زیتون-سحر نصیری: اميرحسين گنج‌بخش، تحليل‌گر سياسی و از بنیان‌گذاران اتحاد جمهوری‌خواهان، معتقد است که بیانیه‌ی 100 فعال سیاسی و مدنی برای مذاکره مستقیم با آمریکا درواقع «خاتمه جنگ و اشوب‌گرى» را پیشنهاد می‌دهد که جمهورى اسلامى «از ابتداى امر و به‌خصوص در دوران ولايت آقاى خامنه‌‌ای در منطقه به‌راه انداخته است».

او هم‌چنین درباره‌ی 12 شرط آمریکا برای اعمال نشدن تحریم ها علیه ایران می‌گوید که «سپاه قدس در منطقه اكنون فلج و در واقع آچمز و غيرفعال شده است. بنابراين هفت‌هشت بند از آن شروط ١٢ گانه امريکا خودبه‌خود بلاموضوع گشته است».

او درباره‌ی غنی‌سازی نیز تحریم‌ها تاکید می‌کند که این موضوع در دست آمریکا است و عملا «تنها امتیازی که جمهوری اسلامی می‌تواند در مذاکرات به آمریکا بدهد اعلام تغيير واقعى سياست‌هاى گذشته با استعفاى اقاى خامنه‌اى است!»

گفت‌وگوی «زیتون» با امیرحسین گنج‌بخش در ادامه می‌آید:

این بیانیه با واکنش تند مقامات حکومتی و دولتی مواجه شد. به نظرتان در فضای کنونی حکومت و فضای ناشی از بی اعتمادی به ترامپ بابت خروج از برجام ، چقدر امکان تغییر در سیاست خارجی ایران و عمل به توصیه های مطرح شده در این بیانیه وجود دارد؟

واكنش تند مقامات حکومتي قابل انتظار بود. زيرا رابطه ولايت و زير مجموع آن كه كانون به اصطلاح اقتدار جمهورى اسلامى است وجود و بقاى خودش را به درستى در دشمنى با امريكا مي داند. بنابراين عادى شدن روابط كه طبعا قرار است در انتهاى چنين مذاكراتى باشد براى آن، همان حكم سرنگونى و خيانت ولى فقيه به امت ولايى ميليشيايى منطقه ايى را دارد.

سپاه قدس در منطقه اکنون فلج و در واقع آچمز و غیر فعال شده است. بنابراین هفت هشت بند از آن شروط ١٢ گانه امریکا خود بخود بلاموضوع گشته است.

آقاى خامنه‌ای به گفته سعيد جليلى سياست خطر زدايى را مديريت مي كند و نه تنش زدايى را. يعنى برای اينكه مورد حمله گسترده و رژيم افكن قرار نگيرد، به تنش، سخت محتاج است. نتيجه اين سياست هم ايران را امروزه در شرايط كنونى كه در مرز سقوط آزاد است، قرار داده است.

آقاى خامنه اى طبعا خواستار ورود فشار از اين زاويه به اقتدار و اتوريته تصميم گيرى خود نيست و مقامات دولتى كه شما به آن ها اشاره می كنيد هم دارند به اصطلاح پشت سر رهبر صف كشى مي كنند.

بجز «اصول گرايان» كه خود زائده اى از قدرت نهاد ولايت هستند چهره هاى موسوم به اصلاح طلب نيز با اعلام چنين مواضعى اميدوارند كه با نمايش اثبات وفادارى خود به رهبر«نظام» و زير مجموعه او بلكه مورد اعتماد رهبر قرار گرفته و موقعيتى براى نقش آفريني مجدد بيابند.

بیشتر بخوانید

ترامپ فقط «تاجر» نیست

آمریکا به دنبال تاخیر مذاکرات تا تاثیر تحریم‌هاست

اما در شرايط خطير کنوني که تقابل آشکار ايران و ولايت است، چنين تفسير می شود که رهبران اين جريان مصالح و حفظ اين نظام سياسى را به سرنوشت ايران و كشور ترجيح داده اند و متاسفانه از استتار آن تحت لواى «كرامت ايرانى» نيز ابايى ندارند، و از آن جايي كه الزامات و منافع ايران با الزامات ولايت رابطه دو تابع عمودى داشته و ضرب داخلي آن ها صفر می شود اين جريان نيز با اتخاذ چنين مواضعى هم در مقابل آنچه ايران است قد علم می كند و هم آينده خود در عرصه سياست را مي سوزانند.

