“آنچه را غیرقابل بخشش میدانم این تفسیری است که روشنفکران ما از مقوله دموکراسی کردهاند و این دموکراسی از اتاق فکرهای ناتو و موساد به زبان روشنفکر و مردم ما آمده است. چیزی مانند آدامس و پاپکورن است که هیچ ربطی در واقعیت ندارد اما لقلقه زبان روشنفکر شرقی است. ما واقعیت دموکراسی را در غزه دیدهایم، واقعیت دموکراسی را در لیبی و سوریه دیدهایم. دموکراسی در خاورمیانه دیسکورس است و بدا به حال روشنفکری که این دیسکورس را نمیشناسد و فکر میکند دارد با من بحث نظری میکند. دیسکورس دموکراسی در خاورمیانه برای تضعیف قدرت ملی است، لقلقه زبانی است که میخواهد پروژههای سیا و موساد در خاورمیانه را تحقق بخشد.”
قریب به سه دهه است که دکتر بیژن عبدالکریمی از نزدیک می شناسم؛ از روزگاری که پس از اتمام درس در هندو بازگشت به ایران در موسسۀ «معرفت و پژوهشِ» ما، « فلسفۀ هایدگر» تدریس می کرد، تا ایامی که به اتفاق برای تدریس فلسفۀ غرب به دانشگاه مفیدِ قم می رفتیم. در سالیان اخیر نیز به مدد فضای مجازی ِایجاد شده در «کلاب هاوس»، دربارۀ مقولات فلسفی- الاهیاتی و همچنین موضوعات سیاسی، بارها بحث و مناظره کرده ایم.
با خواندنِ سخنان فوق، عمیقا متاسف شدم. عبدالکریمی، در این وضعیت پر تب و تاب سیاسی که شهروندان با انواع مشکلات ریز و درشت دست و پنجه نرم می کنند، به شیوۀ حسین شریعتمداری، مدیر مسئول نامحترمِ روزنامه «کیهان»، دیواری کوتاهتر از دیوار روشنفکران نیافته و حمله بر این «درویشان یک قبا» را شایسته و روا انگاشته!!
مگر بر کشیده شدنِ ساز و دموکراتیک و رهگشا و موجه انگاشتنِ آن در قیاس با دیگر شیوه های حکمرانیِ موجود، ساخته و پرداختۀ سازمانهای امنیتیِ ناتو و سیا است و قدمت چند صد ساله ندارد و متضمنیِ اموزه های نیکویی برای «حکمرانیِ خوب» نیست؟ مگر نمی توان هم جنایات اسرائیل در غزه را محکوم کرد، با آنچه در لیبی و عراق رخ داده هیچ بر سر مهر نبود، در فضای پسا-استعماری دم زد و منتقد جدّیِ ساز و کار استعماری در جهان بود و در عین حال آموزه هایی چون تفکیک قوا، چرخشی بودن قدرت سیاسی، پاسخگو کردنِ حاکمان، پاسداشت حقوق اقلیت….را موجه دانست و بکار بست؟ با پیش کشیدنِ مفهوم «دیسکورس» در سخنان عبدالکریمی، قرارست نقضِ حقوق بنیادینِ شهروندی و زیر پا نهادنِ آنها توجیه و تئوریزه گردد؟ بناست به مددِ اسم رمزِ « تقویت قدرت ملی»، از هر گونه نقض حقوق مردمان و احیانا سرکوب آنها قبح زدایی شود و طبیعی جلوه کند؟؟ بپرسیم با منطق ناتراشیدۀ عبدالکریمی، شخصیت های شریف، وطن دوست و دموکراتی نظیر محمد مصدق، خلیل ملکی، مهدی بازرگان، سید محمود طالقانی… هم خواسته و یا ناخواسته در خدمت پروژه های موساد و سیا بوده اند؟؟!!
وانگهی، اگر تحقّق دموکراسی در خطه خاورمیانه، مضرّ و مخرّب و خطرناک است؛ جایگزینِ پیشنهادی ایشان چیست؟ از ریشه در آوردن و از بین بردنِ همین نهادهایی که از زمان مشروطه بدین سو در کشور عزیزمان با مشقّت بسیار و به نحو نیم بند شکل گرفته و خلافت اسلامی را بجای آن نشاندن؟ یا به سبک پول پوت و استالین و موسیلینی حکومت کردن؟ یا پادشاهیِ مطلقه را برکشیدن؟…
من اگر جای عبدالکریمی بودم، امثال شیخ احمد جنتی را نمی بخشیدم؛ که سالهاست با حربۀ «نظارت استصوابی»، شهروندان کثیری را از حقوقِ طبیعیِ خود محروم کرده اند؛ نه روشنفکرانی که سِمَت و مسئولیتی نداشته، هزینه های بسیار پرداخته و نقشی در تصویب و تایید و اجرای سیاست های داخلی و منطقه ایِ خرد و کلان کشور نداشته اند…
عبدالکریمی، در جای دیگری میان «مردم اصیل» و « مردم غیر اصیل» تفکیک کرده. با عنایت به نگاه و نگرشِ کنونی ایشان، خدا می داند با «مردم غیر اصیل» چه باید کرد و این جماعت مستحقِّ چه رفتاری هستند؟!!
نمی دانم چرا تفکیک «مردم اصیل» و «مردم غیر اصیل» در نگاه و نگرش عبدالکریمی، برایم تداعی کنندۀ تفکیک « دازاین اصیل» از « دازاین غیر اصیل» در فلسفۀ هایدگر بود. نظام فلسفی ای که به روایت لویناس، برای موجودات گوشت و پوست دار پیرامونی (beings)، چندان اهمیتی قائل نیست و پروای پرداختن بدانها را ندارد و «مسئولیتی نامتناهی» در قبال آنها احساس نمی کند؛ هایدگری که ترجمانِ سیاسی سخنانش توسط حزب «ناسیونال سوسیالیستِ» آلمان در دهه های سی و چهلِ میلادی سدۀ پیشین را به نیکی دیده ایم و می شناسیم…
«یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی». حقیقتا مغموم و متاثرم که به رای العین می بینم دوستِ قدیمیِ فاضل شورمندی که روزگاری دربارۀ میراثِ علی شریعتی می نوشت، دلمشغولِ سوسیال-دموکراسی بود و دلباختۀ الاهیات رهایی بخش؛ به ایستار کنونی رسیده، در دموکراسی آشکارا طعن می زند و در مقام تخفیف، آنرا با آدامس و پاپ کورن قیاس می کند؛ با شریعتمداریِ«کیهان» همصدا و همنوا می گردد و دموکراسی را دستپخت موساد و سیا می انگارد:
« تا کنون کردی چنین اکنون مکن
تیره کردی آب را افزون مکن»
مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک سو،…
خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعهای که دههها زیر سایه تنش،…
به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…
درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه میکنید، حاشیهای است بر یک گفتوگو در…
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…