از آتشفشانی که منم
تا جنگلهای خسته هیرکانی
درخت به درخت
حرف از زمستان است
منتظر باد ماندن
ننگِ بید شدن دارد
آفتاب تکرار از مشرقِ طلوع
بار دیگر نخوتی نو خواهد زایید
من اگر من باشم
تو اگر تو باشی
آفتاب طلوع
دل سیاه شب را خواهد شکست
اگر «ما» باشیم
۲
بازجو
دستها در جیب
و جیبها پر از دروغ
پیشانی سفید
با دایرهای سوخته در بالای ابروها
آستینها تا زده(که وضو دارم!)
برای بار هزارم میگوید:
راستش را بگو
میخواهم در پرونده کمک کنم
و منی که برای بار هزارم
چرت و پرت تلاوت میکنم!
۳
الماس
حساب و کتاب روزهایی که نیستی
از دستم در رفته است
شاید دارم به حبس عادت میکنم
شاید آنقدر سخت شدهام که دیگر
ریشه هیچ درختی
بر من فرو نمیرود
راستش راه برایت رفتن بود
و برای من نرسیدن!
اشکالی ندارد
خدا را چه دیدی
حداقل شاید روزی شاعر شدم
مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک سو،…
خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعهای که دههها زیر سایه تنش،…
به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…
درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه میکنید، حاشیهای است بر یک گفتوگو در…
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…