آینده دست پیرمردها

محمد رهبر

اگر بخواهیم در خِرت‌وپرت‌های حاکمیتِ ۴۰ ساله جمهوری اسلامی، سمبل و نمادی پیدا کنیم که ظاهر و باطنِ نظام و سیر قهقهرایی تاریخ صد ساله ایران را در یک نما و یک کلام نمایان کند، بهتر از مجلس خبرگانِ رهبری پیدا نمی‌کنیم.

مجلس مندرسِ خبرگان که میانگین سنی اعضایِ لرزانش ۶۰ سال است و قریب به اتفاق، آقایان عمامه به سر هستند و متخصص در علومی -اگر بتوان نام این دفینه‌های ذهنی را علم گذاشت- که نه به کار دنیا می‌آید و نه آخرت، ویترین جمهوری اسلامی است.

جمهوری اسلامی در معنای خُبرگانی‌اش، یعنی قدرت سیاسی ، تنها از آنِ روحانیان است و البته مردان. رهبر جمهوری اسلامی از بین همین آخوندها برگزیده می‌شود و انتخابش بی‌دخالتِ دست مردم است.

نوع محبوب دموکراسی اسلامی هم یعنی اینکه شما می‌توانید از این فهرست اسامی تکراری که همگی از محصولات تاریخ انقضا گذشته‌ی حوزه عتیقه‌ی علمیه هستند آقایانی را انتخاب کنید و مختارید که در یک دوره از سر بخوانید و یک دوره از تَه و عاقبت رایی بدهید برای حفظ بیضه اسلام.

در دوره پنجم خبرگان، مردم تهران، ترفندی به کار بردند بلکه مصباح و محمد یزدی و احمد جنتی به مجلس راه پیدا نکنند. آن دو فقره راه نیافتند اما باز هم به قول علما تغییر صورت، ماهیت را عوض نکرد و احمد جنتی که به عنوان نفر آخر از تهران به خبرگان رسید با رای علمایِ حاضر رییس شد و حاکم .

جنتی در عین ریاست خبرگان، دبیر شورای نگهبان هم تشریف دارد. قرار است که حضرتش که منصوبِ رهبری در شورای نگهبان است بر کار رهبری در مجلس خبرگان نظارت هم داشته باشد و عجیب‌تر اینکه شورای نگهبانِ تحتِ امر جنتی، صلاحیت نامزدهای خبرگان را هم تایید می‌کند.

باری، نعش این بزرگوار بر صندلی ریاست خبرگان، نشانه بیهودگی سیاست‌ورزی و اصلاح در ساختار جمهوری اسلامی است.

باقی اعضای خبرگان هم در اصل و نسب کمتر از جنتی نیستند. بسیاری امامان جمعه منصوب رهبری هستند و یا نمایندگان ولایت فقیه در سازمان‌ها و ارگان‌های نظام و یا مدرسان حوزه که بودجه متبرکش از حکومت و چاه نفت تامین می‌شود.
همگی اعضا اهل تقیه و نان خورانِ ولایت فقیه هستند و در مُخیله‌شان نمی‌گذرد که در این مجلس که قرار است نظارت و انتقادی از رهبری شود، کلمه‌ای بر زبان بیاورند و حقی را بگویند.

با این حال همین ۸۸ نفر هم در یک رده و پایه نیستند و بیشترینه سیاهی لشگرانی که قرار است سر و عصایی تکان دهند و تسبیحی بچرخانند. کار اصلی مجلس که پیشکاری ولی‌فقیه و تکرار مهوع سخنرانی‌های رهبری است با هیات رییسه است که آنجا را آخوندهایی با بنیه قوی‌تر جسمی اشغال کرده‌اند.

از همین است که در روزهای برگزاری اجلاس احمد خاتمی شوالیه‌ای می‌شود و از این سو به آن سو می رود و پشت هم از عظمت و قداست این جمع  فرتوت می‌گوید.

سنت جمهوری اسلامی در پنهان‌کاری و غیر شفاف بودن قدرت و بی‌اعتنایی در پاسخ‌گویی به مردم و مطبوعات در مجلس خبرگان به مرحله اعلا می‌رسد.

کمیسیون نظارت بر رهبری و کمیسیون جستجوی ولی‌فقیه بعدی ، پشت عبا و ردا تشکیل می‌شود و می‌توان حدس زد که در آن گعده‌های چند نفره از آخوندهای مطمئن و نزدیک به رهبری ، حرفی از انتقاد نیست و بیشتر بحث‌ها بر سر چگونگی برخورد با منتقدان نظام است و کله پا کردن رییس جمهور.

مجلس خبرگان عصاره فضیلت‌های جمهوری اسلامی است. تکیه بر منقولات متروک حوزه‌های علمیه به عنوان راهگشای زندگی ، وضع مضحکی پدید آورده که در بیانیه آخر اجلاس هویداست.

