زیتون ـ محمدرضا سرداری: در شرایطی که جهان همچنان با ویروس کرونا دست و پنجه نرم می‌کند؛ زخم کهنه قفقاز که میراثی از جنگ اول جهانی است بار دیگر سر باز کرده. مناقشه بر سر قره‌باغ میان جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان که پس از فروپاشی شوروی به جنگی کلاسیک میان آنان تبدیل شد؛ چند روزی است که دوباره از سر گرفته شده و طرفین برای حل این اختلاف دست به سلاح گرم برده‌اند. تنشی که نه تنها این دو کشور را درگیر کرده بلکه قدرت‌های جهانی نظیر آمریکا و روسیه و همچنین قدرت‌های منطقه‌ای را نیز تحت تاثیر خویش قرار داده و کار به جنگ لفظی کشیده شده.

امروز اما خبر رسیده که در پی درخواست روز گذشته آمریکا، روسیه و فرانسه، ارمنستان پیشنهاد میانجی‌گری برای آتش‌بس را پذیرفته است. پیش از این ایران هم پیشنهاد میانجی‌گری داده بود.

جمهوری آذربایجان اما تاکید دارد تا زمانی که کنترل منطقه قره‌باغ را که در سه دهه اخیر در اختیار ارمنستان بوده، به دست نگیرد، جنگ را متوقف نخواهد کرد. این موضع آذربایجان از حمایت کامل رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه برخوردار شد.

طی شش روز اخیر و با بالا گرفتن این مناقشه دست کم یکصد نفر در این منطقه کشته شده‌اند.

اما این دعوا، چه سود و زیانی برای همسایه جنوبی آنان دارد؟ و جمهوری اسلامی که امروز که می‌گوید در جبهه لبنان، یمن و سوریه منافع خویش را دنبال می‌کند؛ چه نفعی در این میان دارد؟

قره باغ، اختلاف ارضی یا مناقشه قومی، مذهبی

بررسی رویدادها و بازتاب‌های چند روز گذشته از جنگ قره‌باغ از یک سو چنین می‌نماید که ریشه درگیری‌های جدید سمت و سویی قومی و مذهبی دارد. هنوز ۵ روز از آغاز این درگیری‌ها نگذشته که ترک‌زبانان در ایران و ترکیه در حمایت از هم زبانان خویش در آذربایجان به خیابان‌ها آمده‌اند. حساسیت آذری زبانان در تبریز، اردبیل و حتی تهران که با مردم آذربایجان اشتراک قومی، مذهبی و زبانی دارند به مراتب از مردم ترکیه بیشتر است در حالی مواضع حکومت‌های دو کشور تفاوت آشکاری با هم دارد.

در پی ایجاد تنش در قره‌باغ، جمعی از مردم تبریز و تهران به خیابان‌ها آمدند و «اشغال» قره‌باغ از سوی ارمنستان را محکوم کردند. تظاهراتی که در تبریز به درگیری با پلیس انجامید.

در پی ایجاد تنش در قره‌باغ، جمعی از مردم تبریز و تهران به خیابان‌ها آمدند و «اشغال» قره‌باغ از سوی ارمنستان را محکوم کردند.

اختلافات ارمنستان و آذربایجان در دهه ۹۰ میلادی بیشتر بر سر اختلافات سرزمینی بود. از این رو هیچگاه به قدرت‌های منطقه‌ای سرایت نکرد و نهایتا با میانجی‌گری سازمان ملل و نفوذ سنتی روسیه به آتش‌بس انجامید. اما دخالت ترکیه در این مناقشه به نفع باکو از یک سو و حمایت بخشی از مردم آذربایجان ایران از جمله نمایندگان رهبر جمهوری اسلامی در ۴ استان آذری زبان ایران و چهره اپوزیسیونی چون حتی حسن شریعتمداری، فرزند آیت الله شریعتمداری از مراجع آذری زبان شیعه که شورای مدیریت گذار را رهبری می‌کند از سوی دیگر، می‌تواند نشانه‌هایی باشد از این که مسئله فراتر از اختلافات ارضی است و  علائق قومی و حتی مذهبی می‌تواند همچون بنزین دامنه آتش در قفقاز را شعله‌ورتر سازد.

چهار نماینده آیت‌الله خامنه‌ای دو روز پیش در بیانیه مشترکی قره‌باغ را جزیی از خاک آذربایجان خواندند. حسن شریعتمداری نیز گفته است جنگ قره باغ بجز با پایان «اشغالگری» متوقف نخواهد شد.

