Categories: کتاب

نوشریعتی و ابداعِ خویشتن

برآمد سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی»
کمیته علمی سمپوزیوم
تاریخ: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹

«هیچ تفکری بدون حافظه، بدونِ مبارزه علیه فراموشی و خطرِ فراموشی وجود ندارد» . اندیشه به‌خلافِ علم به‌دنبالِ ردِ پای خود است و با همین درک است که «نوشریعتی» خود را به میراثِ فکری شریعتی وفادار می‌داند.
نسبت “نو” با “شریعتی” با هیچ یک از مفاهیمِ “تکرار”، به-روز‌سازیِ “اکنون‌زده”، نئو در برابر “ارتدوکس” و “عبور” قابل توضیح نیست. در “نو” عناصرِ اساسی و رویکردهای پایه‌ای فکر یک متفکر یا تئوری‌های او حفظ می‌شوند و تلاشِ کسانی که خود را به کلیاتِ یک نظریه وفادار می‌دانند معطوف به شبهه‌زدایی، ساخت‌گشایی و توسعه‌یِ اساس اندیشه در ساحت‌های جدید می‌شود. در رویکردهای تجدیدنظرطلبانه اما تلاش‌ها معطوف به تصحیح بخش‌هایی از اندیشه است که سست پنداشته می‌شود. تفاوت بین “نوگرایی” و “تجدیدنظرطلبی” هم از این‌رو اهمیت بسیار دارد. جریان نوشریعتی می‌بایست معین کند که اولاً چه بخش‌هایی از اندیشه‌یِ شریعتی را بنیادی تلقی می‌کند و به آن وفادار می‌ماند، و ثانیا، با توجه به تحولاتِ دوران، چه افزوده‌هایی بر اندیشه‌یِ او دارد؟ نوشریعتی بی‌تردید در درونِ خود گفتاری چندوجهی است و عمده‌ترین دغدغه‌اش این ‌‌است که غیبتِ جزم‌های متصلب با غیبتِ مرزهای معرفتی و نبودِ وفاداری به یک‌رشته از ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی در عرصه‌یِ عمومی و در حوزه‌یِ سیاست و جامعه یکی گرفته نشود.

ویژگیِ تفکر و پارادایمِ «نوشریعتی»، همتِ همدلانه برای بازسازیِ مترقیانه‌یِ اندیشه‌یِ شریعتی در مواجهه با بحرانها و پرسش‌های امروزین و عطفِ به آینده‌یِ امکانی-آرمانی است. «نوشریعتی» میراثِ برجای‌مانده از شریعتی را امکانی برای نقدِ خویشتنِ منسوخ و نقطه‌عزیمتِ حرکت به‌سمتِ افقی تازه می‌داند. اما به میراثِ او نه به‌منزله‌یِ یک پناهگاهِ خودبسنده، که صرفاً به‌منزله‌یِ امکانی برای آغازی نو می‌نگرد.

«نوشریعتی» با تکیه بر میراثِ شریعتی و روشِ او برای فهمِ زمانه‌یِ خود و ایجادِ تغییر در آن، در جستجوی طرحی برای جست زدن از بزنگاهِ امروزی است که اگرچه در تداومِ دیروز است با این‌حال دستخوشِ تحولاتِ شگرفی بوده و توقف بر او را غیرعملی می‌سازد. از همین‌رو می‌توان از حرکت از بزنگاهی تازه سخن گفت و جریانِ «نوشریعتی» با آغاز از شریعتی پروژه‌یِ خود را که به‌تعبیر شریعتی می‌توان آن را «ابداعِ خویشتن» نام نهاد، در سه مرحله پی‌می‌گیرد:
۱- گفتگو با شریعتی و پرسش از چندوچون فهم و تفسیر وی از میراثِ فکری ایرانی-اسلامی و نیز گفتگوی وی با هم‌عصران از سویی و شیوه‌یِ مواجهه‌یِ وی با بحرانها و معضلاتِ زمانه از سوی دیگر؛
۲- درک همدلانه از چشم‌اندازها و امیدهای وی؛
۳- ترسیمِ امکان‌ها برای زمانه و آینده براساسِ دو پرسشِ نخست.

و اما، معنای «ابداعِ خویشتن» همچون طرح‌افکنی (پروژه) چیست؟

دانلود فایل پی‌دی‌اف  نو شریعتی‌ و ابدأع خویشتن (۱۳۹۹)

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026