ایران‌اینترنشنال؛ اتاق خبر یا اتاق پژواک؟


زیتون
– ایران‌اینترنشنال نخستین بار در سال ۲۰۱۷ راه‌اندازی شد و دفتر اصلی‌اش در لندن قرار دارد. این شبکه تقریباً به‌طور کامل بر اخبار و تحلیل‌های مرتبط با ایران متمرکز است، از سیاست داخلی و خارجی گرفته تا اعتراضات و وضعیت حقوق بشر. ایران‌اینترنشنال فعالیت پررنگی در توییتر، اینستاگرام و یوتیوب دارد و با تولید محتوای کوتاه، گرافیکی و فوری توانسته مخاطبان جوان‌تری جذب کند. پوشش ۲۴ ساعته، زنده و لحظه‌به‌لحظه وقایع، به‌ویژه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، جایگاه رسانه‌ای آن را ارتقا داد. اما همین مسئله مورد نقد برخی تحلیلگران رسانه قرار گرفت که معتقدند «سرعت» در این رسانه بر «دقت» اولویت دارد. بسیاری از منتقدان می‌گویند ایران‌اینترنشنال بیش از آن‌که یک رسانه بی‌طرف باشد، نقش یک بازیگر سیاسی را ایفا می‌کند مثلاً پوشش پررنگ و گاهی یک‌سویه‌ی اعتراضات یا حمایت از چهره‌های خاص اپوزیسیون. علاوه بر ساختار و منابع مالی مبهم، برخی آن را نسبت به رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی فارسی تندروتر و کم‌تر حرفه‌ای ارزیابی می‌کنند؛ خصوصاً در رعایت استانداردهای خبری. منتقدان هم‌چنین می‌گویند ایران‌اینترنشنال رضا پهلوی را «شخصیت‌سازی رسانه‌ای» می‌کند، و او را حتی در نبود عملکرد سیاسی مشخص، به‌عنوان «رهبر بالقوه» یا «نماد» تکرار و تقویت می‌نماید. و سرانجام منتقدان بر این باورند که سوگیری ایران‌اینترنشنال در پوشش جنگ ایران–اسرائیل آشکار بود، و ویژگی‌های آن با الگوی یک «رسانه هم‌راستا با اهداف جنگ روانی اسرائیل» هم‌خوان است. ایران‌اینتر‌نشنال همواره این اتهامات را رد کرده و مجریان و خبرنگاران آن نیز به‌صورت جداگانه در برنامه‌ها و رسانه‌های شخصی در این‌باره توضیح داده‌اند.

ما در مناظره‌ای هوشمندانه و به یاری شخصیت‌های فرضی اما مسلط بر رسانه رویکرد این رسانه تأثیرگذار و پرمخاطب را از منظر سواد رسانه‌ای به‌چالش کشیده‌ایم. این مناظره به کمک هوش مصنوعی انجام شده تا شما بتوانید به اطلاعات و استدلال‌های آن اعتماد کنید.

***

شرکت‌کنندگان:
• دکتر آذر امیری – استاد روزنامه‌نگاری، تحلیلگر رسانه و مدافع مشروط عملکرد ایران‌اینترنشنال
• دکتر سروش فره‌مند – پژوهشگر ارتباطات سیاسی و منتقد ساختاری رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور

مجری: سپاس از حضور شما. خانم دکتر امیری، اجازه بدهید از شما آغاز کنیم. موضوع ما عملکرد ایران‌اینترنشنال در سال‌های اخیر است؛ به‌ویژه در مواردی مثل پوشش درگیری ایران و اسرائیل و ترویج چهره‌هایی مانند رضا پهلوی. آیا این رسانه در چارچوب حرفه‌ای عمل کرده یا بیشتر به‌سوی پروپاگاندا رفته است؟

دکتر  آذر امیری: جانبداری اخلاقی (moral alignment) با تبلیغ سیاسی تفاوت دارد. من فکر می‌کنم قضاوت درباره ایران‌اینترنشنال نیاز به تفکیک عملکرد از نیت دارد. بله، این رسانه سوگیری دارد، اما سوگیری در رسانه غیرقابل اجتناب است. مهم این است که آیا مخاطب امکان دسترسی به اطلاعات کافی برای قضاوت را دارد یا نه. در بحران‌هایی مثل اعتراضات ۱۴۰۱ یا جنگ با اسرائیل، این رسانه صدایی برای بخش‌هایی از جامعه بود که در داخل سانسور می‌شوند. اگر یک رسانه به مردم سرکوب‌شده بلندگو می‌دهد، این الزاماً پروپاگاندا نیست.

