ترامپ ‌انتخابات را باخت . دو ماه دیگر کاخ سفید را ترک می کند.

شاید بجاست یاداوری کنیم که جابجایی چنین شخصی با چنان شخصیت دروغگو ، هوچی گر و علاقه مند به صندلی ریاست  در کشوری غیر دموکراتیک چه هزینه ای می توانست در بر داشته باشد؟

عزل دیکتاتور در  یمن به مرگ هزاران نفر منجر شد. تلاش برای به زیر  کشیدن وی موجب جنگ داخلی ،دخالت خارجی ، تجزیه کشور ،قحطی ، بیماری ، مرگ کودکان فراوانی را تحمیل کرد

در سوریه درخواست تعویض حاکمان و سیستم اقتدار گرا   به قیمت از دست رفتن جان بیش از نیم میلیون انسان و آوارگی بیش از نیمی از جمعیت کشور در داخل و خارج تمام شد . کشورتحت تسلط قدرت های مختلف خارجی قرار گرفت و همچنان نزاع و درگیری و برادر کشی ادامه دارد .

در لیبی خواسته مردم برای استعفای قذافی ،پس از چهل سال دیکتاتوری فردی به جنگ داخلی ، دخالت خارجی ، تجزیه کشور و بی دولتی انجامید

تعویض حاکمان  در کشور های دیکتاتوری  چون عراق صدام ، هاییتی، دولت های نظامی امریکای جنوبی و ….  همه حکایت از هزینه های سنگین انسانی و مالی می کند تمام این هزینه ها صرفا برای یک خواسته  و انهم  تغییر یک شخص یا یک یک سیستم حکومتیست . گاه چنان صورت حساب گزافی برای تغییر به کشور و مردم تحمیل می شود که برخی نسبت به تغییرات تردید می ورزند و ابقای دیگتاتور های فسیلی  را ترجیح می دهند.

این هزینه ها در دموکراسی به حداقل می رسد . نمی دانم در امریکا از بینی کسی خون امد یاخیر، اما می دانم هزینه ها قابل مقایسه نیست .

شاید سوال شود که اگر ترامپ مجددا انتخاب می شد ایا این نقص و لکه ای بر سیستم دموکراسی لیبرال نبود ؟ رقابت نزدیک دو رقیب نشان می دهد که بخش بزرگی از مردم امریکا از ترامپ راضی بودند و بر خلاف نظر افرادی امثال من ،خواهان ادامه مدیریت او بودند . احتمالا انان موفقیت اقتصادی او را مد نظر دارند و یا برخی نیز  شخصیت فردی و رفتار های اجتماعی او را چندان در اولویت معیارهای انتخاب  خود قرار نمی دهند . اگر ترامپ انتخاب میشد باز هم نهادهای دموکراتیک همچنان که چهار سال قبل او را مهار کردند،وی را در چارچوب های دموکراتیک محاصره می کردند ، توییتر از انتشار دروغ های او سر باز می زد بدون انکه ترامپ بتواند برای نشر پیام ها در توییتر کوچکترین مزاحمتی ایجاد کند .رسانه ها او را به نقد  می کشیدند و اشتباهاتش را برجسته می کردند. کنگره و دستگاه قضا زیاده خواهی هایش را تعدیل می کردند. و نهایتا چهار سال اینده همچون چهار سال قبل می گذشت.  نه کسی بخاطر نقد او یک شب زندانی می شد و نه حمله تبلیغاتی به او روزنامه ای را به تعطیلی می کشید. رشد اقتصادی امریکا به لطف استخراج  معادن ذغال سنگ و نفت الاسکا و راههایی از این قبیل به هزینه محیط زیست  همچنان رشد می کرد . اما چهار سال بعد یعنی پس از هشت سال ریاست جمهوری ، اخر خط ترامپ فرا می رسید  و او لامحاله باید کرسی ریاست جمهوری را ترک می کرد .

لذا مردم امریکا باز هم مجبور نبودند  تا اخر عمر او را تحمل کنند .سیستم انتخاباتی دموکراتیک  او را بدون سر و صدا به کناری می گذاشت .

شخصیتی چون ترامپ در سیستم دیکتاتوری لیبی می توانست از او سرکوبگری بدتر از قذافی بسازد. شخصیت خودکامه ای چون قذافی نیز اگر در سیستمی دموکراتیک چون امریکا قرار می گرفت همین دست و پاهای ترامپ در توسل به اهرم قضایی  را تکرار می کرد و پس از انکه همه شامورتی بازی هایش به نتیجه نمی رسید،  تسلیم رای مردم می شد . لذا جان خود و صد ها هزار نفر دیگر و همچنین کیان کشور را در معرض خطر و هوس قدرت طلبی خود قرار نمی داد.

منبع: کانال تلگرامی نویسنده

بازگشت به صفحه اول