زیتون– سعید حجاریان، از تئوریسین های جریان دوم خرداد، پیروزی سید محمد خاتمی در آن انتخابات را نیز حاصل دو قطبی سازی جناح راست دانست و گفت:« کسی باور نمی‌کرد در انتخابات دوم خرداد پیروز شویم.» به گفته او «کاری که جناح راست در آن زمان انجام داد و الزاما خود آقای ناطق‌نوری هم ممکن بود موافق آن نباشد، قطبی‌کردن فضا بود.» حجاریان که با نشریه دانشجویی آوا، ارگان رسمی انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز گفتگو می کرد، برای مخاطبان این نشریه که احتمالا روزهای منتهی به پیروزی محمد خاتمی را به یاد نمی آورند توضیح داد:« صداوسیما تبلیغات را به سمت جناح راست برد؛ حتی رسانه‌ها و نهادهای ملی برای تبلیغات آقای ناطق فعال شدند و در ادامه هم به ما فشار آوردند که اصلا اسم رئیس دولت اصلاحات را نیاورید. به یاد دارم که آن زمان ماه محرم بود و آنها و خصوصا مداح‌ها، کل دسته‌ها را برای تبلیغات آقای ناطق‌نوری راه انداختند که مردم به او رأی دهند؛ بالأخره حاج‌آقا ناطق واعظ بود و منبرها با او همراه بودند.»
سعید حجاریان در ادامه گفت:«روز آخر هم که تبلیغات طبق قانون ممنوع بود آیت‌الله مهدوی کنی در روزنامه‌ها مصاحبه کرد و گفت که نظر رهبری به آقای ناطق است، این به عنوان تیتر یک روزنامه‌ها روز قبل از انتخابات چاپ شد. تا این حد تند شدند و همه را به همه وصل می‌کردند. در اداره‌ها و ارگان‌ها تا آنجا که توانستند تلاششان را کردند. زننده بود این حرکات، و به حدی زننده بود که مردم لج کردند و فضا مثل این دوره‌ی انتخابات مجلس قطبی شد. مردم هم گفتند هر گزینه‌ی دیگری به جز گزینه‌ی این‌ها باشد بهتر است. مردم آقای خاتمی را کم می‌شناختند. آقای خاتمی آدم شناخته شده‌ای نبود. از آن طرف آقای ناطق نه تنها پست داشت بلکه تریبون هم داشت. آقای خاتمی امکانات این چنینی نداشت اما در نهایت قطبی شدن فضا برای آقای ناطق بد شد. این موارد را من در روزنامه‌ی عصر ما* گفته‌ام، یک سری مقالات در کتاب “جمهوریت، افسون‌زدایی از قدرت” دارم و همه حرف‌ها را آنجا زده‌ام. واقعاً مردم خاتمی را نمی‌شناختند، اما من این را هم به شما بگویم که چون مدتی آقای خاتمی وزیر ارشاد بود و وزارت متبوع ایشان با هنرمندها رابطه‌ی خوبی داشت، هنرمندها کمک کردند، بازیگران فیلم و موسیقی‌دان‌ها و سلبریتی‌ها و همچنین افرادی مثل دکتر سروش و بچه‌های مرکز تحقیقات استراتژیک تلاش زیادی برای ایشان کردند. ما کار کرده بودیم برای برنامه آقای خاتمی و برنامه موجود بود، اما مردم برنامه را نمی‌دیدند. در خیلی از نقاط مثل ایذه و باغملک می‌گفتند “فقط سید” و سیادتش خیلی اثر داشت.»
او در پاسخ به سوالی در خصوص تاثیر شخصیت کاریزماتیک محمد خاتمی در پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ پاسخ داد:« آن زمان آقای خاتمی سوار اتوبوس شد و شهر به شهر رفت اما همه مردم که نمی‌دیدند. البته آقای خاتمی کاریزما دارد و کاریزما هم یک نوع پوپولیسم است. کاریزمای آقای خاتمی پوپولیسم دارد اما به این معنا نیست که بگوییم او آدم پوپولیستی بوده. پوپولیست نبود.»
