عقلِ تباه و «جنبش مهسا»

عبدالله ناصری

ابوالعلاء معری، شاعر نواندیش عصر طلایی خردورزی در تاریخ اسلام (قرن ۴-۵ ق)، در “لزومیات” خودش قصیده‌ای دارد با این مطلع:

“عقلک یا اخاالسبعین واه
کأنک فی ملاعبک ابنِ سبع”

آهای هفتاد (هشتاد) ساله‌ها!

چون در (ظهور و بروز) خود مثل کودکان هفت‌ساله هستید، بدانید عقل‌تان تباه است.

و در ادامه:

شما و ما همه، جانی‌های ستمگری هستیم و در خیانت (کردن) مثال هم‌دیگر. خوشحالید اگر جز خودتان بی‌خانمان‌اند و بی‌ثروت.

با درنگ در ادامه‌ی قصیده‌ی معری، دو اندیشه را درک می‌کنیم که درباره‌ی سبک زندگی با هم چالش دارند؛ چالشی بر سر اقتصاد زندگی، حقوق شهروندی، دینداری اجباری. (فقیهان آن عصر مثل این عصر، موعظه‌گران بدکاره‌اند.)

انقلاب “زن، زندگی، آزادی”، جنبشی است که به تعبیر “آنال”ی بنده، انقلابی در “فرهنگ مادی” بود؛ انقلابی در “لباس” که بعدتر “نان” هم به آن افزون شد (همان اصطلاح “نان روزانه” در تاریخ‌نگری مورخان آنال). این روند، مظاهر دیگر فرهنگ مادی مثل مسکن، فن‌آوری، بهداشت، اثاثیه‌ی زندگی، مالیات، قیمت‌ها و … را در پی داشت.

مظاهر دیگری را می‌توان اضافه کرد، مانند: کاخ‌ها، مسجدها، نقاشی‌ها (بنرها)، طلا و نقره‌کاری‌ها، تغذیه، بارداری (و سقط جنین) و نیز کنترل جمعیت. توجه کنیم که سست‌شدن باورهای مذهبی نسل پساانقلاب به خاطر دخالت فقه در علم و زیست دل‌خواه، منشأ درنگ بیشتر در نزاع مادیات و معنویات شد.

این فرهنگ مادی در نگاه مورخ مدرن علمی، انسان را در جایگاه نخست قرار می‌دهد؛ همان رویکرد نواندیشانه‌ی قرآنی. جنگ مهساهای ایرانی با هفتاد-هشتاد ساله‌های حکومتی، به درستی جنگ “ماده و معنا”ست.

مردم ایران باور دارند مادیات زندگی از قبیل غذا، لباس، تفریح، ازدواج، ماشین (سواری)، بارداری، حقوق آن‌هاست و حکومت مقید به تأمین آن است. انقلاب مهسا گفتمان خود را بر نیازهای مادی بنا نهاد و چه زیبا و جذاب و هوشمندانه خبرنگار به مثابه‌ی “مورخ” آن را ثبت کرد.

گاهی در این اندیشه غوطه‌ورم که در این انقلاب، حق مورخ آنی (لحظه)ی پدیدار ادا نشد. به‌عنوان یک تاریخ‌نگار تاریخی‌نگر، تأکید دارم اگر دو مورخ-خبرنگار، بانوان عزیز حامدی و محمدی، در بیمارستان کسری تاریخ آنی (لحظه) را ثبت نمی‌کردند، کار مورخان جنبش مهسا خیلی سخت‌تر می‌شد. این دو خبرنگار در انقلاب مهسا، جایگاه بیهقی در تاریخ ایران را دارند. مبالغه نمی‌کنم؛ اگر سترگ نبود، آن‌قدر ناحقی را نمی‌دیدند.

جنبش/انقلاب “زن، زندگی، آزادی” یک مطالبه‌ی مادی حقیقی را ـ که اگر عراق حمله نکرده بود، سال‌ها زودتر محقق می‌شد ـ به زنان و دختران ایران هدیه داد.

عقل حکومتی که در دو-سه سال گذشته به قله‌ی تباهی رسیده و فرهنگ مادی ایرانیان را بیشتر محو کرده، پس از تجاوز دوازده‌روزه‌ی اسرائیل ـ که رهبر و سپاه محرک آن بودند ـ نیاز حریصانه‌ی مردم به فرهنگ مادی را بیشتر دیده و بی‌کنش‌تر شده‌است.

اگر تجاوز دیگری از اسرائیل سر زند ـ که وقوع آن بسیار محتمل است مگر خامنه‌ای زهر خودساخته را بنوشد ـ مردم ایران با مطالبات مادی، فعال‌تر خواهند شد

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از

ادامه »

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که

ادامه »

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل

ادامه »