برگزیده‌ها

علامه فضل‌الله آری‌، حسن نصر‌الله هرگز؛ لبنانی که سازگار با توافق باشد

در ادامه جنایات اسرائیل در لبنان، حزب‌اللهی‌ها و اصولگرایان تندرو شدیدا به اسم خونخواهی حزب‌الله لبنان و حسن نصرالله وارد میدان شده‌اند. بیم آن می‌رود این فشارها توافق و مذاکرات را به هم بزند. شخصا امیدوارم ترامپ مسئله لبنان را جمع کند و به دهن نتانیاهو بزند که موش ندواند در مذاکرات.

همزمان با این وضعیت می‌خواهم به نوبه خویش روشنفکران و اهل فکر ایرانی را به تامل در موضوع لبنان فرا خوانم. از ایام جنبش سبز به این سو در این زمینه تریبون بیشتر دست اصولگرایان بوده و افکار عمومی ایران و نواندیشان دینی به اندازه کافی رویش تامل نکرده‌اند، جز بحثهای ناتمامی که در مورد شعار “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” زمان جنبش سبز شد.
پرسش: چقدر مسئله حزب‌الله لبنان و تسلیح آن از طرف سپاه پاسداران، با توجه به حساسیتی که اسرائیل روی این موضوع دارد، به منافع ملی ایران گره خورده است؟ چطور می‌شود بین عادی‌سازی رابطه با اسرائیل (در حد پیمان کمپ دیوید، که نگارنده آنرا در نهایت ضروری می‌داند) و حمایت از شیعیان لبنان جمع کرد؟ آیا پاسخ جز خلع سلاح حزب‌الله لبنان و بازگشت به فرمول امام موسی صدر است؟
آیا حفظ و تغذیه حزب‌الله لبنان به عنوان گروهی مسلح، فارغ از ایدئولوژی انقلاب اسلامی، اهمیتی ملی برای ایرانیان دارد؟ در نقطه مقابل، آیا هرنوع مسلح بودن شیعیان لبنان تهدید وجودی برای اسرائیل است یا این نگاه مطلقگرا بیشتر ساخته ذهن نتانیاهو و راست اسرائیل است؟ …
در ادامه برخی از تاملات خودم در پاسخ به این پرسش‌ها را می‌آورم. من باب مقدمه، چند تا از استدلال‌های سوپر حزب‌اللهی درمورد لبنان را به نقل از یک حساب کاربری اصولگرا در تویتر برایتان می‌نویسم:
«لبنان برای ما خون داد. ننگ بر ما اگر برایش سر ندهیم!
تا خروج کامل اشغالگران از جنوب لبنان آتش‌بس معنایی ندارد.
لبنان معیار حیثیت و شرف ماست. شرم و ننگ بر ما اگر تنهایش بگذاریم.»
پرسش مهم آنست که چقدر این شعارها واقعا نتیجه ایراندوستی اصولگرایان است و چقدر نتیجه ایدئولوژی محورمقاومتی اسلام سیاسی و ولایت فقیهی، از جنسی که حسن نصرالله به عنوان رواج دهنده اسلامگرایی از نوع علی خامنه‌ای خصوصا پس از جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ میان لبنان و اسرائیل مبلغ آن بود؟
صریح‌ترین و بی‌تعارفترین استدلال اصولگرایان محور مقاومتی در این زمینه از زبان یک نویسنده شاخص محور مقاومتی باز در تویتر اینطور بیان شده است:
‏«اگر تمامی تحریمها برداشته شود، تنگه هم به تسلط کامل ایران درآید اما لبنان کلنگی و مقاومتش خلع سلاح شود باید گفت ما در این جنگ بازنده‌ بوده‌ایم. بدون صلح در لبنان و تثبیت جایگاه مقاومتش در مقام سدی مقابل بربریت صهیونیسم، ایران هرگز صلح و ثبات پایدار را تجربه نخواهد کرد.»
نویسنده اخیر چیزی را که بقیه اصولگرایان تندرو پنهان می‌کنند صریح بیان می‌کند: حمایت از حزب‌الله لبنان ربطی به رفاه و توسعه ایران و یا تلاش‌ها برای برداشته شدن تحریم‌های آمریکا علیه مردم ایران ندارد، بلکه بخشی از پروژه اسرائیل‌ستیزی است. این دقیقا خطی است که حسن نصرالله به پیروی از علی خامنه‌ای، در لبنان بدور از نگاه انتقادی اکثریت ایرانیان پیش می‌برد.
