امروز بر کمتر کسی ناتوانی ج.ا در حل مشکلات کشور پنهان مانده است، مشکلاتی که بخش عظیمی از آن نیز محصول سیاست های غلط رهبران ج.ا و اصرار بر آن ها بدون پذیرش عواقب آن هاست.
ادامه ی این وضعیت خانمان سوز ایران را به سوی فروپاشی تمدنی خواهد برد، هر روز ادامه ی این وضعیت عمق بحران را عمیق تر خواهد نمود. تا جایی که عمق فاجعه به جایی برسد که عواقب آن چاره ناپذیر گردد و حتی تغییر دیرهنگام هم در برخی زمینه ها دیگر موثر و مفید واقع نشود. اگر تا امروز از این مرز رد نشده باشیم با اطمینان می توان گفت به آستانه اش رسیده ایم.
با این حال هیچ نشانی از تغییر در سیاست های کلی رژیم دیده نمی شود، خامنه ای حتی در پناهگاه نیز قادر به پا گذاشتن بر نخوت خود در ادامه ی مسیر غلط نیست.
کودتا یا جنگ و امید به تغییر از خارج علاوه بر این که میزان رخدادش نیز معلوم نیست مسیر روشنی پیش حل مشکلات نمی گذارد .
تنها راه معقول و مقرون به پیروزی و محتمل در تغییر مسیر کشور از پرتگاه به توسعه ی پایدار گذار خشونت پرهیز است.(البته خشونت پرهیز به معنی استفاده نکردن از خشونت در اعتراضات مسالمت آمیز است و به معنی سکوت یا عدم مشروعیت در پاسخ دهی به خشونت طرف مقابل نیست.)
وجود نارضایتی گسترده اگرچه شرط لازم برای گذار هست اما شرط کافی نیست. بدون داشتن یک رهبری فردی یا دسته جمعی امکان تحقق چنین امری دور از واقعیت است. مثال های فراوانی وجود دارد که
صرف نارضایتی گسترده به تغییر منتهی نشده است مانند کره ی شمالی و کوبا، عراق دوره ی صدام و …
ضرورت چنین رهبری به دو دلیل است.
۱. تا وقتی یک شورای رهبری وجود نداشته باشد حضور حداکثری و تاثیر و هم افزایی حداکثری ایجاد نخواهد شد. در غیاب یک آلترناتیو روشن مردم ثبات را بر تغییر نامشخص و پرهزینه ترجیح می دهند به ویژه که تجربهی یک انقلاب پرهزینه را در خاطر دارند.
وجود رهبر یا شورای رهبری زمان و مکان اعتراضات و اعتصابات را هماهنگ می کند و نحوه ی کنشی که به تاثیر گذاری حداکثری و آسیب حداقلی برسد را معلوم می کند، مثلا اعلام حضور در ساعت مشخص در خیابان های اصلی و پر رفت و آمد و بدون حتی شعار، به فراگیری اعتراضات و آچمز شدن نیروهای سرکوب منجر می شود.
۲. تا وقتی که یک حکومت اراده و توان سرکوب داشته باشد از هم نخواهد گسست هر میزان نیز که مردم ناراضی باشند، ج.ا نشان داده اراده ی سرکوب را دارد و قصد مصالحه و تغییر هم ندارد.
پس تنها راه، متوقف کردن ماشین سرکوب ج.ا است. یک شورای گذار با تضمین کردن موقعیت نیروهایی که جنایتی مرتکب نشده اند و ترغیب شان به پیوستن به مردم، همچنین تضمین دادگاههای عادلانه برای متخلفان و…می تواند نقش موثری در ریزش نیروهای سرکوبگر و بی اثر شدنش داشته باشد.
ج.ا اکنون در ضعیف ترین موقعیت خود قرار دارد. ناکارآمدی گسترده، فقر عمومی ، فساد، تورم، تضعیف پول ملی، و …سبب شده اکنون هیچ دستاویزی برای توجیه سرکوب اعتراضات نداشته باشد و با فریب سعی می کند دوگانه اعتراض و اغتشاشی بسازد که اصلا در بیرون وجود ندارد تا بتواند اعتراضات مردمی را سرکوب کند. همزمان با شدت گرفتن تهدیدات خارجی پنجره ی زمانی برای تغییر از درون در حال بسته شدن است. اگر دیر بجنبیم شاید مسیر جوری منحرف شود که تغییر تا مدتی نامعلوم ناممکن شود.
اما چگونه یک شورای گذار می توان تشکیل داد؟
این شورا باید متشکل از نیروهای جمهوری خواه داخل و خارج کشور باشد افرادی که صادقانه دنبال یک حکومت سکولار ، دموکرات، جمهوری، برمبنای حقوق بشر و مستقل باشند.
می توان برای حرکت ابتدایی از تمام کسانی که بیانیه میرحسین بعد از جنگ ۱۲ روزه را امضا کردند خواست برای انتخاب ۱۰ نفر (یا هر تعداد دیگری)در یک نظر سنجی شرکت کنند تا شورای اولیه تشکیل شود و از میان داوطلبین فعالیت، ده نقر ابتدایی که بیشترین رای را می آورند یک فعالیت هماهنگ را برای سازماندهی اعتراضات و … شروع کنند
شروع ابتدایی، گام اصلی در تاثیر، و تکمیل این شورا با راهکارهای کارآمدتر است.
تشکیل شورا، نوشتن یک اساسنامه، اعلام موجودیت، کار رسانه ای برای معرفی آن ها، معرفی یک مرکز برای دریافت بهترین روش ها برای مبارزات خشونت پرهیز، اعلام برنامه ها برای هر روز و هر هفته، تصحیح روش های ناکارآمد، معرفی روش های مبارزه، و چگونگی خنثی سازی عملیات های روانی نیروهای امنیتی، شیوه ی جذب افراد یا مقابله با خشونت های سازمان یافتهی طرف مقابل، یک نقشه ی راه کارآمد تا استقرار جمهوری شهروندان و… را باید از وظایف این شورا تا زمان گذر از جمهوری اسلامی دانست.
این البته یک پیشنهاد است و پیشنهادات و نقد هایی شما وارائه راهکارهای هم افزا، می تواند راه را برای تسریع در تشکیل آن یاری رساند.
همراه شو عزیز
کین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی شود.
*نام نویسنده نزد زیتون محفوظ است.















