اولین فرش قرمز
سه ماه پیش و اندکی بعد از امضای توافقنامه هسته ای٬ وقتی ایران مذاکرات دیپلماتیک با آمریکا را دیگر ادامه نداد اوباما با امضای یک ضمیمه اضافه در قانون بودجه ۲۰۱۶ اولین فرش قرمز را از زیر پای رهبر ایران کشید. این ضمیمه که با ابتکار مخالفان توافق با ایران در کنگره تنظیم شده بود محدودیت اعطای ویزای آمریکا به ایرانیان سراسر جهان را آغاز می کرد. همچنین هر کس با هرتابعیتی به ایران سفر کرده باشد بر اساس این ضمیمه برای وارد شدن به خاک آمریکا با یک نقطه سیاه در پاسپورت خود مواجه خواهد شد. با تصویب این قانون عملا سفر نماینده همه شرکت های بزرگ به ایران با مشکلی جدی مواجه خواهد شد. تا حدی که شاید بتوان این قانون را برقراری یک تحریم نرم علیه ایران تلقی کرد.

رئیس جمهور آمریکا می توانست با قانون محدودیت اعطای ویزا به ایرانیان مخالفت کند اما حتی کلامی علیه این طرح سخن نگفت. تصویب این قانون در آستانه اجرای برجام به منزله اصابت یک تیرسرگردان ولی هدایت شده به توافقنامه هسته ای ایران و ۱+۵ بود. در واقع ٬ طرح محدودیت اعطای ویزای آمریکا به ایرانیان برجام را طوری زخمی کرد که برای اجرا هم کند باشد و هم پیچیده. این اقدام اوباما در اصل پیامی بود به رهبر ایران مبنی بر اینکه ٬ مذاکرات دیپلماتیک ایران و آمریکا قرار نبود پس از امضای توافقنامه هسته ای پایان یابد و اگر آمریکا حمایت های بی سابقه ای از مذاکرات هسته ای انجام داد٬ قصد داشت به تنش زدایی دو کشور خیلی نزدیک شود ٬ نه اینکه وقتی ایران ماهی بزرگ خود را از مذاکرات هسته ای گرفت تماسهای دیپلماتیک خود را با آمریکا قطع کند.

پیام اوباما برای دستگاه دیپلماسی ایران نیز این بود که اگر قرار است صد ها ساعت مذاکره در عمان و ژنو بین دیپلمات های ایران و آمریکا منجر به حل اختلافات دیرینه ایران و آمریکا نشود ٬ پس ایران باید این واقعیت تلخ را بپذیرد که برداشتن تحریم ها روی کاغذ امکان پذیر است٬ اما تهران در عمل به هیچ دستاورد تجاری و اقتصادی مهمی نخواهد رسید٬ زیرا شاه کلید جابجایی بزرگترین سرمایه ها و معادله های مهم جهان در دست آمریکاست.

فرش قرمز دوم
چند روز پیش ٬ سخنگوی وزارت خارجه أمریکا دومین فرش قرمز را در زیر پای رهبر ایران تکاند. وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که برداشتن تحریم های ایران به هیچ عنوان ربطی به تحریم معامله ایران با دلارآمریکا ندارد.این درست همان قانونی است که اگرتعدیل نشود معنای آن این است که بخش های مهمی از تحریم ها از جای خود تکان نخورده است. تا قبل از سال ۲۰۰۸ شرکای ایران می توانستند تحریم دلاری ایران را از طریق قانون استثنا کردن معاملات به نام U Turn دور بزنند و حساب های خود را با ایران تسویه کنند. اظهار نظر وزارت خارجه داری آمریکا نیز تاکیدی بر این بود که هیچ جا توافق نشده است که ایران بتواند از دلار آمریکا برای معاملات اقتصادی و تجاری استفاده کند یا آمریکا تصمیم گرفته باشد این قانون را لغو کند.
هرچند طی هقته اخیر چند موضع تقریبا متفاوتی از سوی آمریکایی ها در مورد معاملات دلاری ایران اظهار شد ٬ اما به نظر می رسد این بحث تاکیدی است بر اینکه مذاکرات هسته ای با ایران وهمچنین مذاکرات ایران و آمریکا یک پکیچ ( بسته ) تفکیک ناپذیر بوده و هست. یعنی نمی شود رهبر ایران علیه آمریکا سخنرانی کند و دستور لغو مذاکرات دیپلمات های دو طرف را صادر کند٬ اما همچنان انتظار داشته باشد با استفاده از دلار آمریکا که از نیویورک هدایت و تامین می شود نفت صادر و تجارت کند.