دکتر سروش فره‌مند: موافقم که در فضای بسته رسانه‌ای ایران، رساندن صدای مردم مهم است. اما مشکل من با ایران‌اینترنشنال نه اصل فعالیتش، بلکه ساختار روایت و نحوه بازنمایی واقعیت است. در پوشش جنگ ایران و اسرائیل، این رسانه عملاً به روایت ارتش اسرائیل متکی بود. تیترها، تصاویر، تحلیلگران، و لحن برنامه‌ها همگی بر پایه‌ی پیروزی اسرائیل و شکست ایران بود، بدون تحلیل‌ انتقادی یا حتی طرح روایت متقابل.
این نه جانبداری اخلاقی، بلکه سوگیری چارچوب‌بندی (bias در framing) است که به‌جای تحلیل چندوجهی، واقعیت را تک‌بعدی می‌کند.
اگر بخواهیم از زاویه معیارهای ژورنالیسم حرفه‌ای مانند تنوع منابع، توازن در روایت، تفکیک خبر و تحلیل، و بی‌طرفی تحریریه صحبت کنیم، ایران‌اینترنشنال عملکردی پُر تناقض داشته است. در مقاطعی، خصوصاً در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، توانست صدایی برای معترضان بی‌صدا باشد، که از نظر اخلاق حرفه‌ای قابل دفاع است. اما در بحران‌هایی مثل درگیری نظامی با اسرائیل، یا در پوشش رضا پهلوی، این رسانه به‌جای «اتاق خبر»، به‌نوعی اتاق پژواک (echo chamber) تبدیل شد—یعنی جایی که فقط یک طیف خاص از صداها تکرار می‌شوند.

دکتر امیری: من موافقم که باید با معیارهای حرفه‌ای صحبت کرد. استفاده از اصطلاح «اتاق پژواک» دربارهٔ رسانه‌ها باید با دقت و تفاوت‌گذاری صورت بگیرد. در سواد رسانه‌ای، اتاق پژواک به فضایی اطلاق می‌شود که در آن فقط صداهای هم‌نظر تکرار می‌شوند و هیچ فضای واقعی برای دیدگاه متفاوت یا مناظره وجود ندارد. اما آیا ایران‌اینترنشنال دقیقاً چنین وضعیتی دارد؟ ایران‌اینترنشنال طیف متنوعی از دیدگاه‌ها در طیف اپوزیسیون را بازتاب داده: از مشروطه‌طلب گرفته تا فعالان چپ، قوم‌گرایان، فمینیست‌ها، تحلیل‌گران سکولار و حتی گاه اصلاح‌طلبان منتقد. این تنوع اگرچه ممکن است فاقد نمایندگان رسمی جمهوری اسلامی باشد، اما در درون خود اپوزیسیون، تک‌صدایی نیست. دیگر این‌که، در اتاق پژواک واقعی، صداهای متفاوت نه‌تنها دعوت نمی‌شوند، بلکه حذف می‌شوند. در ایران‌اینترنشنال مواردی وجود داشته که مهمانان با دیدگاه متفاوت حضور یافته‌اند، و اگرچه همیشه گفت‌وگو ایده‌آل نبوده، اما امکان ابراز دیدگاه‌شان را داشته‌اند. به‌ویژه در برنامه‌هایی مانند سیاست‌نامه یا چشم‌انداز، موارد متعددی از مواجهه با نقد دیده شده.
و سرانجام، باید تفاوت گذاشت بین رسانه‌ای که جهت‌دار است ولی قابل نقد و باز است، با رسانه‌ای که بسته، ایدئولوژیک و غیرقابل نفوذ است. ایران‌اینترنشنال اگرچه ممکن است سوگیری داشته باشد، اما مخاطب می‌تواند نقد کند، تماس بگیرد، در فضای مجازی واکنش نشان دهد—و حتی بسیاری از کارکنانش هم نقد داخلی دارند. این شفافیت نسبی، برخلاف سازوکارهای رسانه‌های اتاق پژواک است. رسانه‌هایی با صداهای غالب، الزاماً اتاق پژواک نیستند؛ اگر امکان بازخورد، نقد و ورود صداهای دیگر ولو محدود فراهم باشد ضعف اصلی در عدم توازن ساختاری و فرامتن‌زدایی است، نه بسته‌بودن مطلق.
اگر بناست دقیق باشیم، باید بگوییم: رسانه‌ای با سوگیری قابل نقد، نه اتاق پژواک تمام‌عیار. بلی! ما در اینترنشنال ما با رسانه‌ای با جهت‌گیری مشخص سیاسی (یک رسانه advocacy محور) روبه‌رو هستیم. علاوه بر این در رسانه‌های بحران‌محور، همیشه خطر بسط روایت ساده‌شده (simplification ) وجود دارد، خصوصاً وقتی امکان دسترسی به منابع رسمی یک‌طرف نباشد.
نباید فراموش کنیم که بسیاری از کسانی که از ایران‌اینترنشنال انتظار بی‌طرفی دارند، از واقعیت ساخت سیاسی رسانه‌های خارج‌نشین غافلند. این رسانه، خواه ناخواه، یک پروژه رسانه‌ای با مأموریت سیاسی مشخص است. حتی اگر مدیرانش ادعا کنند بی‌طرفند، اما در عمل خط‌روایی مسلط آن، با تمرکز مستمر بر ناکارآمدی نظام و تبلیغ چهره‌هایی خاص، مانند رضا پهلوی است. اما ایران‌اینترنشنال معمولاً در پایان گزارش‌ها، یا با دعوت از تحلیلگران میانه‌رو (هرچند کم‌تعداد)، تلاش کرده نشان دهد که یکدست نیست. مثلاً در برنامه‌های فرداد فرحزاد، گاهی چهره‌هایی مانند علی‌ افشاری حضور دارند که از نظر فکری همسو نیستند.

