نه تنها افکار عمومی از عذرخواهی ایشان راضی نشد بلکه این عذرخواهی مانند نمکی بود که بر دل رنج دیدگان ریخته شد.
آقای مرتضوی در زمانی که دادستان تهران بودند مرتکب تخلفات عدیدهای شدند. از جمله من می توانم به قتل موکل خودم خانم زهرا کاظمی، روزنامه نگار کانادایی ایرانی اشاره کنم. می توانم اشاره کنم به کسانی که در کهریزک، مظلومانه جان خودشان را در راه انتخابات آزادی که می خواستند از دست دادند.
می توانم از خیل خبرنگارانی که به دست ایشان روانه زندان شدند نام ببرم. می توانم از بسته شدن فله ای روزنامه ها و مطبوعات نام ببرم.
تخلفات ایشان به عنوان دادستان پیشین تهران منحصر به آنچه که من گفتم نیست بلکه اگر قرار برشمردن این تخلفات بود مثنوی هفتاد من کاغذ می شد.
پس از این که مرتضوی به خاطر فشار افکار عمومی از پست دادستانی کنار گذاشته شد یک پست نان و آب دارتری هم به ایشان تعلق گرفت که در آن پست، تخلفات مالی بسیاری مرتکب شدند و در حال حاضر من نمی فهمم که این عذرخواهی به چه معنایی است؟
امیدوارم که روزی ما از یک قوه قضاییه مستقل برخوردار شویم که با افرادی مانند مرتضوی که خود را بالاتر از قانون می پندارند برخورد قانونی شود.
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…
یکی از شاخههای بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطهی فکری است…
به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…