مغالطه، جزئی از برهان است که به‌طور قابل اثباتی، در منطق آن ایراد وجود دارد و بنابراین کلِ برهان را نامعتبر می‌سازد. مغالطه ممکن است برای وارونه کردنِ حقایق به کار رود. مُغالِطِه یا مَغلَطِه، دلیل آوردن اشتباه یا غیرمجاز است که از نظر علم منطق به یکی از دلایل زیر نادرست می باشد:
نخست آنکه، دست‌کم یکی از مقدمات گزاره نادرست باشد.
دوم آنکه، مقدمات گزاره، متضمن نتیجهٔ گزاره نباشد.

همه انسان ها کم یا بیش، خواسته یا ناخواسته،  در روش اندیشیدن خود و برای رسیدن به اغراض و مقاصد خویش، از مغالطه بهره می برند. اما آنجا که پای قدرت و ایدئولوژی در میان باشد، توسل به مغالطه تبدیل به یک سنت عملی و عادتی روانی می گردد و به عبارتی، مغالطه، با بودن و دوام صاحب قدرت، اجین می شود.

اخیرا ویدئویی از برخورد شفاهی یک افسر پلیس در شهر بجنورد با دختری نوجوان از سوی خانم مسیح علی‌نژاد منتشر شد. گزارش منتشر شده از سوی خانم علی‌نژاد تا حدی اغراق آمیز می‌کرد و رفتار افسر پلیس را خشن معرفی می کرد حال آنکه دست کم فیلم منتشر شده چنین چیزی را نشان نمی‌داد. تاکید نویسنده گزارش بر نفی حجاب اجباری و انتقاد از عملکرد پلیس بود اما لحن گزارش وی به نظر بی تناسب با واقعیت می آمد. از سوی دیگر، پس از انتشار این فیلم و گزارش، خبرگزاری مهر اقدام به انتشار گزارشی در دفاع از حجاب اجباری و آن افسر پلیس کرد. گزارش منتشر شده این خبرگزاری ، مملو بود از مغالطات گوناگون برای همراه کردن افکار عمومی و تثبیت دیدگاه حاکم. برای درک بهتر، چند نمونه از مغالطات بکار گرفته شده در گزارش خبرگزاری مهر را با ذکر نوع مغالطه می اوریم:

۱. مغالطه نزاکت-حقانیت. یعنی نزاکت به مثابه حقانیت استدلال و صدق مدعا.
با استفاده از یک چنین مغالطه ای، گزارشگر تلاش می کند نشان دهد که چون فاعل فعل، در این مورد، افسر پلیس، بسیار مودب و با نزاکت بوده است پس ایده ی حجاب اجباری و مداخله پلیس برای اجرای آن، موجه است! در این حالت، مغالطه گر در پوشش ادب و نزاکت، تلاش می کند ایده باطل خود را به مخاطب بقبولاند. استفاده از عواطف مخاطب و جذابیت عمومی ادب در نزد عموم، عاملی ست برای پذیرش ایده های باطل.

