردن چوبههای دار اوضاع را تثبیت کند و بتدریج قدرت را اصلاحطلبان بسپارد تا جمهوری اسلامی تحت لوای نوه خمینی پابرجا بماند.
این معامله نانوشته با این انگیزه صورت میگیرد که اصلاحطلبان با در اختیار داشتن قدرت کامل میتوانند با غرب کنار بیایند و با پذیرفتن شروط ترامپ برای مذاکره و رفع تحریمها اوضاع را سامان دهند. در واقع درسی که از ونزوئلا گرفتهاند که همچنان میتوان با ترامپ معامله کرد؛ معامله با حضور خامنهای در قدرت امکانپذیر نیست.
این که اصلاح طلبان در این برنامه موفق میشوند یا خیر بستگی به سیاستهای غیرقابل پیش بینی کاخ سفید و شخص ترامپ دارد. اما به نظر میرسد برای ترامپ چنین معاملهای با اصلاحطلبان یک بازی دو سر برد باشد. هزینه کمتر، حفظ ثبات منطقه و نتیجهگیری سریع راهبردی است که ترامپ میپسند.
مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک سو،…
خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعهای که دههها زیر سایه تنش،…
به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…
درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه میکنید، حاشیهای است بر یک گفتوگو در…
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…