همه چیز باید حرام شود و ممنوع بلکه اهالی خبرگان احساس امنیت کنند. بیانیه آخر مجلس خبرگان میان این همه بحران تو در تو که جامعه ایرانی را شرحه‌شرحه کرده است، دغدغه حجاب و محدودیت زنان را دارد و در بند اول بیانیه آرزوی همیشگی حوزیان بیان می‌شود که خانه‌نشینی و در بند کردن زنان است.

باقی بیانیه هم لا طائلاتی است درباره محدودیت اینترنت و اقتصاد مقاومتی به معنای سپاهی‌کردن همه اقتصاد و رای به اصلح و ستایش استبداد خامنه ای .
در این میان وظیفه نظارتی خبرگان به نوازش شان‌ های ولی‌فقیه می‌رسد و تلاش برای خشنودی رهبری.

اما این مجلس مضحکه که برای پس از مرگ رهبری بر پا شده و در هر دوره تلفاتی می‌دهد و صندلی خالی به جای می‌ماند ، سرنوشت ایران را تعیین می‌کند. در فردای مرگ خامنه‌ای متحجرین خبرگان که چشم به دهان مافیای اقتصادی و نظامی سپاه نیز هستند، رهبری را خواهند بر گزید که بر این ویرانه ایران آتش زند. بدبختانه مثلا مجلس خبرگان به رای مردم هم برگزیده شده است و تریبون‌های نظام می‌توانند این افتضاح حکمرانی را به حساب دموکراسی هم بگذارند.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

3 پاسخ

  1. در ذیل مقاله “چرا اصلاح‌طلبان اصرار دارند ببازند؟” از آقای طاها پارسا نظرم را ارائه دادم که این مقاله در زیتون از شما آقای رهبر منتشر گردید و نظرم بسیار به آنچه جنابعالی درج فرمودید نزدیک است اما به این دلیل که این اتفاق نظر را احساس کردم بعد از خواندن مطلب آقا ی علی تبریزی دوباره آنرا خواندم و هرچه مزمزه میکنم در ان شوری احساس نمی کنم و دوباره آنرا خواندم شاید من به دلیل تشابه دیدگاه آنرا این چنین یافته ام اما با بررسی و مرور چند باره وقایع رژیم قبل و پدر شاه یعنی رضا شاه دیدم که این ریتم افراط و تفریط در ایران از زمان مشروطه شدت بیشتری گرفته و همواره مردم ایران توسط روحانیت, سلطنت و نیروی نظامی بازیچه اربابان قدرت بوده اند اگر تا قبل از مشروطه همه این سه قوه در راستای هم بودند بعد از مشروطه و جنبش به اصطلاح تنباکو این توازن برهم ریخت و مردم با آگاهی بیشتری به میدان آمدند و بالتبع روحانیت بالنده و مردمی در کنار مردم؛ روحانیت حتما باید گفت قشری و قدرت طلب در کنار سلطنت یا قوه نظامی قرار گرفتند و همواره در رسیدن مردم به توسعه و تشکیل یک دولت ملی و بر قراری آزادی راه انرا سد کردند.
    واقعیتی را که آقای تبریزی به ان اشاره می کنند (جامعه ی منورالفکر……….و راست روی و چپ روی، ….) مطلقا مخالفتی ندارم و با ان موافق هم هستم, اما وقتی به طرح مطلب (لیست امید ….. اما کارگشا نبود) و (رای اصلاحات گام به گام، بایستی صبور بود و به انتخابات بعدی چشم دوخت.) در حیرتم که ایشان چه میخواهند بگویند؟!ایشان باز نمیگویند که :
    لیست امید چه بود؟
    چرا بود؟
    ماهیت و افراد درون ان لیست چگونه انتخاب شدند؟
    حزبی که در کار نبود اکثر افراد ان قدرت مردان و سلاخان جوانان ایران بودند یا همکار و هم فکر آنان بجز عده ای معدود . برخی با پول قدرتمندان در سایه حمایت شدند. جناح مخالف برای راندن رقیب با این حربه مردم را به بازی گرفت و انتخاباتی نمایشی تر اجرا کردند اما آنچه واقعیت داشت اینکه پیرمردهای نظام مستبد و فرمان دهندگان کشتار جوانان ایران در ان میدرخشیدند (آیا این شوری در کام آقای تبریزی شیرین آمد!؟) اگرچه که میگویند کارگشا نبود اما خیلی تلخ است که خود ایشان هیچ از تفکر خود و کنکاش اینکه چرا کار گشا نبود نمی گویند!؟
    ایشان نمی گویند چگونهباید رفت برای رای اصلاحات گام به گام، چطوری باید و بایستی صبور بود و به انتخابات بعدی چشم دوخت!؟ اگر باید رای داد و اجازه داد تا همین آقایان بر مسند قدرت دلشان بسوزد و یا قدری دست از چپاول و قدرت کوتاه بیایند بی مزگی شدیدی است که از تمام وجناتش می بارد. مردمی که به آشکار شاهد ریختن ساختمان پلاسکو بودند مجلسی که منتخب همین مردم و لیست امید بودند چرا اجازه دادند نمایندگانشان در حمایت شهرداری که همه گونه خطا و اجحاف و دروغ و….را دارد به عدم تحقیق و تفحص از شهرداری رای دهد. چرا ایشان و همان لیست امید نام نمایندگانی که که از شهردار رشوه یا امتیاز یا سفر از عتبات دریافت کرده اند را اعلام نمیکنند!؟ واقعا ما ملت ایران و همگی سیاسیون ملی متدین واقعی را چه میشود!؟
    من با قضاوت یک طرفه آقای تبریزی به این دلیل که حتی یک مورد از آنچه بر تحریر آورده اند را قادر به مو شکافی , نه بهترست بگویم مثال زدن نیسند را نمی توانم بپذیرم و از شما و خیلی دیگر از مردم ایران که با من هم نظر هستند تشکر می کنم امیدوارم این مقاله را قبل از خواندن این نظر توسط آقای تبریزی و همفکرانشان از دیده خوانندگان حذف نفرمایید.