۲. مغالطه مصادره و انحصار مفاهیم برای خویش. گزارشگر خبرگزاری مهر چنین مدعی شده بود که قانون حجاب برگرفته از شرع و عرف ایرانی-اسلامی ست. لحن گزارش، مفهوم شرع و فهم و تفسیر آن را تلویحا در انحصار حاکمیت معرفی می کند و امکان وجود تفاسیر گوناگون از شریعت را پنهان می دارد. مفهوم عرف را نیز به همین ترتیب، مفهومی تک تفسیری و یکپارچه و تشخیص آن را در انحصار حاکمیت فرض می داند در حالی که عرف از نظر جامعه شناسی یک مفهوم دارای سطح خرد و کلان است. به عبارتی، یک عرف عمومی در سطح کلان جامعه وجود دارد اما در کنار این عرف کلان، خرده عرف های دیگر هم همواره وجود دارند که باورمندان و متعلقان به خودشان را دارند. بعلاوه، عرف، چه کلان و چه خرد، در یک بستر اجتماعی -سیاسی آزاد و دموکراتیک مشخص می گردد نه در شرایط جبر و زور حاکمیتی. زمانی می توان از عرف سخن گفت که ازادی در میان باشد تا جامعه بطور خودجوش، و از درون، متعارف و نامتعارف را نمایان سازد. مغالطه گر، بدون آنکه بطور تجربی، عرف جامعه در مورد پوشش را راستی آزمایی کند و مستندات ارایه کند، بطور تمامیت خواهانه، از عرفِ خود ساخته سخن می گوید تا نتیجه مورد نظر خود را کسب کند. بعلاوه، بهره گیری مغالطه گر از مفاهیم برساخته اجتماعی و مصادره کردن آن نیز نوع دیگر مصادره مفاهیم است. مفاهیم برساخته اجتماعی، مفاهیمی هستند که ساخته ذهن و تجربه بشرند و مصادیق گوناگون دارند شباهت میان مصادیق آن به تعبیر ویتگنشتاین، از جنس شباهت خانوادگی است یعنی همانطور که اعضای یک خانواده لزوما مانند هم نیستند، مصادیق مفاهیم برساخته اجتماعی نیز از جنس هم و مانند هم نیستند. مثلا گزارشگر ادعا می کند که عفاف در همه جای دنیا مورد قبول است. حال آنکه مفهوم عفاف، از جنس مفاهیم برساخته اجتماعی است و به شدت، فرهنگ محور است و پوششی که برای فردی یا منطقه ای یا ملتی مصداق عفاف یا تامین کننده عفاف است ممکن است برای فرد یا منطقه یا ملتی دیگر، نامناسب و ناکافی پنداشته شود. بنابراین، استناد به مفهوم عفاف برای تحمیل کردن پوشش به شهروندان، مصداق بارز این مغالطه است.

۳. مغالطه تعمیم غیر مستند به غیر. بدین معنا که فرد مغالطه گر، بدون ارایه شواهد و مستندات، مدعی می شود که شرایطی که در نقطه الف هست در نقطه ب هم هست. پس نقطه الف استثنا نیست و شرایط آن عمومیت دارد. مثلا عنوان کردن این ادعا که در کشورهای آزاد غربی هم قوانین برای پوشش هست و اجرای آن در دست پلیس است.

۴. مغالطه عمومیت به مثابه حقانیت. فرد مغالطه گر از مغالطه شماره ۳ چنین نتیجه می گیرد که چون امری عمومیت دارد (بر فرض)، پس لذا شرایطی که در نقطه الف هست درست است! مثلا عنوان می کند که چون همه جای دنیای آزاد، قوانینی برای پوشش وجود دارد پس وجود قانون حجاب اجباری در ایران به حق است!

۵. مغالطه طرح خواسته خود از زبان غیر. در این حالت، مغالطه گر خواسته ها و برنامه ها و اغراض خود را بدون ارایه مستندات کافی، از زبان غیر اعلام میدارد تا بدینوسیله، خود را پشت مطالبه ای عمومی(طبق ادعا) پنهان ساخته تا برای اقدامات خود مقبولیت عمومی کسب کند. مثلا گزارشگر اعلام می کند که انتظار مردم از نیروی انتظامی در ایران تذکر لسانی و امر به معروف و نهی از منکر است! حال آنکه هیچ نظرسنجی عمومی و معتبر و سالمی در این مورد انجام نگرفته است و حتی شهودات اجتماعی، عکس این ادعا را نشان می دهد. یا گزارشگر در جای دیگر عنوان می کند که پلیس پس از درخواست و تماس مردم، درصحنه حاضر می شود!

موارد فوق نمونه های رایجی از مغالطات مورد استفاده از سوی رسانه های رسمی و نهادهای ضابط در ایران هستند که به طور مستمر هر روزه مورد استفاده قرار می گیرند. در نظام های سیاسی بسته و تمامیت خواه، رسانه ها تماما مسخ شده و بهره گیری آگاهانه یا ناآگاهانه از مغالطه، به یک سنت ستبر تبدیل می شود بطوری مغالطه، تنها راه دوام قدرت موجود و بلکه عین حفظ قدرت است. آگاهی عمومی از مغالطات و ترفندهای رسانه های رسمی در جوامع بسته، بدون شک می تواند در درک حقیقت و تحلیل واقع گرایانه مسایل و جلوگیری از تثبیت قدرت و ایده های نامشروع راهگشا باشد.

بازگشت به صفحه اول