۱- هیچکدام از توقعات حاکمیت،  در اجرای  پروژه ی حصر برآورده نشده اند. محصوران، نه فراموش شده اند، نه ناامید و نه بی تاثیر. همین که حسن روحانی در انتخابات ۹۲ و عارف در انتخابات ۹۴، وعده ی رفع حصر را در میان وعده های اصلی خود قرار می دهند، نشان از میزان تاثیر گذاری و محبوبیت و جایگاه اجتماعی رهبران محصور جنبش سبز دارد. «نامه ی مهدی کروبی» از چنان صلابتی برخوردار است که کمترین کسی تردید می کند که «فرزند احمد است و صدایش خفه نمی شود». صلابتی که نه تنها به حامیان و طرفداران امیدی نو می دهد بلکه مخالفان را هم می تواند محصور استقامت نویسنده کند. در فراموش نشدن آنها نیز همین بس که تنها ساعاتی پس از انتشار، نه تنها نامه ی کروبی که بخش هایی از آن، شبکه ها و رسانه های اجتماعی را درنوردیده و در تسخیر خود گرفته است.
۲- مهدی کروبی دست کم در شش مورد به تلویح و اشاراتی نسبتا صریح، به رهبر جمهوری اسلامی و مشی رهبری و سیاست های حکومتی او اشاره، بلکه انتقاد دارد. تا پیش از دوران حصر و بلکه در شش سال گذشته نیز، کسی از کروبی به یاد ندارد که این گونه رهبری را نقد کرده باشد و یا سیاست هایش را موجب «نابودی کشور» و «به ناکجاآباد رفتن مملکت» دانسته و «ثروت و فرزندان این ملت را قربانی مطامع بلند پروازی های او» بداند. طعنه ی کروبی به بصیرت و نجابت رهبری با این تعبیر به اوج می رسد «چه رقت انگیز است این توهم اربابان قدرت که فکر می کند عزت و ذلت بندگان خدا در اختیار آنان آست. »
۳-مهدی کروبی درخواستی برای رفع حصر ندارد. او بدرستی رفع حصر را مطالبه ی جنبش اعتراضی ۸۸ نمی داند بلکه کماکان تریبونی می خواهد برای آنکه «ادله خود مبنی بر تقلب انتخابات ریاست جمهوری ۸۴، مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ وآنچه بر فرزندان این کشور در بازداشتگاه های قانونی و غیرقانونی گذشت را به اطلاع عموم» برساند. رهبر جنبش سبز از مدعایش در خصوص تقلب ها و مهندسی ها در انتخابات گامی به عقب ننشسته است و محل نزاع را هنوز فراموش نکرده است. گویی امروز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ است و دقایقی چند از پیام تبریک رهبری به احمدی نژاد، نگذشته است.

۴-شیخ محصور، هنوز هم خود را صاحب اصلی انقلاب و مملکت می داند. هنوز هم شیخ اصلاحات است و به اصلاحات امیدوار و همراه مردم «هنوز راه اصلاح ساختار نظام را در صندوق رای» می جوید.هنوز دغدغه ی «تمامیت خواهی» دارد و نگران «بدعت های شورای نگهبان» است و از هزینه های سنگین مبارزه با «پروژه ی جمهوری زدایی و اسلام زدایی از نظام» یاد می کند. هنوز هم دل در گرو قانون و اجرای قانون دارد و خواسته ای جز «اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی» ندارد.

۵-او هنوز هم انقلابی تر از همه است؛ از جنس انقلابی های ۵۷ . از «فرهنگ ایثار و شهادتی» می گوید که «ظلم ستیزی را به ملت بزرگ ایران آموخته است.» و به مشی انقلابی خویش نمی خواهد به بهانه ی «مصلحت با ظلم همراه شود و یا در مقابل آن سکوت کند.». خوانندگان و رئیس جمهور مملکت و شاید هم یاران و همراهان قدیمی!  را هم به همین مشی دعوت می کند که  «سکوت »نکنند : « مصلحت خود را مصلحت کشور تعبیر و تفسیر نکنیم. باید در مقابل اندیشه ایی که با انحصار قدرت غیرپاسخگو بدنبال حاکمیت تک صدایی ست ایستاد. تردید نکنیم که تعلل و کوتاهی امروز نخبگان، رقم زننده هزینه های سنگین کشور و مردم در آینده خواهد بود.»

بازگشت به صفحه اول