براى پاسخ به بخش دوم اين سئوال شما در اين كه چقدر امكان تغيير و عمل به اين توصيه وجود دارد بايد ابتدا خود سئوال را مقدارى دقيق تر طرح كرد.

مذاكرات كه وجود دارد و شب تا صبح در حال انجام است. حال بگيريم كه از كانال هاى مختلف من‌جمله اروپايى ها در حال انجام باشد. اگر منظور نوع سمبليسم اين مذاكرات است كه مانند ديدار كيم اون با ترامپ نمايشى از نيت خاتمه دادن به دشمنى و ورود به مسير دوستى و صلح باشد، بايد گفت تقريبا هيچ! يعنى با وجود آقاى خامنه اى و نهاد ولايت هيچ! ولى اگر منظور از مذاكرات بدون چنين نيتى باشد و برای مثال مانورى در کنار مبارزه با آمريکا باشد (که متاسفانه در بيانيه هم با مقايسه با مورد ويتنام به آن اشاره شده است) ره بجايي نخواهد برد.

 تنها امتیازى که ایران در این مذاکرات کماکان در دست دارد اعلام تغییر واقعى سیاست هاى گذشته با استعفاى آقاى خامنه ى است! مابقى حکم نذر کردن آش ریخته شده را دارد و این کارى از پیش نخواهد برد.

اما اگر قصد توافق است، بايد ديد مذاكره از طرف چه کسي و براى چه نوع توافقى در حال انجام است. در اين شرايط به مانند برجام ما با حالتی روبه رو خواهيم شد كه موضع ايران در آن مذاكرات دو ساله نتيجه تقابل و تعامل در تهران ميان مصالح دو شاخه نظم حكومتي بود و نه مواضعى كه بطور كامل كشور ايران و منافع و مصالح آن را نمايندگى كند.

اين مذاكرات پسا برجام نيز به دور از مصالح حفظ ولايت و موقعيت امت ميليشايى آن در منطقه پيش می رود و سخت بتوان تصور كرد كه طرف آمريكايى و يا اروپايى و يا حتى چين و روسيه بخواهند و يا اصلا بتوانند با الزامات و مصالح ولايت كه همان سپاه قدس و ميليشياى شناور منطقه اى ان باشد كنار بيايند. چه برسد به عربستان و امارات و اسراييل و اردن و مصر و نيز تركيه.

آن ها قرار است چه امتيازى براى آقاى خامنه اى قائل گردند؟ بخصوص اينكه سياست هاى او و خود سپاه قدس با شكست تقريبا فلج كننده اى در سراسر منطقه روبه رو شده است. در سوريه با حزب الله اى كه مجبوراست سواى حرف در عمل از رودر رويى مستقيم و جنگ با اسراييل اجتناب نمايد و بقول نصرالله بيشتر لبنانى گردد، با روسيه و اسد كه خواهان خلاص شدن از حضور اين نيرو ها در سوريه هستند و يا در عراق كه حتى عامرى خود را نيازمند نمايش فاصله و سرباز زدن از توصيه و درخواست سليمانى مي داند یا در يمن كه در كنار كشف تسليحات ايرانى حوثى ها در ضعيف ترين موقعيت خود در طول اين جنگ داخلى و جنگ با عربستان قرار دارند.

سپاه قدس در منطقه اكنون فلج و در واقع آچمز و غير فعال شده است. بنابراين هفت هشت بند از آن شروط ١٢ گانه امريکا خود بخود بلاموضوع گشته است. معلوم نيست اقاى خامنه اى چه چيزى دارد كه بدهد و انها چه امتيازاتى را با اين موازنه قدرتى كه در دست دارند قرار است براى او تامين نمايند.

در مورد بندهاى مربوط به غنى سازى نيز همچنين. ابزار تحريم در دست آنهاست و قبل از اجرايى شدن انها در اگوست و نوامبر اقتصاد ايران در دو قدمى سقوط آزاد قرار گرفته است.