دکتر فره‌مند: دکتر جان! معلوم است که ما از اتاق پژواک کلاسیک (مانند رسانه‌های حکومتی یا حزبی) در رسانه‌ها سخن نمی‌گوییم. در اتاق پژواک مدرن و واقعی، صداهای متفاوت حذف نمی‌شوند بلکه تحقیر می‌شوند و یا در خدمتِ روایت غالب قرار می‌گیرند.
حضورهای متفاوت در ایران‌اینترنشنال اغلب ویترینی است و هدف فریب مخاطب است. چنان‌که در بسیاری از برنامه‌ها، آن‌ها مخالفان در اقلیت هستند، با زمان کمتر، و در معرض فشار مجری یا مهمانان دیگر. این همان چیزی‌ست که در تحلیل رسانه‌ای به آن می‌گوییم: representation without power – یعنی نمایش دیدگاه مخالف، بدون اینکه اجازه شکل‌دادن به روایت را داشته باشد.

در اتاق پژواک، بینش و تفکر مخاطب به تعلیق در می‌آید و اطمینان او خریده می‌شود. وقتی پس از دیدن ایران‌اینترنشنال احساس می‌کنی «همه همین‌طور فکر می‌کنند»؛ وقتی فکر می‌کنی صدای مخالف یعنی خیانت یا بی‌سوادی، یعنی در اتاق پژواک قرار داری و نه اتاق خبر! هدف اتاق پژواک تأیید مکرر یک دیدگاه، حذف تعارض و ساختن تصویر ساده‌شده از واقعیت است در حال‌که هدف اتاق خبر افزایش آگاهی و امکان قضاوت مستقل برای مخاطب است. ایران‌اینترنشنال یک اتاق پژواک مدرن است که پیچیده‌تر و فریبنده‌تر از اتاق پژواک‌های کلاسیک و ساده عمل می‌کند.
درباره رضا پهلوی هم، حضور سنگین و پوشش بی‌وقفهٔ فعالیت‌های او، بدون نقد ساختاری یا بررسی ریشه‌ای، تبدیل شده به رسانه‌سازی شخصیت (persona construction). این دقیقاً برخلاف اصول بی‌طرفی تحریریه (editorial impartiality) است.
تعریف شما از اینترنشنال به‌عنوان رسانه‌ای با جهت‌گیری مشخص سیاسی درست است، اما پرسش اصلی این است که آیا این سوگیری آگاهانه است یا پنهان؟ رسانه‌ای که خود را مستقل معرفی می‌کند اما به‌طور مستمر از ابزارهایی مانند سوگیری در چارچوب‌بندی (framing bias ()،) و سوگیری در میهمانان (selection bias) و سوگیری در انتخاب مهمانان (agenda setting ) استفاده می‌کند، نمی‌تواند مدعی بی‌طرفی باشد.
در جریان جنگ ایران–اسرائیل، روایت رسانه تقریباً ۹۰ درصد مبتنی بر منابع اسرائیلی یا غربی بود. این نقض اصل پلورالیسم (pluralism) در رسانه است—یعنی چندصدایی که ستون اصلی دموکراسی رسانه‌ای است.

