یک. کشتار بی امان و بی مهار ایرانیان معترض در روزهای اخیر به وسیله ی تفنگ چی های جمهوری اسلامی بهانه ی نگارش این مصیبت نامه است به آیت الله عبدالله جوادی آملی.
نگارنده نخستین بار در آذر ماه ۱۳۸۸، درست چند روز پس از خطبه ی وداع حضرت آیت الله با نمازگزاران روز جمعه در شهر قم، و مصادف با اعتراضات ملی به انتخابات مغشوش و مخدوش ریاست جمهوری، ایشان را از حیث خیرخواهی مخاطب خود ساخت تا هم وی و هم سایر هم- کسوتانش را به حقوق مردمان که بر گرده ی حاکمان است، آگاه کند. در آن نامه که در جریده ی جرس منتشر شد، آیت الله بخاطر بانگ ها و خروش های تاکنون برنیامده اش علیه رهبر کشور و نیز علیه دستبردهایش به حقوق مسلم مردم، مشفقانه مورد سوال نگارنده قرار گرفت. و نیز ازایشان خواسته شده بود که ضمن نهیبی نگذارد که آن رهبر بی مایه بیش از این ملت و مصالح آنان را در پای بُت نظریه ی نظراً متزلزل ولایت فقیه قربانی کند. امروز اما ازین دو آیت الله، هنوز یکی همچنان بی شرمانه دین و دنیا را بر عیال خداوند تنگ کرده است آن چنان که دیگر برای استمرار ولایت خود از ریختن خون آنان نیز پروایی ندارد، و دیگری درکسوت شرع و فلسفه وعرفان، هنوز در میانه ی خاک و خون، خلایق ستم دیده را به اخلاق دعوت می کند. آخرین مواعظ این آیت الله در تاریخ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ (۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶) درست یک روز پیش از کشتار خلق عاصی از ستم آن سرزمین به فتوای آن یکی آیت الله، در جلسه ی هفتگی درس اخلاق در مسجد اعظم قم ضمن تبیین حکمت ۱۹۱ نهجالبلاغه ایراد شده بود. ایشان در خاتمه ی مواعظ اخلاقی خود، از ذات اقدس الهی خواست نظام اسلامی را تا ظهور صاحب اصلی آن، حفظ کند۱. از این مواعظ معلوم شد که حضرت آیت الله برای صیانت ازحصن حصین اخلاق و رکن رکین نظام یعنی ولی فقیه، هنوز بیدار است.
دو. انتظار می رود حتی یک ابجد خوان عرصه ی دین شناسی هم گذارش بارها به خطبه ی ۲۷ نهج البلاغه۲ برسد، بیش تر به یک دلیل ساده: در بخشی از این خطبه، امام علی (ع) از ساکتان ونشستگان در مقابل ستم، شکایت می کند. ابراهیم بن محمد ثقفی در الغارات نوشت که این خطبه پس از غارتی ایراد شد که بعد از جنگ صفین به دست سپاه معاویه در یک منطقه ی مرزی مهم یعنی شهر انبار صورت گرفت. نتیجه اش، نه فقط کشته شدنِ گماشته ی امام در آن منطقه (حسّان بن حسّان بکری) بود، بلکه غارت اموال عمومی نیز بود. آن طور که خودِ امام در این خطبه می گوید به ایشان خبررسید که یکی از مهاجمان بر زنی مسلمان و نیز یک زن غیرمسلمان وارد شد و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشوارهاش را به زور میکَنَد ومی برد و او جز با گفتنِ اِنّا لله… و التماسِ ترحّم نمیتوانست از آن جلوگیری کند. امام علی آنگاه خشمگینانه و غیرتمندانه بانگ بر می آورد که “…اگر مسلمانی پس از این ماجرا از اندوه بمیرد، ملامتی بر او نیست؛ و بل به نظر من سزاوار مرگ است….۲”
سه. فقط طی دوهفته ی گذشته تاکنون روح میلیون ها ایرانی به شلاق شقاوت ستم آن یکی آیت الله نواخته، و خون صدها ( به روایتی حتی هزاران) تن از آنان به فتوای او بر زمین ریخته شد. آن آیت اللهِ بی مایه، یقیناً نمی فهمد مردم عیال خداوندند و ستم به آنان یعنی چه، همان طور که پیش تر ثابت کرد که حتی نمی فهمد “مستضعف” یعنی چه. اما این آیت الله پر مایه چه؟ آیت الله های دیگر چطور؟ آیا این آیت الله در نهج البلاغه گردی خود در تمام این سال ها که هم زمان مهمان سفره ی نجابت و کرامت مردمان آن دیارنیز بود، نخواند که روح علی چگونه از آن ستم آتش گرفت؟ یا در قرآن نوردی متمادی خود نفهمید که محمد پاک (ص) ستمکاران را چگونه می دید؟ شاید چنان دچار بلای این حدیث و آن روایت اغلب دروغ یا آفت نقل اقوال فلان بن فلان است، که نه محمدِ قرآن را می بیند و نه علیِ نهج البلاغه را. این آیت الله اکنون کجاست که بانگی برآورد یا خروشی برآن یکی که مردمان بر سفره ی خدا نشسته اند، که دنیا و حکم رانی اگر برای اقامه ی عدل نباشد، از آب بینی بزغاله ای هم پست تر است، که خدا ستمکاران و فاجران را دوست ندارد، و این که ستم اساس حکومت را بر باد می دهد؟ حقیقتاً بسیار دشوار است که بفهمیم در جهان ذهنیات این قبیل راویان دین و کاتبان آن چه می گذرد به ویژه وقتی شهوت حکم رانی خود ومنافع آن را ورای نظریه ای به شدت ضعیف و بی بنیاد پنهان می کنند حتی به قیمت خون مردمان. اما به سهولت می توان فهمید که اگر گفته شد چهارپایان هیچ درکی از بار خود حتی اگر صدها جلد کتاب باشد، ندارند۴، یعنی چه.
چهار. آیا حضرت آیت الله هنوز بیداراست؟ اگر در خواب است باید به زودی بیدارش کنند. باید خبرش کنند که خورشید در میانه ی آسمان است تا ایشان ازاحوال عیال خداوند خبری بگیرد که این چنین بی پناه برای رهایی از ستمی که دهه ها برایشان رفت درخون خود می غلطند. اگر بیدار است و باز هم خبری ازآنان نمی گیرد، انتظار براین است که معظم له سطور پایانی آن خطبه ی نهج البلاغه را یک بار دیگربه دقت بخواند و به خوبی بیندیشد که ” … یا اشباه الرجال و لا رجال…” از زبان چه کسی رانده شد، و برای چه و به چه نامردمانی خطاب شده بود. برای این شاید فردا هم دیر باشد!
پنج. فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً ۵. دیگر برای تفسیر این آیه ی نورانی به تفسیر این آیت الله و سایر آیت الله های این روزگار تاریک نیازی نیست. این آیه به خوبی می درخشد: درود بی پایان خداوند نثار روان های شریف آن مجاهدانِ آزادی باد که در این ایام تلخ در ایران به فتوای آن فقیه سفیه، مظلومانه به خون خود می غلطند، در حالی که این فقیهِ فیلسوفِ عارفِ قرآن شناس، همچنان بر منبراخلاق نشسته است و برای دوام ولایت آن فقیه دعا می کند.
منابع/ پانوشت:
1. https://fa.shafaqna.com/news/2196904
2. وَهذَا أَخُو غَامِدٍ قَدْ وَرَدَتْ خَیْلُهُ الأَنْبَارَ وَقَدْ قَتَلَ حَسَّانَ بْنَ حَسَّانَ البَکْرِیَّ، وَأَزَالَ خَیْلَکُمْ عَنْ مَسَالِحِهَا.
وَلَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ کَانَ یَدْخُلُ عَلَى المَرْأَهِ المُسْلِمَهِ، وَالأُخْرَى المُعَاهَدَهِ، فَیَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَقُلْبَهَا وَقَلَائِدَهَا وَرِعَاثَهَا، مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالاِسْتِرْجَاعِ وَالاِسْتِرْحَامِ.
ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِینَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ کَلْمٌ وَلاَ أُرِیقَ لَهُمْ دَمٌ.
فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً، بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً.
فَیَا عَجَباً! عَجَباً ـ وَاللَّهِ ـ یُمِیتُ القَلْبَ وَیَجْلِبُ الهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ القَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ، وَتَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ…
3. یا أَشْباهَ الرِّجالِ وَلا رِجالَ! حُلُومُ الأَطْفالِ، وَعُقُولُ رَبّاتِ الحِجالِ.
لَوَدِدْتُ أَنّی لَمْ أَرَکُمْ وَلَمْ أَعْرِفْکُمْ، مَعْرِفَهً وَاللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَأَعْقَبَتْ سَدَماً.
4. قرآن کریم. جمعه ۵
5. قرآن کریم. نساء ۹۵
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه…
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه…
در این نوشتار کوتاه تلاش میشود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…
قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…