نورپردازی برج گالاتا در استانبول به شکل پرچم آذربایجان

هر چند، برخی بر این باورند که تمام قدرت‌های منطقه‌ای ذینفع در این مناقشه در حال بازی با کارت‌های خویش هستند و از این زخم کهنه در راستای منافع خود بهره‌برداری می‌کنند. موضع رسمی ترکیه در قبال مناقشه قره باغ به رسمیت شناختن اشغال ۲۰ درصد از خاک آذربایجان از سوی ارمنستان است. «رجب طیب اردوغان»  رئیس جمهوری ترکیه این موضع را دو سال پیش در مراسم صدمین سالگرد آزادسازی باکو در پایتخت جمهوری آذربایجان تکرار کرد.

این در حالی است که گفته شده آنکارا روابط اقتصادی گسترده ای با ایروان دارد و به ‌رغم بسته ‌بودن مرزهای ترکیه با ارمنستان، کالاهای ساخت ترکیه در ارمنستان به وفور یافت می‌شود. در این ارتباط یک کارشناس سیاسی جمهوری آذربایجان گفته ترکیه که به عنوان بازیگری منطقه‌ای برای وارد شدن به صحنه قفقاز تلاش می‌کند؛ بهبود مناسبات با ارمنستان را ضروری می‌داند و آمریکا و اتحادیه‌ اروپا نیز از این ایده حمایت و طرفداری می‌کنند. از این رو برخی ناظران مسائل منطقه معتقدند که حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان جنبه ظاهری و سمبلیک دارد و در عمل منافع ملی آنکارا چیز دیگری را ایجاب می‌کند. اما آیا این بازی دوگانه درباره ایران نیز صدق می‌کند؟

قره باغ و منافع ملی ایران

ایران از ابتدای شروع درگیری‌ها در قفقاز همواره تلاش کرده تا در صورت تنش میان آذربایجان و ارمنستان لااقل در مواضع رسمی به عنوان یک میانجی ظاهر شود و از آتش‌بس میان طرفین حمایت کند. اما در ورای سیاست رسمی، دلخوشی چندانی از باکو و مواضع این کشور ندارد. شاید بهتر بتوان گفت که جمهوری اسلامی تاکنون سه سیاست مشخص  را قبال بحران قره باغ دنبال کرده است.

ایران تلاش کرده در مواضع رسمی به عنوان یک میانجی ظاهر شود و از آتش بس حمایت کند. اما در ورای سیاست رسمی، دلخوشی چندانی از باکو و مواضع این کشور ندارد.

سیاست نخست همان سیاست رسمی و علنی ایران است که بارها تکرار شده. دعوت از طرفین برای مذاکره و پیشنهاد میانجی‌گری. پیشنهادی که پیش از این از سوی هر دو طرف دعوا رد شده بود. سیاست دوم حمایت ضمنی و غیرعلنی از ایروان است. پس از آغاز درگیری‌های اخیر، تهران متهم شد که سلاح‌های روسی را از طریق مرز زمینی به ارمنستان ارسال کرده است. جمهوری آذربایجان روی نقشه میان ترکیه، گرجستان، آذربایجان و ایران محاط شده است. از این رو ارسال سلاح از راه زمینی برای روس ها تنها از طریق ایران میسر است. اما این خبر از سوی رئیس دفتر ریاست جمهوری ایران تکذیب شد. محمود واعظی در تماسی با یک مقام آذربایجانی توضیح داد که اخبار منتشر شده شایعات بی‌اساس است و ایران پایان اشغال را موجب ثبات منطقه می‌داند. جمهوری آذربایجان بخش‌های تحت تصرف ارمنستان در قره باغ را که ارمنی هستند اشغالی می‌خواند.

از سوی دیگر نزدیکی باکو به تل آویو و واشنگتن به مذاق جمهوری اسلامی خوش نمی‌آید. روابط نزدیک باکو ـ تل آویو همواره با انتقاد و خشم تهران روبرو شده و از این رو کوشیده از ایروان همواره به عنوان اهرم فشاری بر باکو استفاده کند. دلیل دیگر البته ائتلاف استراتژیک تهران ـ مسکو است. همکاری‌های این دو کشور در سوریه و علیه داعش و در مجموع در مقابل نفوذ کشورهای غربی در منطقه قفقاز دلیل روشنی برای حمایت ضمنی از ایروان در مقابل باکو است که کوشیده تا خود را به غرب نزدیکتر کند. مسئله دیگر ایران با آذربایجان البته دریای خرز نیز هست. اختلاف کهنه‌ای که هنوز راه حلی جمعی برای آن پیدا نشده.

