استدلال بومرنگی یا بازگشتی یا وارونگی به استدلالی گفته می‌شود که بر خلاف انتظار استدلال‌کننده نتایج ناخوشایند و نامطلوب و عواقب غیرقابل پیش‌بینی دارد. این نتایج می‌تواند متضاد آنچه که پیش‌بینی می‌شده باشد.

در جریان اعتراضات آبان ۹۸ سران نظام و عوامل اطلاعاتی، منبع و منشا اعتراضات را به خارج از کشور و عوامل بیگانه و دشمنان انقلاب به‌ویژه آمریکا وعربستان نسبت دادند. البته ادعا کردند که ما این توطئه و نقشه را خنثی و نابود و لیدرها یا رهبران اعتراضات را دستگیر کردیم.
این مدعاها می‌تواند نتایج ناخوشایند زیر را داشته باشد:

۱- عوامل بیگانه توانستند از تصمیم محرمانه‌ای که ظاهراً تنها چهار نفر از بالاترین مسئولان نظام: رهبر، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس قوه قضائیه، (البته ظاهرا رئیس جمهور از آن بی اطلاع بوده!) اطلاع داشتند مطلع شوند و ظرف چند ساعت با اعزام تیم‌های خرابکار آموزش‌دیده و وسایل تخریب‌کننده، در ۲۹ استان کشور نفوذ کرده و مستقر‌شده و افراد بیکار، کم‌درآمد و دانش‌آموزان و دانشجویان را سازماندهی کرده و آشوب به پا کنند و هزاران میلیارد تومان در ظرف ۴۸ ساعت به کشور خسارت وارد کنند. این نشان می‌دهد عوامل بیگانه از نیروی *فوق واکنش سریع* برخوردار و از همراهی مردم با نقشه‌ی آنان مطلع و مطمئن بودند.

۲- بیش از ۱۶ سازمان و نهاد اطلاعاتی و امنیتی موازی در کشور نتوانستند از بروز چنین حادثه‌ای جلوگیری کنند.

۳-اقشار محروم (مستعضعفان!،‌بیش از ۶۰ میلیون نفر) پایگاه مناسبی برای ضدانقلاب براندازند –

۴-ابزارهای ضدشورش که طی سالیان متمادی از غرب و شرق خریداری شده بود به کار نیامد و بهترین وسیله همان ضرب و شتم و تیراندازی مستقیم است.

۵- قدرت نفوذ و توان سازماندهی ضدانقلاب خارج‌نشین بیش از آن است که تصور می‌شد. اقرار و اعتراف به ضعف و ناتوانی بسیار گسترده و شدید در برابر قدرت عوامل خارجی

اما تحلیل متفاوت

۱- لیدرهای اصلی اعتراضات نه عوامل خارجی بودند و نه اشرار و اراذل و اوباش داخلی. لیدرهای اصلی اعتراضات تورم و گرانی افسار گریخته، اختلاس‌های نجومی، تحریم‌ها، تهدیدها، تبعیض‌ها و انباشت شدید نارضایتی هستند که هیچ اراده‌ای برای از بین بردن آنها وجود ندارد و هنوز دستگیر نشدند.

۲- لیدرهای خارجی و داخلی آن‌قدر باهوش، با تجربه و آزموده هستند که خود مستقیم وارد اعتراض نمی‌شوند و به این راحتی دم به تله نمی‌دهند.

۳- به‌جز مردم بی‌گناه و بی‌دفاع چه کسانی را نابود کردید؟ در واقع کشور دچار بیماری خودایمنی مزمن شده است. بیماری خودایمنی هنگامی رخ می‌دهد که دستگاه ایمنی بدن به اشتباه حمله به خود بدن و سلول‌های سالم را آغاز می‌کند. در این بیماری، دستگاه ایمنی بدن فکر می کند سلول‌های سالم بدن عوامل خارجی مانند ویروس و باکتری هستند و به آن‌ها حمله کرده و نابود می‌کنند. نیروهای امنیتی مردم معترض داخل را با عوامل خارجی اشتباه گرفته و آنها را سرکوب کردند.

۴- گفته می‌شود تخریب بانک‌ها و ادارات دولتی کار اراذل و اوباش است که این نشانه‌ی بی‌خردی آنهاست. اما تحلیل دیگر این است که اعتراضات مخرب و ویرانگر می‌تواند ناشی از اوج نارضایتی، استیصال و احساس بدبختی و به بن‌بست رسیدن افراد معترض باشد که علی‌رغم ثروت و منابع بیکران ملی روز به روز دارند از فقر ذوب می‌شوند و فریادرسی ندارند. مانند زنی که از دست شوهر خودخواه و مغرور و دیکتاتور خود به ستوه آمده و حق طلاق و جدایی ندارد و تمام وسایل منزل را علی‌رغم اینکه می داند در گذشته از آن استفاده کرده و در آینده نیز باید از آنها استفاده کند نابود می‌کند؛ اوج نارضایتی، استیصال و به بن بست رسیدن

در آخر، این شعرِ منسوب به ناصر خسرو، خطاب به کسانی است که سرچشمه‌ی اعتراضات را به خارج نسبت می‌دهند.

*از ماست که بر ماست*

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امروز همه روی زمین زیر پر ماست

بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــیز
می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

گر بر سر خـاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست

ناگـه ز کـمینگاه یکی سـخت کمانی
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست

گفتا عجبست اینکه ز چوبست و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدنش کجا خاست

چون نیک نگه‌کرد و پر خویش بر او دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

و حکایت همچنان باقیست.

نام نویسنده یادداشت محفوظ است.

بازگشت به صفحه اول