سعید حجاریان در خصوص پشتوانه دموکراتیک جنبش دوم خرداد توضیح داد:«ببینید معمولاً جنبش‌ها پشتوانه نظری دارند، شما جنبش‌های جدّی مثل جنبش فمنیسم را ببینید، حتماً پشتوانه تئوریک دارند و بسیاری روی آن‌ها کار کرده‌اند. جنبش دوم خرداد هم از همین پشتوانه برخوردار بود و ادامه خواهد داشت، بخاطر اینکه پشت سرش تئوری دارد، تئوری قوی دارد. ممکن است گاهی یک حرکت پوپولیستی بدون تئوری راه بیفتد، اما خاموش می‌شود و میراست. جنبش به خاطر دموکراسی، جامعه مدنی، شایسته‌سالاری و بسیاری ترم‌های دیگر که در تاریخ مانده باقی و پایدار است. درباره این موارد بسیار گفته شده است، به طور مثال گفتگوی تمدن‌ها. این‌ها پشتوانه‌ی جنبش دوم خرداد است و جنبش برآمده از انتخابات دوم خرداد به همین خاطر متمایز و ماندگار شد.» جنبشی که به نظر او به یک گفتمان ارتقا پیدا کرده است. عضو حزب مشارکت در این رابطه افزود:« گفتمان یک سری مفاهیم است که به امر خارجی دلالت می‌کند. کلیه‌ی حرف‌هایی که زده شد از جمله مردم‌سالاری دینی، جامعه‌مدنی و غیره، فضای جامعه را تغییر داد و هنوز هم گفتمان جنبش زنده است. اما متأسفانه گفتمان به دفتر ریاست جمهوری راه پیدا کرد و نهاد شد، خاتمی گفت جنبش به من ربطی ندارد، من رئیس دولتم. جنبش بدون رهبر باقی ماند و دیگر متولّی نداشت و مشکل اصلی ما این بود. خاتمی کم کم ناسازگاری می‌کرد که نمی‌توانم رهبر جنبش باشم و وظیفه من را قانون اساسی آب و نان مردم و کار برای مردم تعیین کرده و نمی‌خواهم رهبر جنبش باشم، لذا خیلی‌ها آمدند و تلاش کردند که سوار موج جنبش بشوند، از دوستان اصلاح‌طلب خودمان، که این کاره نبودند.»
او با تاکید بر اینکه مشکل اقتدارگرایان با جنبش دوم خرداد ریشه در رانت خواهی ایشان دارد، گفت:«جنبش دست عده‌ای را از منافعشان کوتاه کرد، البته نه تنها منافع مادی بلکه از منافع معنویشان هم جدا شدند. دیدند ضرر کردند و همه چیز از دستشان رفته است. از لحاظ ایدئولوژیک ضربه خوردند، رابطه‌شان با مردم قطع شد و مردم را از دست دادند. جناح راست ریزش بسیاری کرد، ریشه‌ی اصلی شکاف فعلی که در جناح راست هست در دوم خرداد است. به لحاظ ایدئولوژیک کم آوردند و فهمیدند که دیگر نمی‌کِشند، آن هم با آن اوضاع تبلیغاتی. به لحاظ فرهنگی دیگر با مردم ارتباط ندارند، فهمیدند که نیرویی میرا هستند و باید جبران کنند. به دنبال تخریب افتادند و واقعاً دوره‌ی سختی بود. موقع قتل‌های زنجیره‌ای کار کردن بسیار مشکل شد، کار به جایی رسید که خاتمی یک بار در جلسه‌ی هیئت دولت بخاطر فشارها غش کرد. در حادثه‌ی کوی دانشگاه فشار عجیبی به خاتمی آمد، خاتمی دستاوردهایش کم نبود اما به طور مثال نمی‌توانست رئیس نیروی انتظامی را تغییر دهد و او سر خود بود. روزنامه‌ها را می‌بستند، ما هر روز دادگاه مطبوعات آقای مرتضوی بودیم، به دلایل واهی می‌آمدند و می‌بستند و می‌بردند. روزنامه سلام را بستند، سر تعیین وزرا مشکل داشتیم، وزارت اطلاعات مشکل داشت.»
از نظر سعید حجاریان همین مسائل باعث شده بود که سید محمد خاتمی نخواهد برای بار دوم نامزد شود، هرچند به گفته او اطرافیان رییس جمهوری اصلاحات به سختی توانسته بودند او را حتی برای نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ نیز راضی کنند.
سعید حجاریان نقاط قوت دوران ریاست جمهوری خاتمی را نیز این گونه شرح داد:«در زمینه‌ی توسعه سیاسی آقای خاتمی سعی کرد که قانون شوراها را به اجرا بگذارد و شوراها را تشکیل بدهد و من خودم هم از سمت مشاور رئیس جمهور استعفا دادم و به شورا رفتم. شورایاری بر محله‌ها و شوراها ثمره‌ی کار ما بود. همچنین NGO ها (سازمان‌های مردم نهاد) به وجود آمدند و یک سری کارهای مهم هم برای مبارزه با فساد انجام شد که هنوز آشکار نشده و باید مقاله بنویسم و افشا کنم که چه کارهایی انجام شد و هنوز کسی خبر ندارد. مبارزه با فساد زمان خاتمی به خوبی شروع شد، جدی و تئوریک هم بود و کار علمی و عملی بسیاری بر روی آن انجام شد. به شایسته‌سالاری کم و بیش توجه شد و یک مقدار هم نشد، ما آماری از کارکنانمان نداشتیم و رنکینگی نکرده بودیم که بگوییم برای فلان پست چه ویژگی‌هایی لازم است و نسبت پست و کیفیت فلان فرد معلوم نبود و بعضی جاها از دست در رفت، پست‌هایی به افرادی داده شد که ضعیف بودند و نمی‌کشیدند، این از نقطه ضعف‌های دوران ما بود.»