دکتر امیری: پوشش سنگین به رضا پهلوی، ناشی از واقعیت فضای رسانه‌ای تبعید هم هست. وقتی سایر جریان‌ها پراکنده، بی‌برنامه، یا بدون پیام روشن هستند، طبیعتاً رسانه به چهره‌هایی رو می‌آورد که در افکار عمومی شناخته‌شده‌ترند. آیا ایران‌اینترنشنال در تبلیغ رضا پهلوی بی‌طرف عمل کرده؟ خیر. اما آیا او را به زور وارد صحنه کرده؟ نه. بلکه فضای خلأ سیاسی اپوزیسیون، خودش سوژه را برجسته کرده. گاهی رسانه در خلأ نیروهای منسجم، به کسی میدان می‌دهد که بیشتر دیده شده—و این می‌تواند ناشی از ضعف تحلیلی یا تنبلی تحریریه باشد، نه الزاماً هدایت سیاسی.
با همهٔ این‌ها، نمی‌توان نقش رسانه‌ای مثل ایران‌اینترنشنال را در شکستن انحصار اطلاعاتی حکومت ایران نادیده گرفت. ما نقد رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌هایی مثل ایران‌اینترنشنال، بسیار ضروری است—اما اگر این نقد با درک زمینه و پیچیدگی‌ها همراه نباشد، به‌راحتی به بی‌انصافی یا قضاوت کلی تبدیل می‌شود. باید از «نقد عملکرد» عبور کنیم به‌سمت «سازوکار ارتقاء حرفه‌ای».
رسانه‌ای که در موقعیت «غیرمتقارن اطلاعاتی» فعالیت می‌کند—یعنی طرف مقابل (حکومت) حاضر به گفت‌وگو، شفاف‌سازی یا همکاری نیست—طبیعتاً نمی‌تواند کاملاً متوازن باشد. ایران‌اینترنشنال در فضای کاملاً بسته و سرکوب‌گر رسانه‌ای داخل ایران، به‌عنوان یکی از معدود رسانه‌هایی عمل کرده که صدای طیف وسیعی از مخالفان، معترضان، فعالان مدنی و قربانیان را بازتاب داده است.
در مورد جنگ، باید بپذیریم که منابع معتبر و روزآمد در دسترس رسانه‌ها عمدتاً از بلوک غرب هستند. منابع آزاد، معتبر و روزآمد درباره عملکرد نهادهای نظامی ایران، بسیار محدود است. وقتی رسانه به منابع غربی تکیه می‌کند، این الزاماً ترجیح ایدئولوژیک نیست؛ بلکه نتیجه محدودیت اطلاعات و امنیت منابع است.

دکتر فره‌مند: محدودیت منابع شاید در عمل پذیرفتنی باشد، اما از منظر حرفه‌ای مشکل دارد. ایران‌اینترنشنال به‌جای روزنامه‌نگاری زمینه‌محور ( contextual journalism)، به روزنامه‌نگاری رویدادمحور سطحی رضایت داده. در نتیجه نه‌تنها از روایت تهران غفلت کرده، بلکه حتی تلاش نکرده آن را از طریق منابع ثالث (مثلاً سازمان ملل یا دانشگاهیان) بازسازی کند.
پوشش جنگی متوازن نیاز به دیدگاه دو طرف دارد. صرفاً پوشش منابع یک‌طرفه (اسرائیلی یا غربی) باعث «جنگ‌روایی» می‌شود، نه روزنامه‌نگاری. حتی اگر به ایران دسترسی نداشته باشند، باید به تحلیل‌های بین‌المللی بی‌طرف مانند گزارشگران سازمان ملل یا تحلیلگران آکادمیک استناد می‌کردند. تکرار روایتی یک‌طرفه باعث «شبیه‌سازی روانی جنگ» برای مخاطب می‌شود، یعنی ساختن تصویری ذهنی از شکست یا فاجعه، حتی بدون داده قطعی.