اكنون بنظر مي رسد تنها امتيازى كه ايران در اين مذاكرات كماكان در دست دارد اعلام تغيير واقعى سياست هاى گذشته با استعفاى اقاى خامنه ى است! مابقى حكم نذر كردن آش ريخته شده را دارد و اين كارى از پيش نخواهد برد.

برجام را آقاى خامنه اى به شکست کشاند و با همین قصد و تلاش شبانه روزى چنین هدفى را دنبال کرد. در پى برجام بیش از ١۵٠ هیئت تجارى از ایران دیدار کردند. و همگى با هجمه تبلیغاتى و تهدید هاى خامنه ى و سپاه روبرو گشتند.

توجه كنيم كه اين مذاكراتى كه اين بيانيه پيشنهاد مي دهد در واقع مذاكرات خاتمه جنگ و اشوبگرى است كه جمهورى اسلامى از ابتداى امر و بخصوص در دوران ولايت اقاى خامنه اى در منطقه به راه انداخته است.

نسخه كوچكتر و منطقه ايى كنفرانس هاى صلحى است كه در پايان جنگ هاى فراگير نتيجه و نظم پس از آن را تعيين مي كنند. فرق در اين است كه دول ديگر می دانند اين جنگ نه با خود ايران به عنوان يك كشور تاريخى بلكه با رژيم حاكم فعلى بر ان و بخصوص با نهاد مدعى خلافت آن بوده است.

اگر در شرايط خاصى ايران بتواند از طرف خود مذاكره كند، در واقع مذاكره ای در كار نخواهد بود. چرا كه بجز يكى دو بند از اين شروط كه به حق حاكميت ملى ايران مربوط مي گردد مابقى بند هاى آن را خود يك دولت ملى و دموكراتيك پيگيرى خواهد نمود.

يعنى دولت ملى و دموكراتيك ايرانى به دنبال دشمن تراشى و آشوبگرى در منطقه نخواهد بود و بالعكس به لحاظ مصالح استراتژيك خود و بعنوان مهم ترين كشور منطقه يك وزنه سنگين براى ايجاد و حفظ صلح و ثبات عمل خواهد نمود.

زيرا اسراييل ستيزى و آمريكا ستيزى طبعا در برنامه دولت ملى نخواهد بود. همان طور كه در برنامه هيچ يك از دول متعارف در جهان نيست. رشد و پيشرفت جوامع و ممالك در جهان امروزى تابعى از موفقيت سياست همكارى، حفظ صلح، تامين ثبات، و جلب و جذب سرمايه هاى توليدى و چيرگى بر چرخه هاى رقابتى رو به پايين و باخت-باخت است. و نه اينكه بن لادن وار بدنبال جهان جنگى و دشمنى باشد.

برخی مذاکره بی قید و شرط با ترامپ را به معنای پذیرش شکست برجام و شروع مذاکره بر سر از سرگیری توافقی می دانند که به شرط موفقیت، حتی ممکن است دستاوردهایی به مراتب کمتر از برجام داشته باشد شما تا چه حد با این دیدگاه موافقید؟

اكنون در فضاى سياسى اينگونه جا افتاده است كه آمريكا از برجام خارج شد و برآن مبنا موضوع اعتماد را طرح مي كنند. اين درست است كه ترامپ شخص و رييس جمهورى غير متعارف است و منهاى شخصيت غير متعارفش بخشى از رويكرد او نسبت به اين توافق ريشه در سياست داخل آمريكا و موقعيت او در ميان پايه هاى انتخاباتى خود او دارد. ولى خود همين موضوع نيز ريشه در سياست هاى بن لادنى آقاى خامنه اى در طول اين ساليان دراز دارد.

اين سياست هاى هفت رييس جمهور آمريكا را پشت سر خود دارد. منجمله اوباما يى كه ايجاد رابطه با ايران را به يكى از مهمترين دست آوردهاى ماندگار سياست خارجى رياست جمهورى خود تبديل كرده بود.

نه ترامپ و نه حتى اسراییل مشکلى با ترتیبى که دغدغه هاى امنیتى آن ها را پاسخگو باشد ندارند و طبعا استقبال نیز خواهند نمود. نمونه روشن آن هم فرستادن اسلحه به ایران در دوران جنگ ایران و عراق است، حتى با وجود برگزاری روز تجاوز کارانه ای همچون روز قدس.

