«من از تجربه شخصی خودم میدونم که بنیامین نتانیاهو بارها سعی کرده همه رؤسایجمهور آمریکا رو قانع کنه که وارد یه جنگ بیپایان با ایران بشن. من بارها و بارها، ساعتهای طولانی با خودش و تیم جنگیش درباره این موضوع صحبت کردم و زیر بار این خواسته نرفتم؛ چون بیشتر شبیه یه تمایل مبهم بود برای یه اقدامی علیه ایران، بدون اینکه اصلاً معلوم باشه آخرش قراره به کجا برسه.»
هیلاری کلینتون، وزیر اسبق خارجه آمریکا، در سخنان اخیر خود از تلاش بیوقفهی نتانیاهو برای راضی کردن رؤسایجمهور آمریکا برای ورود به جنگی عظیم با ایران سخن میگوید. در این میان، بیل کلینتون، باراک اوباما و جو بایدن، پیشنهاد مصرانهی بیبی نتانیاهو را نپذیرفتند و بهدرستی وارد این میدان نشدند. اما دونالد ترامپ، بر اساس محاسبات نادرست و ناتراشیدهی خود پذیرفت، خود را در هچل انداخت و گرفتار جنگ کرد.
در حال حاضر، پس از گذشت حدوداً شش هفته از شروع جنگ و سپری شدن جنگ چهلروزه، در وضعیت آتشبس به سر میبریم و ترامپ از «تسلیم بیقید و شرط» رسیده به «آتشبس» دو هفتهای و یک دور مذاکرات مستقیم با تیم ایرانی در اسلامآباد؛ مذاکراتی که از منظر کارشناسان متعددی، احتمالاً ادامه پیدا میکند.
نمیدانم و نمیدانیم ماحصل این کارزار درازدامن نفسگیر چه خواهد بود و به کجا خواهد انجامید. عمیقاً آرزو میکنیم سرانجام کار به نفع ملک و ملت باشد، حاکمیت ملی (sovereignty) و یکپارچگی سرزمینی ما حفظ گردد، مصالحهی پایدار عزتمندانهای محقق شود و تجارب تلخ اشغال مملکت طی دو جنگ جهانی اول و دوم در دوران قاجار و پهلوی توسط دشمنان متجاوز تکرار نشود؛ تجربهای که در حافظهی نسلی ما ایرانیان رخنه کرده و بدل به «ترومای بیننسلی» جمعی شده است.
در عین حال میدانم و میدانیم و به ظنّ قوی میتوانیم بگوییم که اگر عقربههای زمان به عقب برمیگشت، ترامپ پای در این جنگ نمیگذاشت و مرتکب چنین خطای سهمگینی نمیشد. پریشانگوییهای ترامپ، از جمله نقض برخی سخنان خود طی چند ساعت، تهدید موجودیتی و تمدنی ایرانزمین، توهین به رهبر کاتولیکهای جهان که پاسخ کوبندهی پاپ لئو را به همراه داشت و ترامپ را در عداد «بدسیرتان، مغروران و متکبران» بهحساب آورد، و… بیش از هر امر، از احوال ناخوش و سردرگمیاش پرده برمیگیرد. پشت کردنِ متحدان اروپایی و جدی نگرفتن سخنان ترامپ و بیاعتنایی آشکار به او که در سخنان رهبران انگلستان، فرانسه، آلمان، اسپانیا، ایتالیا… موج میزند، بر حجم خشم و کلافگیاش افزوده است. اگر ترامپ به سخن برخی از مشاوران امنیتی خود که در جلسهی دیدار او با نتانیاهو، مورخهی یازدهم فوریه حضور داشتند، گوش کرده بود و به شرحی که اخیراً دو خبرنگار در روزنامه «نیویورک تایمز» آوردهاند، تردید جدّی آنها در توفیق و کارآمدیِ نقشه و طرح نخستوزیر اسرائیل برای حمله به ایران را جدی گرفته بود؛ وضع و حال کنونیاش اینگونه نبود.
بله، در جنگ چهلروزه چند هزار نفر از هموطنان بیگناه ما کشته شدند و در خون غلتیدند، بخش مهمی از زیرساختهای کشور ما ویران شد، بناهای تاریخی متعددی آسیبِ جدی دید، انبوهی از مردمان شغل خود را از دست داده و در وضعیت معیشتی بدی به سر میبرند. در عین حال آنچه ترامپ از ابتدا وعده کرده بود، محقق نشده و تسلیم بیچونوچرایی رخ نداده است. نیروهای مسلح سلحشور ایران، با تکیه بر قوا و قدرت موشکی، همچنین بهره بردن از اهرمهای ژئوپلیتیکی کشور با محوریتِ تنگه هرمز، از مرزهای این آبوخاک مجدانه و صادقانه دفاع کرده و وضعیت دیگری را در میدان رقم زدهاند. وضعیتی که برخی از ناظران و تحلیلگران بینالمللی را شگفتزده کرده، و ظاهراً هیچ باب میلِ دونالد ترامپ نیست؛ پرزیدنتی که تکانشی (impulsive) بودن سخنان، رفتارها و تصمیماتش و نشانههای روشن اختلال شخصیتی او، طی هفتههای اخیر نقلِ محافل و نقلِ مجالس غربی چندی گشته و در تحلیلهای کارشناسان و متخصصان آمریکایی متعددی بازتاب یافته و برخی از نمایندگان را به سمت طرح و پیگیری استیضاح رئیسجمهور سوق داده است.
