برقراری صلح میان ایران و اسرائیل، که نگارنده این روزها برآن به عنوان بخشی از توافق جامع ایران و غرب و رفع همه تحریم‌ها تاکید دارد، بدون حل مسئله رادیکالیسم در حزب‌الله لبنان و ارائه جایگزینی برای رویکرد تندروانه حسن نصرالله و هاشم صفی‌الدین و نعیم قاسم … قابل حل نیست. اصولگرایان و جبهه پایداری در گره زدن لبنان به منافع ملی ایران دروغ می‌گویند و اسلامگرایی ضداسرائیلی خود را پشت نقابی از ایراندوستی پنهان می‌کنند. نظر ایشان نظر اکثریت ایرانیان نیست.
ولی آیا ایران دموکراتیک نباید با شیعیان لبنان رابطه خوب داشته باشد؟ پاسخ: خیر، قطعا باید رابطه خوب داشته باشد.
مدل امام موسی صدر و علامه فضل‌الله
به نظر حقیر رابطه ایران و شیعیان لبنان باید فرهنگی و بر اساس فرمول بزرگانی مانند امام موسی صدر و علامه فضل‌الله باشد. جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر، بواسطه مداخلات قاسم سلیمانی و بخش رادیکال سپاه، گفتار فضل‌الله را به نفع رویکرد نظامی‌گرای حسن نص‌الله کنار زد.
برعکس، ایران فرهنگی باید جناح میانه‌رو و لیبرال‌تر شیعیان لبنان را تقویت کند و به آنها پروبال دهد، نه جناح جنگ‌طلب و تندرو با تفکراتی از جنس جبهه پایداری که قاسم سلیمانی و حسن نصرالله و صفی‌الدین و قاسم نمایندگی می‌کنند. خلاصه اینکه در لبنان باید حسن نصرالله زدایی و قاسم سلیمانی زدایی صورت بگیرد، چنانکه در ایران خامنه‌ای‌زدایی و پایداری‌زدایی. همزمان باید گفتمان معقول در میان شیعیان لبنان به عنوان شریک استراتژیک ایران و تشیع فرهنگی تقویت شود.
علامه فضل الله ۲۰۱۰ در ۷۵ سالگی فوت کرد. در مطلبی با عنوان «پایان فقیه فتواهای جنجالی» که به مناسبت ارتحال علامه محمدحسین فضل‌الله به تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۸۹ در سایت فرارو منتشر شده بود به نقل از شیخ علی کورانی، جزو جناح تندروتر، خرافانی و آخرالزمانی روحانیون شیعه در لبنان، که به نظر برخلاف فضل‌الله مورد علاقه ویژه رهبر فوت شده جمهوری اسلامی بود، نقل شده: « از نظر علمی ‌او را قبول ندارم و ایشان را مجتهد نمی‌دانم. ایران [دوره اصلاح طلبان و سازندگی] ایشان را بزرگ کرده است. آقایان کروبی و‌ هاشمی‌رفسنجانی از زمان امام خمینی(ره) همواره به ایشان کمک می‌کرده‌اند.»
با افول اصلاحات در ایران، رادیکالتر شدن گفتمان حزب‌الله بعد از جنگ ۳۳ روزه با تاثیر خامنه‌ای-قاسم سلیمانی و البته فوت زودهنگام فضل الله و کمرنگ شدن تاثیر هاشمی رفسنجانی و کروبی در سیاست، جایگاه علامه فضل‌الله در حزب الله لبنان هم افول کرد. پیشتر هم جریان امام موسی صدر با ناپدید شدن مشکوک او در میان شیعیان لبنان به حاشیه رانده شده بود. شایعات متعددی در مورد اختلافات فکری آیت‌الله خمینی و امام موسی صدر وجود دارد.
به نظر برای تحقق صلح پایدار با آمریکا و غرب و رفع همه‌جانبه تحریم‌ها باید دوباره میراث ایندو فقیه نواندیش شیعه را برابر جریان‌های تندرو در حزب الله لبنان، ایران و عراق تقویت کنیم

Recent Posts

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

بازخوانی انتقادی صورت‌بندی فکری محمد حنیف‌نژاد در افق رهایی و انسداد تاریخی

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

نقد یک خطای معرفتی دین‌ستیزان

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

جمهوری، جمهوریت و سلطنت موروثی

در این نوشتار کوتاه تلاش می‌شود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

چرا فاشیسم به صحنه جهانی بازگشت؟

قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