رفتار پسا برجام جمهورى اسلامى نه تنها در راستاى روح و انتظارات برجام نبود، موضوعی كه اوباما روى آن ريسك كرده بود، بلكه درست بر عكس، بخاطر رفع هزينه هاى «نرمش» در ميان پايه هاى خود در داخل و حفظ اعتماد امت ميليشيايى ابو عزراييلى هاى خود، اقاى خامنه ى شديدترين فحاشى ها و خصمانه ترين سياست ها نسبت به امريكا و سپس فعال كردن جبهه نظامى عليه اسراييل را پيش گرفت.

برجام را آقاى خامنه اى به شكست كشاند و با همين قصد و تلاش شبانه روزى چنين هدفى را دنبال كرد. در پى برجام بيش از ١٥٠ هيئت تجارى از ايران ديدار كردند. و همگى با هجمه تبليغاتى و تهديد هاى خامنه ى و سپاه روبرو گشتند. به عنوان يك نمونه كوچك، سپاه فرماندهى جديدى را براى ميدان هاى نفتى پارس جنوبى اعلام كرد و بقول بيژن زنگنه وزير نفت، رسما با سلاح و تهديد از اين هيئت ها استقبال كرد!.

مرورى بر مطبوعات دوران پسا برجام، بخصوص سخنرانى هاى پى در پى خامنه اى، پوزخندهاى سم آلود و هجمه او به روحانى و تهديدات بى پرده فرماندهان سپاه و رفتار آن ها به اين سئوال كه چه كسى سرنوشت برجام را محتوم و مختوم كرد پاسخ روشنى مي دهد.

اکنون موضوع FATF و در واقع قواعد سيستم بانكى جهانى خود مويد اين امر است. به مسائل سياست ايران بايد مسئولانه، جدى و بالغ برخورد كرد.

مناسبات ٥٠-٦٠ سال پيش جهان را نمي توان براى امروز فرض كرد و دائما با اين شروع كرد كه ايران دشمن و بدخواه دارد كه فقط در كمين حمله نشسته است. اين طور نيست.

در جهان ادغام و در هم تنيده شده جهانى امروز طبعا رقابت وجود دارد و خواهد بود ولى بيش از آن نياز به همكارى وجود دارد و رشد و پيشرفت اقتصادى يك كشور نه تنها به ضرر كشورهاى ديگر لزوما نيست بلكه بعنوان ظرفيت افزوده و بازار گسترده تر براى تخصيص بهينه منابع براى آن ها محسوب می شود.

بنابراين ما بايد نقش و عملكرد ولايت و جمهورى اسلامى را تشخيص دهيم و بپذيريم كه ريشه مريضى ايران در كجاست. اين ناسزا به دشمن تخيلى بصورت تعارفى كه از الزامات به اصطلاح وطن دوستى در فضاى سياسى محسوب می شود بايد كنار گذاشته شود. پر واضح است كه در مواردى كه منافع كشور ايجاب می كند تمامى گزينه هاى رفتارى براى يك دولت ملى مورد ارزيابى و اقدام خواهد بود.

ترامپ در طول دوماه گذشته، دو قدم بزرگ در راستای اهداف لابی اسرائیل برداشته است یکی خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل و دیگری انتقال سفارتش به بیت المقدس، به نظر شما با این سطح از وابستگی ترامپ به جریان های دست راستی طرفدار اسرائیل، مذاکره بی قید و شرط با ایران که حداقل در ایدئولوژی است خارجی اش، خواهان نابودی اسرائیل است چقدر دست یافتنی ست؟

خير. اين دو به يكديگر، آن ربطى كه حكومت تبليغ می كند را ندارد. كشورها بر مبناى منافع خود عمل می كنند. نه ترامپ و نه حتى اسراييل مشكلى با ترتيبى كه دغدغه هاى امنيتى انها را پاسخگو باشد ندارند و طبعا استقبال نيز خواهند نمود. نمونه روشن آن هم فرستادن اسلحه به ایران در دوران جنگ ایران و عراق است، حتى با وجود برگزاری روز تجاوز کارانه ای همچون روز قدس.