اما از نظر او اشتباه سالهای اصلاحات برگزاری انتخبات مجلس هفتم است، حجاریان در این رابطه تاکید کرد:« وزارت کشور خاتمی نباید انتخابات را برگزار می‌کرد، باید می‌گفت با این رد صلاحیت‌ها خودتان برگزار کنید، باید پایش می‌ایستاد. یک جایی باید بایستیم دیگر! من خیلی انتقاد به خاتمی داشتم، من که مشاورش بودم آشکارا به خاتمی انتقاد می‌کردم. مثلاً سر قضیه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای باید پیگیری می‌کرد و نکرد، اصلاً معلوم نشد چه شد. ۱۸ تیر را باید پیگیری می‌کرد، انتهای قضیه نباید برسد به یک سرباز و ریش تراش! در قضیه‌ی مطبوعات و لوایح دوقلو باید مقاومت می‌کرد. ما در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم هم اشتباه داشتیم و به اشتباه رأی‌ها بین معین و کروبی و کاندیداهای دیگر متفرق شد. باید یک کاندیدا می‌دادیم. حزب ما بی‌جهت آقای معین را کاندیدا کرد اما حزب این تصمیم را گرفت و من هم از آقای معین دفاع کردم، اما من خودم مخالف بودم با این موضوع. باید آقای کروبی را راضی می‌کردند که یک کاندیدا بدهیم. یا اشتباه دیگر در مورد تحکیم وحدت بود، طیف شیراز و علامه در تحکیم نباید دعوا می‌کردند، چرا دعوا کردند؟ چه فایده‌ای داشت؟»
او در مورد این شائبه که رای احمدی نژاد حاصل اقدامات دوران اصلاحات بود، گفت:«در این مورد من مقاله‌ای دارم تحت عنوان “حاشیه علیه متن” که توصیه می‌کنم مطالعه کنید. خاتمی چقدر نفت داشت؟ چقدر بودجه و پول داشت؟ با آن شرایط کارنامه‌اش از نظر من خوب است، اما مشکل بی‌آبی و کمبود بودجه باعث شد که بخش عظیمی از شهرهای ما دچار حاشینه‌نشینی شوند، همین شیراز شما مگر حاشیه ندارد؟ مشهد چطور؟ از تهران خبر دارید؟ به خاطر فقر و به خاطر بی‌آبی، مثل بعضی شهرهای آمریکای لاتین، هسته‌شان کوچک و حاشیه بزرگ است. حاشیه خطرناک است و حاشیه استعداد دارد که به سمت جنبش بناپارتی برود.** مقاله‌ای دارم با عنوان «۱۸ خرداد آری، ۱۸ برومر نه» و همان موقع پیش‌بینی کردم که اگر ۱۸ خرداد و زمانی که دور دوم خاتمی بود مردم پای صندوق نیایند گرفتار یک وضعیت بناپارتی می‌شویم و گفته بودم که صدای پای احمدی نژاد می‌آید و پیش‌بینی می‌کردیم که ممکن است او بیاید. در انتخابات اخیر وضعیت شیراز خوب بوده اما آیا حاشیه‌هایش هم خوب بوده؟ شهرهای دیگر استان فارس چطور بوده؟ خوزستان را نگاه کنید، خراسان را ببینید، اصفهان را ببینید، نتایج در حاشیه‌ها بد بوده است، البته در مشهد تقلب هم شد.»
از نظر این تئوریسین با سابقه راهکار مقابله با چنین خطراتی، توسعه و توسعه یافتگی است.
او همچنین در این گفتگو به آسیب های احتمالی سیاست های دولت روحانی پرداخت و گفت:« هنوز نرخ رشد بالا نیست و مشکل بیکاری وجود دارد. این را آقای روحانی باید برطرف کند. بیکاری هم با این نرخ رشد حل نمی‌شود، نرخ رشد حداقل باید ۵ درصد باشد، آن هم مداوم و ثابت. این هدف پول و ارز می‌خواهد، نیاز به سرمایه‌گذاری خارجی دارد، سرمایه‌گذاری خارجی امنیت می‌خواهد، روحانی باید امنیت ایجاد کند و تا شرایط نرمال نشود امنیت برقرار نمی‌شود. سرمایه‌گذار در شرایط فعلی کشور نخواهد آمد. شما نگاه کنید یک سفارت سعودی را می‌گیرند چقدر ما آسیب می‌بینیم، عربستان سعودی الان با ما عملاً وارد جنگ شده، چقدر ضربه خوردیم ما بابت سعودی. این برج به بازنشسته‌های نیروهای مسلح حقوق ندادند، دولت پول ندارد حقوق بدهد، برج دیگر پول ندارند به کارگرها بدهند، من نگران این هستم که کم کم مشکلات جدید بر سر روحانی آوار بشود. آقای روحانی خیلی تحت فشار است. روحانی باید بفهمد که خودش باید پای کار بایستد، حتماً از ابتدا می‌دانست که اینطور می‌شود و این مشکلات هست و نمی‌تواند شانه خالی کند.»
با این همه سعید حجاریان به بقای اندیشه اصلاح طلبی امیدوار است و می گوید« اصلاح‌طلبی نمی‌میرد، اصلاح‌طلبی مردنی نیست! از زمان امیر کبیر و مشروطه بوده تا الان و باز هم ادامه خواهد داشت.»

 

بازگشت به صفحه اول