پیروزی از آن ملتی ست که خاطره فرزندان فداکارش را فراموش نکند. در سالگرد اعتراضات بزرگ آبانماه ۹۸ که به فرمان خامنه ای به خون نشست، گرامیداشت خاطره جان باختگان راه آزادی و عدالت و برافراشتن پرچم دادخواهی علیه جنایتکاران وظیفه ای است که به جنبش ملی و میهنی علیه دیکتاتوری مذهبی گرما می بخشد!

اعلام ناگهانی گرانی بنزین آتشی به انبار باروت خشم و نارضایتی گسترده مردم ایران از فقر، غارت و بیدادگری بود. ملت کارد به استخوان رسیده، ملتی که بنا به آمار و ارقام رسمی اکثریت عظیمش (شش دهک) اسیر چنگال فقر بود یک‌شبه در اعتراضاتی خودجوش و فراگیر به خیابان‌ها ریخت. موج اعتراضات به سرعت همه شهرهای بزرگ و کوچک ایران را فراگرفت. رهبر و ایادی او که از گستردگی و شدت اعتراضات به وحشت مرگ و نابودی افتاده بودند، چاره کار را در سرکوب بیرحمانه و خونین مردم دیدند. خامنه ای با خطاب به سران سپاه که نظام در خطر است و برای نجات آن به هر اقدامی مجاز هستید فرمان کشتار عمومی صادر کرد. (۱)

حداکثر ظرفیت سرکوب به کار گرفته شد. پاسخ رژیم به مطالبات به حق مردم به تیربار و مسلسل حواله شد. تبلیغات دروغین صدا و سیمای بدنام جمهوری اسلامی اعتراضات اصیل مردم را به تحریکات خارجی و گروههایی که هیچ ربطی به این حرکت عظیم خودجوش نداشتند نسبت داد. صدها و بنا به روایاتی نزدیک به ۱۵۰۰ تن از مردم بی گناه بی پناه که اکثرا از تهیدستان بودند به خون در غلطیدند. بیش از ده هزار نفر از جوانان معترض روانه شکنجه گاهها شدند. خامنه ای حتی بیشرمانه معنای «مستضعف» را عوض کرد و این صفت را از تهیدستان پس گرفت و برای خود و ایادیش مصادره کرد. (۲) به این سان اعتراضات بزرگ ملت با جنایت بزرگ رژیم موقتا خاموش شد و شعله های آن زیر خاکسترهای سرکوب پنهان گشت.

آیا نظام چاره دیگری داشت؟

در نظام های دموکراتیک که حکومتگران به رای مردم می آیند و می روند هم مردم حکومتگران را از خود می دانند و هم حکومت خود را محصول رای و اراده مردم می داند. در این گونه نظام ها نارضایتی و اعتراضات مردم اگر فراگیر و ادامه دار شود معمولا با استعفای دولتمردان و برگزاری انتخابات زودرس پاسخ داده می شود و بحران خاتمه می یابد. در این گونه نظام ها رفتار حاکمان با مردم معمولا شبیه رفتار رییس خانواده با فرزندان است، پلیس و قانون در خدمت امنیت شهروندان اند و در نتیجه پاسخ اعتراض مرگ و خون ریزی نیست.
در دیکتاتوری ها اما از آنجا که حاکمان نه به رای و اراده مردم بلکه به سرنیزه و تفنگ تکیه دارند پاسخ اعتراض ارعاب و سرکوب است. و معمولا به مرور زمان همان گونه که این نظام ها در میان مردم خود کاملا منزوی تر و منفورتر می شوند، شکافشان با ملت عمیق تر و تکیه شان به سرکوب بیشتر و بیشتر می شود. دیکتاتوری مذهبی ایران، امروز به دلایلی که همه می دانیم یکی از منزوی ترین و منفورترین رژیم های دیکتاتوری جهان در میان مردم خویش است.
این رژیم وقتی در آبانماه ۹۸ با اعتراضات عظیم و فراگیر مردم مواجه شد چه پاسخی بجز سرکوب خونین می توانست در چنته داشته باشد؟
آیا نظامی تا خرخره غرق در فساد و بی کفایتی می توانست به مطالبات معیشتی مردم پاسخ مثبت دهد؟
آیا رهبر و سران نظام می توانستند در برابر فریاد مرگ بر دیکتاتور که از درودیوار ایران می بارید از قدرت کنار بروند و راه را برای انتخابات آزاد هموار کنند؟
آیا پل ویران نشده ای میان ملت و حکومتگران وجود می داشت که طریق آن مذاکره و مصالحه ای میان مرم و حکومتگران شکل گیرد و به راه حلی که هر دو طرف را راضی کند بیانجامد؟
آیا نظام اگر دست به سرکوب وحشیانه و سریع معترضان که صفوف‌شان لحظه به لحظه فشرده تر می شد نمی زد می توانست مطمئن باشد که در برابر آن حرکت تاب می آورد و ساقط نمی شود؟
و اگر پاسخ همه این پرسشها منفی است از دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران که به قول خمینی حدود اختیار رهبرش همان حدود اختیارات خداوند است و سردمدارانش حفظ نظام را اوجب واجبات می دانند چه کار دیگری جز سرکوب خونین ملت ساخته بود؟
اگر صد بار دیگر هم اعتراضات همچون جنبش آبانماه ۹۸ در ایران سربلند کند پاسخی مگر سرکوب خونین از دیکتاتوری مذهبی نمی توان داشت. و اینک دیری است که هرگونه توهم به احتمال اصلاح نظام از بالا از اذهان مردم ایران زدوده شده و اکثریت مردم همان گونه که در انتخابات اسفند ۹۸ نشان دادند نه به انتخابات فرمایشی رژیم اعتمادی دارند و نه به فراخوان های اصلاح طلبانه. و حال که چنین است، بیائید به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که آیا سرنوشت همه اعتراضات به حق مردم ایران شکست محتوم و خونین است؟ آیا راهی برای پیروزی مردم ایران بر سرکوبگران بی رحم و تا دندان مسلحی که اراده آنان ابدی کردن جمهوری اسلامی است وجود دارد؟ این پرسش حیاتی فقط یک پاسخ دارد: بله یک راه وجود دارد که به پیروزی ختم می شود و آن پایان دادن به تفرقه مرگبار مخالفان دیکتاتوری مذهبی و شکل گیری یک اجماع ملی میان آنان برای نجات ایران.
تجربه از مشروطه تا به امروز نیز پشتوانه این پاسخ است. هربار که چنین اجماعی پدید آمده مردم پیروز شده اند. دیکتاتوری ها و خودکامگان قدرتشان و بقایشان در تفرقه ما است.
_______________________
(۱) سخنرانی در درس خارج فقه/ ۲۶ آبان ۹۸
(۲) دیدار با بسیجیان/ ۶ آذر ۹۸

بازگشت به صفحه اول