Categories: اندیشه

بدرود هیلاری!

هیلاری وایتهال پاتنم (Hilary Putnam)، فیلسوف، ریاضی دان، منطق دان و معرفت شناس شهیر آمریکایی و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد، چند روز پیش از دنیا رفت. به تحقیق می توان او را یکی از مهمترین فیلسوفان تحلیلی معاصر دانست. نوام چامسکی، به عنوان یکی از مخالفان پاتنم، او را یکی از موثرترین فیلسوفان معاصر خطاب کرده است. سایه سنگین و حتی انقلابی نظریات و استدلال های او در زمینه ذهن و زبان بر تاریخ فلسفه تحلیلی معاصر دیگر فیلسوفان را وادار کرده است تا به نحوی له یا علیه مدعیات او اتحاذ موضع کنند.
پاتنم فیلسوف به غایت جذابی است؛ شیوه مواجهه او با پدیده ها، تفکر انتقادی و استدلال های داستان گونه او برای هر اهل فلسفه ای می تواند درس آموز باشد. یکی از جذابیت های او می تواند همین باشد که علیه استاد خود یعنی رودلف کارنپ شورید و در مقابل پوزیتویسم منطقی به قوت ایستاد. شیوه دین ورزی او هم می تواند از دیگر جذابیت های او باشد: با اینکه طبق نظر برخی از مفسرین لازمه منطقی فلسفه پاتنم خداناباوری است، اما او در عمل خود را یهودی می دانست و سلوک دینی-مذهبی خود را به جد ادا می کرد و حتی فلسفه یهودی را «بمثابه راهی برای زندگی» معرفی می کرد. با این حال برای اخلاق و قضاوت های اخلاقی جایی برای عینیت باقی نمی گذاشت.
خوشبختانه پاتنم از فیلسوفان کم و بیش نام آشنا در جامعه فلسفی ایران است. برخی از آثار او مثل «اخلاق بدون هستی شناسی»، «دوگانگی واقعیت-ارزش»، «معنای معنا»، «رئالیسم چیست؟» و… ترجمه و پایان نامه های بسیاری درباره او نوشته شده است. من که از سفره معرفت فلسفی او لقمه های بسیار برگرفته بودم، عزم کردم تا در نوشته ای کوتاه اندکی از دین خود را به او ادا کنم. در زیر می کوشم به اختصار هر چه تمامتر برخی از ایده های مهم او را برای خوانندگان فلسفه نخوانده توضیح دهم.
یک. دوقلوی زمین
فرض کنید چند قرن پیش در جای دیگری در این کیهان سیاره دیگری شبیه زمین به نام «دوقلوی زمین» وجود داشته است. در دوقلوی زمین همه چیز از اشیاء گرفته تا آدمیان مولکول به مولکول مثل و مشابه زمین است غیر از یک چیز: در دوقلوی زمین آب وجود ندارد. با اینکه مایعی که در دوقلوی زمین وجود دارد در ظاهر شبیه آب و حتی برطرف کننده تشنگی است اما به جهت شیمیایی فرمول دیگری دارد. یعنی اگر فرمول شیمیایی آب در زمین H2O باشد، در دوقلوی زمین شبیه آن فرمول شیمیایی پیچیده ای دارد که می توان به طور خلاصه آن را XYZ معرفی کرد. با اینکه ساکنان زمین و دوقلوی زمین هیچ ایده ای ندارند که فرمول شیمیایی آب H2O و XYZ است، ساکنان دوقلوی زمین به XYZ آب می گویند. (برای مثال رجوع کنید به مقاله پاتنم در سال 1973 با عنوان «معنا و ارجاع»)
حال بیابیم از خودمان بپرسیم آیا وقتی فرد الف در زمین و دوقلوی او در دوقلوی زمین تعبیر آب را به کار می بنند واقعا یک معنا را مراد می کنند؟ با اینکه فرد الف در زمین و دوقلوی اش در دوقلوی زمین دارای سلول های مغزی یکسان هستند، اما وقتی الف در زمین تعبیر آب را به کار می برد اشاره به H2O دارد ولی دوقلوی الف در دوقلوی زمین وقتی تعبیر آب را استفاده می کند اشاره به XYZ دارد.
پاسخ پاتنم به پرسش بالا مثبت است. او از طریق آزمایش ذهنی بالا تلاش می کند استدلالی طراحی کند تا وفق آن شهوداً ما را بدین نتیجه برساند که فرد الف و دوقلوی او در واقع از واژه آب یک معنا را مراد می کنند با اینکه فرمول شیمیایی متفاوتی دارند. در حقیقت پاتنم با این استدلال به ما نشان می دهد که معنا امری ذهنی نیست و محتوای مغز افراد برای یافتن مرجع واژگان کفایت نمی کند. بلکه اولا معنا جایی بیرون از ما در جهان خارج وجود دارد، ثانیا یافتن مرجع واژگان به نحو تاریخی و علّی حاصل می شود.
دو. مغز در خمره