درباره رضا پهلوی، موضوع عمیق‌تر است. ایران‌اینترنشنال با ساخت visibility یا «قابلیت دیده‌شدن» برای او، به یک نوع برندینگ سیاسی پرداخته. فعالیت‌های نمایشی او غالبا بزرگ‌نمایی می‌شوند و حتی گاهی با تحریف به خورد مخاطب داده می‌شوند. دیدار/لابی با چند نماینده مجلس در بریتانیا و یا اجاره کردن یک سالن در پارلمان اروپا را ایران‌اینترنشنال به اسم حضور رضا پهلوی در پارلمان بریتانیا و اروپا به مخاطبانش القا می‌کند؛ موضوعی که اگر ارزش خبری داشته باشد لابد باید مریم رجوی را ۲۴ ساعته در ایران‌اینترنشنال دید. ادعای «برندینگ سیاسی» با شواهد روشن (مثلاً سیاست تیترگذاری، چینش مهمان، لحن مجری، پنهان‌سازی نقدها) همراه است که من در آن‌ها نشانه‌ای از تنبلی تحریریه نمی‌بینم بلکه در موارد می‌بینم که همکاران اینترنشنال شخصا هم در این برندینگ نقش دارند، مثلا شلر حقانی و مراد ویسی (دو نفر از تحریریه ایران اینترنشنال) هم حضور رضا پهلوی در پارلمان انگلیس و پارلمان اروپا را به مخاطبانشان القا کردند،
علاوه بر این، رسانه نباید خلأ سیاسی را پر کند؛ بلکه باید آن را تحلیل و کالبدشکافی کند. وقتی یک رسانه با طراحی گرافیکی خاص، انتخاب تیتری خاص، و انتخاب تحلیلگران همسو با یک فرد، زمینه‌ی legitimization سیاسی می‌سازد، ما دیگر با اطلاع‌رسانی مواجه نیستیم؛ با مهندسی روایت سیاسی (narrative engineering) مواجهیم.
و اینجاست که پای اصطلاحی به نام constructive bias به میان می‌آید. یعنی سوگیری‌ای که برای ساختن چیزی (در این‌جا: «رهبری اپوزیسیون») اعمال می‌شود. رسانه در این حالت نه بازتاب‌دهندهٔ واقعیت، که سازندهٔ آن می‌شود. چنین رسانه‌ای حتی اگر در ظاهر متنوع عمل کند، اما در سطح زیرساختی، درگیر مهندسی روایت ( narrative engineering) است. استفاده از تحلیل‌گران ثابت، خط‌های تحلیلی مشابه، و فقدان روایت‌های جایگزین این مسئله را تقویت می‌کند.

مجری(زیتون): دکتر امیری به «ضعف تحلیلی یا تنبلی تحریریه» اشاره کردند. اجازه دهید موضوع را به لایه‌ای عمیق‌تر ببریم. یکی از بحث‌های پررنگ این روزها، نقش خبرنگاران حرفه‌ای در رسانه‌های دارای سوگیری است. خبرنگاران در دفاع از خود می‌گویند: «ما صرفاً خبر تهیه می‌کنیم. تحت فشار نیستیم. مسئول روایت کلی رسانه نیستیم. مواضع و تحلیل‌های‌مان شخص است و در قبال آن مسئولیت داریم.» آیا این موضع قابل دفاع است؟

دکتر امیری: بله، قابل درک است. آن‌ها خود را اهل دقت، صداقت و راستی‌آزمایی می‌دانند—و واقعاً هم هستند. در برخی موارد، به‌ویژه در گزارش‌های حقوق بشری یا فساد، کارهای بسیار باکیفیتی ارائه کرده‌اند. بسیاری از آن‌ها نه در جلسات سردبیری حضور دارند و نه در تصمیم‌سازی سیاسی مشارکت می‌کنند. از این رو، وقتی می‌گویند:«من از کار خودم دفاع می‌کنم، نه لزوماً از روایت کلی رسانه»، در مقام فردی، قابل قبول است. ما نمی‌توانیم صرفاً به دلیل حضور یک خبرنگار در یک رسانه خاص، به او برچسب سوگیری بزنیم.