اختلاف میان راست و چپ در امریکا و اسرائیل نه بر سر استفاده از اهرم تحریم‌ها برای مقابله با جمهوری اسلامی، بلکه گزینه جنگ بوده است. امروز با توجه به از هم گسیختگی جمهوری اسلامی، چنین گزینه ای فعلا در دستور کار نیست و آدرس اشتباه دادن است.

در آن جا سيستم تصميم گيرى نهادينه گشته ايى حاكم است و سلایق سياسى در نهايت بايد بتوانند لزوم پيشنهادات خود را از منظر منافع ملى و مشاركت با نهاد هاى ديگر دولتى توجيه کنند. و اگر از بابت رفتار ايران چنين توجيهى براى اقدامى در سطح جنگ باقى نماند طبعا خطر آن نيز كاسته و از ميان برداشته خواهد شد.

ايران هم كه بطور مبرمى به چنين ترتيبى نيازمند است. بنابراين اگر منظور از مذاكرات، مذاكراتى است كه با نيت درست و صحيح و براى ايران پيش گرفته شود، عهد شكنى طرف مقابل زمينه اى ندارد حتى پس از همين خروج آمريكا از برجام!

مبدا حركت براى ايران اين خواهد بود كه ایران دشمن اسراییل نمی‌تواند باشد زيرا هیچ اختلاف سرزمینی و یا تضاد منافع استراتژیکی با آن ندارد. نه ایران و نه اسراییل امکان غلبه هژمونیک نرم و به خصوص سخت بر منطقه‌ی تمدنی که با هر دو از تمامی جهات متفاوت است را نداشته و بنابراین رقابتی نیز در این مورد نمی توانند داشته باشند چه رسد به اینکه با مدیریت سوء، این رقابت مناسبات به سطح دشمنی كه امروز حاكم است ارتقا یابد.

به رسمیت شناختن اسراییل طبعا اولین قدم در تنظیم مناسبات صحیح و لازم برای دولت ایران خواهد بود. پس دوباره می بينيم که عادي سازی روابط با امريکا و اسراييل به سد ولايت برخورد می کند.

در ضمن اختلاف میان راست و چپ در امریکا و اسرائيل نه بر سر استفاده از اهرم تحریم‌ها برای مقابله با جمهوری اسلامی، بلکه گزینه جنگ بوده است.

امروز با توجه به از هم گسیختگی جمهوری اسلامی، چنین گزینه ای فعلا در دستور کار نیست و آدرس اشتباه دادن است. اكنون جنگ را آقای خامنه ای با اقدامات و عملیات انتحاری مي تواند اغاز كند.

در شرایط فعلی، حکومت ایران با بحران شدید اقتصادی و حتی مشروعیت مواجه است و دولت در کنترل ارز و نرخ مسکن و… بسیار ناکارآمد بوده است به نظر شما شروع یک پروسه مذاکره با امریکا که حتی ممکن است چند سال تا برداشتن تحریم ها و بهبود روابط بیانجامد ، چقدر می تواند در کاهش التهابات فعلی جامعه موثر باشد؟

در این سوال شما به موضوعى اشاره شده كه بنظر من يكى از دو موضوع اصلى در اين سناريو ى مذاكراتى شما و در خود سياست ايران است. آن هم موضوع بحران مشروعيت و دقيق تر از ان بحران ظرفيت و توان عمل كه از بابت قرار يافتن كل حاكميت در فرايند و سرازيرى فروپاشى، به وجود آمده است.

اين حكومت مانند حكومت كيم اون كره شمالى نيست. رهبر و هسته سخت و نظامی گر ان هم اكنون به عنوان رهبر و يك لشگر شكست خورده تلقى مي گردند.

در خود ايران هم آقاى خامنه اى بطور دائم در كمين كودتا و جابجايى دولت حسن روحانی است و امروزه با تخريب اوضاع توانمندى خود را به آزمايش می گذارد.

این بار این آقاى خامنه ای با استتار برنامه خود در میان و در پشت اعتراضات به حق و رو به افزایش مردم به دنبال حرکتى براى ایجاد تغییرى استراتژیک و ساختارى در این تعادل به سود خود است.