فرض کنید دانشمندی دیوانه به نحوی عجیب و غریب بتواند مغز کسی را از بدن او جدا کند و در خمره ای از مایع مخصوص قرار دهد تا مغز او زنده بماند. این دانشمند تلاش می کند تمامی نورون های مغز این فرد را از طریق سیم به یک ابررایانه وصل کند تا تمام پالس های الکتریکی که در مغز وی در جریان است را دریافت کند. چنین ابررایانه ای می تواند تا حد زیادی واقعیت را شبیه سازی کند، بدین شکل که مغز بی بدن می تواند به صورت طبیعی و آگاهانه تجربه های گوناگون یک مغز با بدن را از سر بگذراند با این تفاوت که مغز بی بدن تجربه هایش را بی نسبت با اشیاء و رویدادهای جهان خارج می گذراند. برای مثال، فرض کنید ما بتوانیم از طریق ابررایانه به مغز در خمره القا کنیم که در حال دویدن است. آنگاه گویی مغز در خمره تجربه دویدن را از سر می گذراند. (به عنوان نمونه رجوع کنید به کتاب پاتنم در سال 1981 با عنوان عقل، صدق و تاریخ)
حال از خودمان بپرسیم اگر ما در این عالم به مثابه مغزهایی در خمره باشیم، چگونه می توانیم بفهمیم نسبت به امری حقیقتا شناخت پیدا کرده ایم؟ پاتنم این آزمایش ذهنی را برای استدلالی له شکاکیت در معرفت شناسی اقامه می کند. یعنی او معتقد است از نظرگاه مغزهایی در خمره ما نمی توانیم بفهمیم که باورهای ما واقعا صادق یا کاذب هستند. در حقیقت، این استدلال بیان می کند از آنجاییکه ما نمی توانیم بدانیم که مغز در خمره هستیم، بنابراین ما نمی توانیم بدانیم آیا باورهای ما کاذب است یا نه. بدین ترتیب، به سختی می توان مبانی فلسفی موجهی برای باور به اموری که باور داریم پیدا کنیم چرا که ما نمی توانیم آن مبانی فلسفی را بدانیم.
سه. نظریه علّی ارجاع
پاتنم به همراه فیلسوف دیگری به نام کریپکی در فلسفه زبان نظریۀ مشهوری درباره نظریه ارجاع دارند. نظریۀ آنها را اغلب با نامهای «نظریه علّی ارجاع»، «نظریه اشاره‌ای بودن» و «نظریه ارجاع مستقیم» می‌شناسند. لبّ مدعای آنان در بدست دادن تبیینی برای یافتن مرجع واژگان است. طبق نظر آنان مرجع یک واژه در یک «مراسم نامگذاری» مشخص می شود که به شکل علّی این مرجع با آنچه امروز ما آن را می‌نامیم پیوند دارد. برای مثال وقتی می‌خواهیم مرجع واژه «طلا» را بیابیم، کافی است به آن اشاره کنیم؛ و این نام پیوند علّی ای دارد با آنچه در یک مراسم اسم گذاری شده است.البته نظریه پاتنم-کریپکی به سختی می تواند برای مرجع تمام واژگان نسخه بپیچد. به نظر می آید نظریه آنان بیشتر برای انواع طبیعی و واژگانی مطلوب است که مرجع آنها ساختمان داخلی خود واژه است. برای مثال واژه‌های مثل اسب، اتاق، طلا، آب و… از این حیث که به امور دیگر ربطی ندارند و روی پای خود ایستاده اند برای تئوری پاتنم-کریپکی مناسب اند. اما واژه‌هایی که به امور دیگر ربط دارند نمی توانند از مصادیق خوب تئوری پاتنم-کریپکی باشند. به عنوان نمونه واژه‌های پستچی، بار الکتریکی، جنسیت و… از این دست هستند.
تئوری پاتنم-کریپکی به نوعی از ذات گرایی نیز متعهد است. به این معنا که نزد آنان انواع طبیعی و واژگانی که مرجع آنها ساختمان داخلی خود واژه است ذاتی دارند که می توان با اشاره و به نحو علّی به آن ارجاع داد. در حقیقت، «نظریه علّی ارجاع» بیان می‌کند که با توسل به خصیصه بالاشاری بودن مکانیزم‌های تثبیت مرجع، این امکان برای انواع طبیعی فراهم می‌آید تا بوسیله ذوات «واقعی» متعین شوند. از منظر پاتنم-کریپکی ذات واقعی مرجعِ یک واژه، همان ساختمان داخلی آن واژه است. (به عنوان مثال رجوع کنید به مقاله پاتنم در سال 1975 با عنوان «معنای معنا»)
***
آورده اند که پاتنم در سن 68 سالگی به ریشه ها و آموزه های یهودی خود رجعت دوباره میکند و مراسم مذهبی یهودیان به نام بارمیتزوا (مراسم سن بلوغ پسران) را به جا می آورد. از آن به بعد است که نوشته های او درباره اخلاق و فلسفه یهودی بیشتر می شود. همچنین گفته اند او بعد از بازنشستگی از دانشگاه هاروارد و در سال های پایانی عمر خود بیشتر وقت خود را صرف باغبانی و با محصولات و سبزیجات باغچه خود آشپزی می کرده است.
دفتر زندگی او در ساعات پایانی سیزدهم مارچ سال جاری بر اثر سرطان ریه در سن هشتاد و نه سالگی بسته شد و جامه فلسفه تحلیلی (بالاخص در آمریکا) به سوگ یکی از اعضاء برجسته خود نشست.

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026