وعده های جان کری
جان کری وزیر خارجه آمریکا در ارتباط با هر دو قانون محدودیت ویزا به ایرانیان و نیز در ارتباط با برقراری دوباره قانون U Turn و ممنوعیت استفاده از دلار آمریکا موضع مشابهی را اعلام کرد. در هر دو مورد وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که تلاش می کند استثناهایی برای ایران قائل شود تا روابط تجاری ایران کمی تسهیل شود.اما ظاهرا وزارت خارجه آمریکا نخواست یا هنوز نتوانسته است دو قانونی را تعدیل کند که لابی قدرتمند حامیان اسراییل از آن پشتیبانی می کنند. به رغم وعده های جان کری نه قانون محدودیت ویزا برای ایرانیان اصلاح شد و نه قطعا ایران به دلارهای خزانه داری آمریکا دسترسی مستقیم خواهد داشت. اما احتمال بزرگتر این است که سیگنال های کافی از تهران برای تعدیل دو قانون ضد ایرانی دریافت نشده است و آزمایش های موشکی شک و تردید در مورد ایران را حتی افزایش هم داده است.

تاریخچه مواضع اوباما در باره ایران

باراک اوباما از همان ابتدای مبارزات انتخاباتی ده سال پیش بر این نکته تاکید داشت که قصد دارد مشکل رابطه ایران و آمریکا را حل کند و با مذاکرات مستقیم٬ بدون پیش شرط ٬ و بدون واسطه با تهران رابطه برقرار کند. در جریان مذاکرات هسته ای او حتی پا را از این فراتر گذاشت و با ارسال نامه های بسیار خصوصی و پیام های شخصی از طریق کشور عمان به صورت غیر رسمی باب تماسهای مستقیم با رهبر ایران را گشود. دولت اوباما با حمایت های جدی از مذاکرات هسته ای با ایران و نیزایستادگی در برابر لابی طرفدار اسراییل در سنا و کنگره٬ رکوردی تاریخی از تمایل کاخ سفید به حل بحران قطع روابط با ایران از خود باقی گذاشت.

اما نگاه رهبر ایران به رابطه با امریکا طور دیگری است.آیت الله خامنه ای با حمایت از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری بیشترین سهم از مسئولیت برقراری تحریم های ویران کننده علیه ایران را به خود اختصاص داد. اما تلاش کرد با پشتیبانی از مذاکرات هسته ای آبروی ریخته شده را به جای اول باز گرداند.

دراصل٬ رهبر ایران در همان چهارچوب فکری که می اندیشید می توان دور از چشم ماهواره ها و شبکه های جاسوسی بزرگترین مراکز غنی سازی منطقه را به صورت پنهانی در زیر کوههای قم ساخت تصور می کرد می شود کاخ سفید را در جریان مذاکرات هسته ای فریب داد. دقیقا٬ با این هدف بود که آیت الله خامنه ای از روند مذاکرات دوقلو هسته ای و مذاکرات دیپلماتیک با آمریکا استقبال کرد . اما هدف اصلی این بود که پس از امضای توافقنامه هسته ای٬ تماس های دیپلماتیک با آمریکا را قطع کند تا آمریکای جهان خوار را زمین گیر کرده باشد.