آذربایجان، تشیع و پان ترکیسم

اما در ایران یک سیاست دیگر هم در قبال مناقشه قره باغ وجود دارد که ریشه آن در علائق قومی، مذهبی و البته ناسیونالیستی نهفته است. بسیاری از روحانیون شیعه بویژه آذری زبانان ریشه در قفقاز دارند. از این رو چه روحانیونی که دستی در قدرت دارند و چه روحانیون سنتی به دلایل مذهبی و قومی از آذربایجان حمایت می‌کنند.
حجت الاسلام آل هاشم امام جمعه تبریز تیر ماه گذشته از قول رهبر جمهوری اسلامی نقل کرد که قره‌باغ خاک جهان اسلام است. اشاره وی به سخنانی است آیت‌الله خامنه ای در مراسم افتتاحیه کنفرانس سران اسلامی در تهران بیان کرده بود. امام جمعه تبریز حتی کشته‌شدگان آذری در جنگ با ارمنستان را نیز شهید خطاب کرده است. موضعی که از سوی ائمه جمعه آستارا و اردبیل نیز اخیرا عنوان شده.

جنس این موضع‌گیری‌ها البته با سیاستی که ایران در یمن، سوریه و لبنان دنبال می‌کند بسیار متفاوت است و به هیچ وجه جنبه رسمی ندارد. هر چند که صاحبان این مواضع همگی نمایندگان رهبر جمهوری اسلامی هستند. اما چیزی که می‌تواند در شرایط نابسامان ایران نگران کننده باشد؛ واکنش‌های قومی است که نمونه‌هایی از آن در اردبیل و تبریز مشاهده شد.

در پی فراخوانی در شبکه‌های اجتماعی عده‌ای از ساکنان اردبیل و سپس تبریز در حمایت از جمهوری آذربایجان به خیابان آمدند اما با برخورد شدید ماموران امنیتی پراکنده  و تعدادی نیز بازداشت شدند. این در حالی است که برخی همچنان در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند و خواهان عبور از مرز و جنگیدن در کنار سربازان آذری شده‌اند. از این رو این نگرانی برای مقامات امنیتی وجود دارد که افزایش تنش در قره باغ به رشد بیشتر پان‌ترکیسم در ایران بیانجامد. از سوی دیگر واکنش‌های قومی و مذهبی می‌تواند ارامنه داخل ایران را نیز تحت‌الشعاع قرار دهد.

جمعیت ارامنه در ایران بین ۸۰ تا ۱۲۰ هزار تن تخمین زده شده است و بخشی از آنان ساکن تبریزند. از این رو تداوم تنش در قره‌باغ ممکن است واکنش ارامنه را نیز به دنبال داشته باشد.

جمعیت ارامنه در ایران بین ۸۰ تا ۱۲۰ هزار تن تخمین زده شده است و بخشی از آنان ساکن تبریزند. از این رو تداوم تنش در قره‌باغ ممکن است واکنش ارامنه را نیز به دنبال داشته باشد و به یک درگیری داخلی تبدیل شود. امری که تهدیدی بزرگ برای امنیت ملی ایران است.
مسئله اما به همین جا نیز ختم نمی شود. مسئله دیگر برای ایران حضور اعضای حزب پ ک ک و پژاک در حمایت از ارمنستان و جهادیون سوریه – که ایران آنان را نیروهای تکفیری می‌نامد – به نفع آذربایجان است که گزارش‌های تایید نشده نشان از حضور آنان در قفقاز دارد. اتفاقی که سخنگوی وزارت امور خارجه گفته است ایران اجازه آن را نخواهد داد. برخی تحلیلگران نیز معتقدند که ترکیه پس از تقویت داعش در عراق و سوریه اینک به دنبال اجرای استراتژی تازه‌ای برای تحریک آذری‌زبانان در ایران و افزایش دایره نفوذ خویش در منطقه است. آنان می‌گویند شاید بی‌ثباتی ایجاد شده ناشی از  تحریم‌های اقتصادی آمریکا از یک طرف و سو تدبیر سیاسی در هیات حاکمه جمهوری اسلامی از سوی دیگر این توهم را برای سلطان ترکیه ایجاد کرده که با برهم زدن نظم منطقه حیات خلوت خویش را از قفقاز تا آذربایجان ایران توسعه دهد.

بازگشت به صفحه اول