از آتشفشانی که منم
تا جنگلهای خسته هیرکانی
درخت به درخت
حرف از زمستان است
منتظر باد ماندن
ننگِ بید شدن دارد
آفتاب تکرار از مشرقِ طلوع
بار دیگر نخوتی نو خواهد زایید
من اگر من باشم
تو اگر تو باشی
آفتاب طلوع
دل سیاه شب را خواهد شکست
اگر «ما» باشیم
۲
بازجو
دستها در جیب
و جیبها پر از دروغ
پیشانی سفید
با دایرهای سوخته در بالای ابروها
آستینها تا زده(که وضو دارم!)
برای بار هزارم میگوید:
راستش را بگو
میخواهم در پرونده کمک کنم
و منی که برای بار هزارم
چرت و پرت تلاوت میکنم!
۳
الماس
حساب و کتاب روزهایی که نیستی
از دستم در رفته است
شاید دارم به حبس عادت میکنم
شاید آنقدر سخت شدهام که دیگر
ریشه هیچ درختی
بر من فرو نمیرود
راستش راه برایت رفتن بود
و برای من نرسیدن!
اشکالی ندارد
خدا را چه دیدی
حداقل شاید روزی شاعر شدم
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…
یکی از شاخههای بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطهی فکری است…
به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…