چه اقبال خوشی داشتهام که جایی در این چند دهه زندگی، گذرم به رفقای نازنینی مثل شما افتاده. و خب، همان بخت چقدر تلخ بوده که مجبور بودهایم این همه عزای جمعی را با هم سوگواری کنیم. عادی نیست این همه غصه و درد و نگرانی. و نباید هم بگذاریم عادی شود.
حرف تازهای ندارم. کداممان داریم؟ سهممان از جنبش و سرکوب و جنبش دوباره و سرکوب دوباره آنقدر سخاوتمندانه تقسیم شده که هرچه تحلیل و فریاد و ایده داشته ایم را بارها گفتیم و شنیدیم و بحث کردیم و نوشتیم و پوستر کردیم و در کمپین ها امضا کردیم و در خیابان فریاد زدیم و در رسانه هامان پست کردیم و شیر و فید و و لایک و استوری و ریتوییت.
حالا هم کشتاری دوباره و داغی دوباره. مگر میشود به جنایت عادت کنیم؟ پوستمان کلفت نمیشود. اشکمان خشک نمیشود. از نو آتش میگیریم. جان سوختهمان گدازه اشک میشود دوباره بدرقه نسلی سوختهتر. غم تا سرحد مرگ همهمان را خفه میکند. خبرها راه نفس را بر نایمان بسته. نای دیدن کیسه کیسه جسدهای انباشه در سولههای بیشرم را نداریم. دیدن مادران سرگردان در سردخانهها و پدران داغدار در گورستانها آتشمان میزند.
کاش محاسبات سرد و سنجیده رئال پولیتیک و ارزیابی سامانه آفندی فلان نیروی متخاصم و تحرکات نظامی بهمان قدرت منطقهای و تحلیل گفتمان سخنرانی فلان مقام عالیرتبه و بیانه گروههای بهمان طلب، جانی میبخشید به جسم تیرخوردهای، آرامشی میپاشید به دل داغدیدهای، نوری میرساند به چشم ساچمه دیدهای.
حرف تازهای ندارم. تحلیلهای جدی فراوانند. بیانههای عصبانی از آن هم بیشتر. ولی گوشی دارم برای هر وقت دلتان پر بود. شانه ای که هقهق بزنیم با هم. کلافهگیتان را خریدارم. دردتان به جانم. خواستید غر بزنید، داد بزنید، ضجه کنید، همراهیتان میکنم.
شما هم دریغ نکنید. سراغی از دوستانتان بگیرید. زنگ بزنید. حرف بزنید. مسیج فایده ندارد؛ سوءتفاهمآفرین است. فوروارد کردن کمکی نمیکند. زنگ بزنید، حتی سکوت پشت تلفن هم آدمها را به هم نزدیک میکند. این نزدیکی سرمایه ماست. منکر اهمیت اختلافات نیستم ولی اشتراکاتمان بیش از اینی است که در عصر ارتباطات مبتنی بر تکست و اسمایلی منتقل می شود. قدرشان را بدانیم. شاید به اندازه خشم و استیصال لایکخور نباشند ولی راهگشاترند و امیدبخشتر.
یادآوری شان کنیم. اینکه دوستیم. به نیت خیر هم ایمان داریم. سعادت هم را میخواهیم. سرافرازی ایران را میخواهیم. آزادی و رفاه و استقلال کشور برایمان مهم است. تمامیت ارضی ایران را حراج نمیکنیم. اراده اقوام کشور را به یک اندازه در سرنوشت آن سهیم میدانیم. پیروان ادیان کشور را به یک اندازه محترم میشمریم. ساحت دین را مرام شخصی افراد میدانیم نه اساس نظام حمکرانی. از ظلم و ستم و آدمکشی و دروغ و زورگویی و سرکوب بیزاریم. از جنگ و ترور و تحریم و بمباران و کشتار مردم نفرت داریم. حق بیان و و مخالفت و اعتراض و اختلاف عقیده را جدی میگیریم. حق تعیین سرنوشت را متعلق به مردم میدانیم. مسالمت جوییم و خشونتپرهیز ولی اگر مجبور شویم تا ته خط از حقوق هم دفاع میکنیم.
کم نیست این سرمایه. آسان به دستمان نرسیده. حیف است سر مسایل فرعی تر از دستش بدهیم.