يعنى چون به اندازه كافى داراى توان اثباتى نيست با تخريب اوضاع به دنبال كسب نوعى از حمايت عمومى منفى براى جابجايى قدرت دولت روحانى است.

همراهى افكار عمومى توان لازم براى چنين پروژه اى را مهيا مي کند. آقاى خامنه اى وضع را چنان خراب می خواهد كه مردم و حتى خود روحانى از چنين پروژه هايى استقبال نمايند و اين جريان بتواند از اين طريق آن موقعيتى را كه از طريق انتخابات و صندوق و يا خيابان و حركت كودتاگرانه نظامى سخت نمی تواند تامين كند براى خود فراهم کند.

بنابراين ما در ايران، اكنون با همان مقوله قديمى «نه می خواهد و نه مي تواند» روبه رو گشته ايم. و شمايل آن رژيمى كه بتواند براي اجراي قول و وعده ها مورد قبول و اعتماد قرار گيرد، بسرعت در حال محو شدن است.

يعنى باز صورت مسئله وارونه آن چيزيست كه تبليغ می شود. اين ناتوانى و عدم اعتماد به ظرفيت حكومت است (سواى نيت آن) كه اكنون بعنوان مانع اصلى براى شروع فرايند مذاكراتى عمل می كند و نه عدم اعتماد حكومت به ترامپ!

سياست ايران در چنبره اين نظام گرفتار يك تعادل از دو نوع تعادلى است كه به آنinefficient equilibrium ميگويند. اين تعادل ميان عدم توانايی خامنه ای براي يک کودتای موفق و عدم توانايى جبهه مقابل براى مهار او در عين حفظ مقام اوست.

براى جامعه و بخش ایرانى سیاست ایران دیگر چاره ای نمانده است که «چالش مذاکره بدون قید و شرط» را به بسیج عمومی برای عادی سازی رابطه با امریکا و به رسمیت شناختن اسراییل فرا برویاند. هم فال است هم تماشا.

تا به حال اين جبهه مقابل خامنه اى بوده است كه از دخالت مطالبه محور و يا مبارزات مدنى جامعه در اين رقابت سود برده است. ولى اكنون چنين بنظر می رسد كه اين بار اين آقاى خامنه اى است كه با استتار برنامه خود در ميان و در پشت اعتراضات به حق و رو به افزايش مردم به دنبال حركتى براى ايجاد تغييرى استراتژيك و ساختارى در اين تعادل به سود خود است.

حركتى كه ريسك آن در حد بقاى سياسى خود و ولايت است. چرا كه خامنه اى با عبور از buffer جمهورى اسلامى و نيروهايى كه عليرغم اختلاف ظاهرا از سقوط او بيش از خود او هراسناك اند، به طور مستقيم و بلاواسطه در رو در روى جامعه و مردم قرار خواهد يافت.

در هرحال در اينجا موضوع سئوال شرايط كنونى و پر تحول ايران نيست، همين قدر كه گفته شود مقوله حاكميت خود دستخوش تغيير و تحولاتى است كه توسط خامنه اى و «سپاه جديد» او كليد خورده است.

آقاى خامنه اى اكنون همه چيز را قمار كرده است كه اين يك كار را نكند. عادى سازى رابطه با آمريكا و به رسميت شناختن اسراييل براى او حكم سرنگونى را دارد. از منظر نگاه او در اين قمار بلكه براى بقاى ولايت مسيرى گشوده گردد.

با اين اوصاف مي توان ديد كه صفوف ، دورنماها و سرنوشت ها از هم اكنون بطور دى فاكتو از هم جدا شده اند و تلاش براى ارائه سياستى كه همه اين ها را پوشش دهد هم ناممكن است و هم نا مطلوب.

براى جامعه و بخش ايرانى سياست ايران ديگر چاره ای نمانده است که «چالش مذاکره بدون قيد و شرط» را به بسيج عمومی براي عادی سازي رابطه با امريکا و به رسميت شناختن اسراييل فرا بروياند. هم فال است هم تماشا. هم مسير برداشتن تحريم ها مهيا مي شود هم شرايط کنده شدن غده ولايت از کالبد ايران زمين ميسر می گردد.

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026