  2. جناب محمد رهبر بهتر است یک تحلیل واقع گرایانه و راهگشا بدهند، و نه چون همیشه برمرکب مشکلات سوار شده و یٲس آفرینی کنند!
    لیست امید در انتخابات گذشته ی خبرگان در تهران پیروز شد، اما کارگشا نبود. برای اصلاحات گام به گام، بایستی صبور بود و به انتخابات بعدی چشم دوخت.
    جامعه ی منورالفکر، هم دست کمی از خبرگان پیر و فرتوت و مجیز گوی ندارد. هر کدام به سمتی غلطیده اند، و هر دو افراط و شلتاق میکنند! راه اعتدال و میانه که هر دو طرف را به صلاح بیاورد، آنم آرزوست!
    الیمین و الیسار مضله، طریق الوسطی هی الجاده!
    راست روی و چپ روی، بیماری تکراری جامعه هایی است که درجا می زنند، روزی حجاب اجباری، روزی بی حجابی اجباری. روزی روشنفکر و منور الفکری، و روزی آخوند و آخوند بازی.روزی….
    نه به این شوری محمد رهبری، و نه آن تبلیغات آخوندی حکومتی!

  3. ســالها پیش از انقلاب سـرباز وظیفـه شهربانی بودم با نام پلیـس وظیفــه که اولیـن دوره سـربازگیـری شهربانی هـم بود ودرهمان دوره باپلیــس هایی در ادارات شهربانی یــه جورهایی همکار بودیـم که شبهــای اعیــاد بیشتـرمحرم درمساجـد حضورپیــدا میکردنـد وصبح روزبعـدگزارشی را تهیــه میکردنــد برای اداره اطلاعات…ومن تعجب میکردم ازاینکه این روحانی که در بالای منبـر با وجود اینکه میدانــد چنیـن پلیـس هایی دراین مجلس هستنــد اینگونـه شجاعانه حرف میزننــد! والبتــه مدتی هم پس از انقلاب همواره مبهوت این موضوع بودم چگونه است که یک روحانی چنین شجاعتی را دارد…وبعــداز حوزه های محل درس روحانی ها قصــه ها شنیــدم که اینان در کلاس درس مجاز انـد که هرصحبتی را بی واهمــه بگوینــد وانتقاد کننــد تا یواش یـواش آماده بشـونـد تا در اجتماع شجاعانه ازمظلوم در مقابل ظالم دفاع و یعنی به پیــروی از امامان شیعـــه که در قلعــه شــان امام علی(ع) وامام حسیــن (ع) قرار دارد حرف بزننــد،
    بلاخره آن نســل بعضی شان دستگیــر، تعدادی شان خلع لباس و تعــداد زیادی هم همرنگ جماعت شــدنــد و … رسیــد به آموزش دیــده های خود نظام بعــد از انقلاب که فقط یاد گرفتنـــد از منافع شخصی جمـع ای خودشـان دفاع کننــد…! زیرا اینـان خود بـراین باور انـد که درهـر شرایطی خودشـان حق انــد پس هرکس که غیــراز اینهــا حرفی بزنــد ناحــق انــد…!

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

درآمد در یادداشت پیشین (منتشر شده در تاریخ ۵ مهر ۱۴۰۱ در زیتون) تحلیلی ارائه شد و وفق آن ادعا شد که مراجع دینی و علمای مذهبی شیعی در ایران به دلایلی نمی توانند در

ادامه »

بر اساس پژوهش‌های متعدد و تجربه زیسته مشترک همه ما، نظام آموزشی در دین‌دار‌کردن نسل جوان، شکست بزرگی خورده اما شما باز هم بدون

ادامه »

ظریفی در یکی از شبکه‌های اجتماعی نوشته بود «نه تنها بیزارم از این اسلامتون، بلکه بیزارم از اون یکی اسلامتون که می‌گید این اون نیست». نویسنده‌ی پیام به ظرافت تمام تفکیک میان «این» اسلام و «آن یکی» اسلام را، اگرچه نا-هم‌دلانه، یادآوری کرده است؛ بخشی از پروژه‌ی نواندیشان دینی را!

ادامه »