دکتر فره‌مند: مخالفم. این نکته در سطح فردی کاملاً قابل احترام است. اما در سطح ساختار رسانه‌ای، ما با یک مسئله گفتمانی مواجه‌ایم. در سواد رسانه‌ای امروز، می‌دانیم که حتی اگر خبرنگار زیر فشار مستقیم نباشد، کار او می‌تواند در خدمت روایتی جهت‌دار قرار گیرد—از طریق بازچارچوب‌بندی (reframing)، استفاده گزینشی (cherry-picking) یا چینش هم‌راستای تحلیل‌ها. از این رو، حرفه‌ای بودن، اگر درک ساختاری از جایگاه رسانه‌ای نداشته باشد، کفایت اخلاقی ندارد.

دکتر امیری: اما آیا شما می‌خواهید از یک خبرنگار بخواهید که از کار در رسانه‌ای که بخشی از مخاطب جامعه را نمایندگی می‌کند صرف‌نظر کند، فقط به این دلیل که ساختار رسانه بی‌نقص نیست؟ آیا این توقع واقع‌گرایانه‌ای است؟ ما خبرنگارانی داریم که کار را وسیله بقا نمی‌دانند، بلکه فرصتی برای رساندن صدای حذف‌شده‌ها می‌بینند. به‌گمان من، این سیاست درون‌سیستمیِ هوشمندانه، بسیار مؤثرتر از خروج کامل یا موضع‌گیری آشکار است.

دکتر فره‌مند: من انتظار دارم خبرنگار، از موقعیت خود آگاه باشد و مرز حرفه‌ای خود را شفاف‌سازی کند و مسئولیت بپذیرد. ما باید میان خبرنگار فنی و خبرنگار گفتمانی تمایز قائل شویم. خبرنگاری که می‌داند حضورش می‌تواند به پوشاندن سوگیری ساختاری کمک کند، نمی‌تواند با استناد به صرف بی‌فشار بودن، خود را از مسئولیت گفتمانی معاف کند و از خود سلب مسئولیت کند. رسانه از حضور چهره‌های حرفه‌ای برای کاهش حساسیت نسبت به سوگیری خود استفاده می‌کند. در ادبیات رسانه‌ای، این پدیده را “legitimacy by association” می‌نامند.

مجری: کلام آخر یا جمع‌بندی شما را بشنویم.

دکتر امیری: ایران‌اینترنشنال، مانند هر رسانه‌ی دیگر، نقص‌هایی دارد. اما تا زمانی که خبرنگاران آگاه، مستقل و با وجدان در آن حضور دارند، امکان اصلاح، تنوع و حرفه‌ای‌ماندن هنوز باقی است. مخاطب باید بداند رسانه‌ها بی‌طرف مطلق نیستند. اما تا زمانی که امکان بررسی دیدگاه‌های مختلف را فراهم کنند، نقش مثبتی در گفت‌وگوی سیاسی دارند. مخاطب باید هم از این رسانه استفاده کند، و هم از منابع دیگر برای تکمیل تصویر. هیچ رسانه‌ای جای تفکر انتقادی را نمی‌گیرد.

دکتر فره‌مند: خبرنگار، صرفاً مسئول کلمه‌اش نیست؛ مسئول موقعیتی است که در آن سخن می‌گوید. حرفه‌ای بودن در رسانه‌ی سوگیر، تنها زمانی معتبر است که با آگاهی از «جایگاه خود در روایت کلان» همراه باشد. مخاطب نباید بین رسانهٔ حکومتی و رسانهٔ تبعیدی دچار خطای دوگانه شود. سواد رسانه‌ای یعنی توان نقد رسانه‌ای که دوستش داریم. مخاطب باید با نگاه پرسشگر، نه پیرو، اخبار را دنبال کند؛ یعنی بداند این رسانه روایتگر یک سوی ماجراست، نه کل آن.

جمع‌بندی مجری: ایران‌اینترنشنال، رسانه باشد یا پروژه سیاسی، بخشی از واقعیت امروز ماست و روایتی از ایران و اخبار ایران به‌ دست می‌دهد. یک سوی دیگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی است که ایران دیگری را روایت می‌کند. در جهانی که جنگ روایت‌ها داغ است، ما به جایگاه‌های خاکستری نیاز داریم، اما نه خاکستری‌های بی‌صدا.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

8 پاسخ

  1. شما که در نشریه با فرهنگی مثل زیتون کار می کنید و نه اینترنشنال؛‌فارسی یاد بگیرید که پِژواک را پَژواک نخوانید و جانبداری را جانباداری و فَرَهمند را فَر هَمند نخوانید!!!