بدون آمریکا محال است

رهبر ایران دو هفته پیش در سخنرانی خود گلایه کرد که تحریم ها روی کاغذ برداشته شده٬ اما هنوز هیچ چیز عوض نشده و همه معاملات تجاری با ایران با مانع مواجه است. سخنرانی ایشان اشاره به این واقعیت است که نماینده بسیاری از شرکت ها به تهران رفت و آمد می کنند٬ اما از معامله با ایران ابا دارند زیرا نگران هستند که سرمایه ها و تجارت این شرکت ها در آمریکا با خطر مواجه شود. در واقع آمریکا لیدر اکثر فعالیتهای های بزرگ صنعتی ٬ خدماتی٬ و مالی بانکی و حقوقی در سراسر جهان است . بنا براین اگر آمریکا عمدا ٬ یا برای تحت فشار قرار دادن حاکمیت ایران از معامله با ایران امتناع می کند معنای آن این است که هر شرکتی که در آمریکا شعبه دارد از روابط تجاری با ایران احساس امنیت نخواهد کرد.

حال باید دید آیا دور جدیدی از روابط دیپلماتیک بین ایران و آمریکا از این به بعد آغاز می شود یا نه. احتمالا مذاکرات حل بحران سوریه شروع خوبی برای این مفاهمه مشترک است. بی تردید کارکرد بسیار منفی این دو قانون بشدت ضد ایرانی مانع باز شدن فضای اقتصادی ایران خواهد شد. دولت آمریکا هم قصد ندارد تا ایران این بار صادقانه به میز مذاکره بازنگشته است کوچکترین امتیازی به رهبر ایران واگذار کند.

به این ترتیب٬ رهبر جمهوری اسلامی نه تنها با قطع مذاکرات دیپلماتیک با آمریکا به کاخ سفید رو دست نزد٬ بلکه با فعال شدن دو قانون ضد ایرانی از آمریکا رو دست خورد و یک بازی تاریخی را تاکنون باخته است.حال باید دید در فرصتی که از ریاست جمهوری اوباما باقی است آیا می شود یک دور سریع مذاکرات را هدایت کرد یا اینکه همه چیز برای دو سه سال تا جا افتادن رییس جمهور بعدی آمریکا دوباره به محاق خواهد رفت.

مردم ایران هنوز چند سال دیگر باید صبر کنند و آوار ناشی از بی دانشی و ذهنیت های کهنه دوران جنگ سرد رهبر ایران و علی اکبر ولایتی را بر جان و مال و آینده فرزندان خود تحمل کنند. شاید هم خطا از آنجا ناشی می شود که رهبر ایران بارها شجاعانه و یک تنه در مقابل خواست مردم ایران ایستاده است و برای طیف های وسیعی از ایرانیان هیچ جایگاه و ارزش حقوقی و اخلاقی قایل نیست. به همین دلیل٬ متوجه این نکته ظریف نمی شود که استخدام همزمان چهار زن ایرانی در پست های مختلف کاخ سفید و دفتر رئیس جمهور آمریکا یک پیام بزرگ دیپلماتیک است که از دیپلماسی پینگ پونگ ریچارد نیکسون در دوران جنگ ۱۹۷۱چیزی کم ندارد. دیپلماسی پینگ پونگ در روابط آمریکا و چین در اوج جنگ سرد به برقراری روابط پکن و واشنگتن منجر شد و رکوردی استثنایی درتاریخ دیپلماسی از خود باقی گذاشت.

اوباما دیگر چه چیزی بیشتر از این می توانست بگوید که در پیام ویژه کاخ سفید از نوروز و هفت سین و فریدون مشیری ونان برنجی و سبزی پلو با ماهی و بازدید از شیراز و تبریز گفت تا اشتیاق به تنش زدایی با ایران را هم عرض تنش زدایی با کوبا بیان کرده باشد. اما ظاهرا رهبر ایران تصمیم خود را گرفته و هنوز سوارهمان لوکوموتیوی است که احمدی نژاد می گقت در سرازیری با شتاب در حال حرکت است و ترمز آن کنده شده است.

بازگشت به صفحه اول