    1. با سپاس از توجه شما، اجرا و انتخاب متن به‌تمامی توسط هوش مصنوعی انجام شده و مشکل تلفظ از یادگیری ماشین است.
      زیتون

  2. ترکیب واژگان «ایران اینترنشنال» از قضا ترکیب غریبی است. اگر آن را برگردان ترکیب انگلیسی Iran International بگیریم (لفظاً به معنای ایران بین المللی) قاعدتاً باید یا به اخبار ایران از نگاه رسانه های بین المللی یا به اخبار ایران در عرصۀ بین الملل توجه عمده داشته باشد. اما پوشش اخبار این رسانه هیچ کدام از اینها را “به طور عمده” در بر نمی گیرد: به اخبار ایران “عمدتاً” ، نه از نگاه رسانه های بین المللی، بلکه از دریچۀ یکسونگر خاص خودش می نگرد؛ از سوی دیگر، توجه “عمده اش” به اخبار ایران در عرصۀ بین الملل نیست، بلکه “عمدۀ” توجهش معطوف به اخبار داخلی است، هرچندکه به اخبار بین المللی دربارۀ ایران نیز توجه دارد. خلاصه آنکه به گمانم نام بی مسمایی دارد. به خصوص با توجه به نوع پوشش خبری اش در جریان تجاوز اسرائیل به ایران عزیز، شاید بهتر این بود که آن را «شعبۀ کانال X اسرائیل» نام می نهادند. پیشنهــــادی بود تحفۀ درویش…

  3. مشاهدین ایرانی کانال های تلویزونی ایران انترنشنال %۶۵ بی بی سی %۲۵ صدا و سیما %۵

  4. تقریبا هر کسی میداند که اینترنشنال فقط در حال باد کردن بادکنکی تهی بنام رضا پهلوی ست .
    مردم ایران دیگر حساب کار دستشان آمده.
    اتفاقا خیلی خوب شد که رضا پهلوی به نمایش درآمد تا فردا روز ما مردم ایران بفهمیم هر کسی چه کاره است

  5. بهترین شبکه فارسی زبان با اختلاف بسیار بسیار زیاد از سایر شبکه (داخلی و خارجی) چه از حیث فرم چه از حیث محتوا و چه از حیث تکنولوژی ایران اینترنشال است، بله جمهوری اعدامی و حامیان پیدا و پنهان آن در جنگ با اسراییل شکستی مفتضحانه تر از شکستهای قجرها از روسیه خورده اند، پایه حکومتشان لرزان شده و حال دنبال مقصر و فرافکنی و چنگ زدن به هر خاشاکی جهت نجات اند، ولی خودشان هم خوب می دانند که بزودی هم رهبر محبوبشان و هم دیکتاتوری محبوبشان (جمهوری اعدامی) نابود خواهند شد چه آنکه همین الان هم چیز چشمگیری از این استبداد استخوان سوز باقی نمانده، به امید آنکه این آخرین حکومت استبدادی ایران باشد.

  6. چه تشکیلاتی خرج ایران اینترنشنال را می دهد؟ همه کارکنان ایران اینترنشنال خواسته آن تشکیلات را پیش می برند در نتیجه رسانه مستقلی نیست. حتی اگر همه گزارش های آن دقیق و علمی باشد. ارزیابی ما این است این وابستگی چون در عرصه سیاسی عمل می کند عامل دست بیگانه است و آن را نباید به عنوان اوپوزیسیون مستقل ارزیابی نمود. عامل و نوکر بیگانه بودن هم در تاریخ ایران فجایع بزرگی بوجود آورده است.

  7. سلام – در خصوص پوشش ماجراهای ۱۴۰۱ و اعتراض وسیع زن زندگی آزادی ، تا حدودی خوب عمل کرد ، گرچ باز هم سوگیری بنفع رضا پهلوی داشت که البته این بخش آن از سوی مردم با بی اعتنایی مواجه شده بود !
    اما در ماجرای تجاوز اخیر اسرائیل ، تردیدی نیست که کانال خبری اسراییل اینترنشنال بود !
    البته ، در کل نمیتوان آنرا کانال مورد وثوقی در هیچ زمینه دانست .

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از

ادامه »

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که

ادامه »

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل

ادامه »