برگزیده‌ها

باد تند است و چراغم ابتری؛ فضای حکمرانیِ پسا-خامنه‌ای

نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلفِ تو این بنفشه دمید
به یاد زلفِ نگونسارِ شاهدان چمن
ببین در آینۀ جویبار گریۀ بید

« نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید». در این روزهای آشوبناک، بیش ازهر چیز با هیجاناتِ «غم»، « خشم» و «استیصال» دست و پنجه نرم می کنم؛ وضعیتی که تماما تراژیک است و از تیرگی ای حکایت می کند و پرده بر می گیرد که بر سرمان آوار شده.

از سویی، سه روزی است که دوران پسا- خامنه ای در جمهوری اسلامی آغاز شده است. سوگمندانه، بدون اینکه منکر نقش علل و عوامل دیگر شویم، بخش زیادی از آنچه امروز در داخل کشور تجربه می کنیم، محصول اصرار بر اجرای سیاست هایِ داخلی و منطقه ایِ ناموجه و ناکارآمدِ سید علی خامنه ای در دو دهۀ اخیر است با محوریتِ استبداد دینی در داخل کشور از طریقِ سرکوب مخالفان و منتقدان و پس زدن و به محاق راندن کثیری از دانشگاهیان، روزنامه نگاران، دانشجویان، روشنفکران، نخبگان سیاسی، مردم کوچه و بازار و تکیه بر اقلیتی مکتبی- ولایی- آخرالزمانی. افزون بر این، تاکید بر «اسرائیل ستیزی»، « آمریکا ستیزی» و برکشیدن و بال و پر دادنِ به « نیروهای نیابتی» در حوزۀ منطقه و خاورمیانه، وضع و حال کنونی ما را رقم زده؛ سیاست هایی که نتایج و ثمرات تلخ و زیانبارش پیش روی میلیون ها ایرانی قرار گرفته است. از سویی دیگر، تجاوز آشکارِ اسرائیل و امریکا به خاک کشورمان و ترورِ شخص اول مملکت بدون هیچ محمل حقوقی و قانونی و در ادامه بمبارانِ سنگین زیرساختهای نظامی کشور و شخم زدنِ جای جای وطن عزیزمان که تا کنون به گواهیِ سازمان« هلال احمر»، در خون غلتیدنِ بیش از هشتصد هم وطن را بهمراه داشته، ازجمله بیش از صد وپنجاه دخترک معصومِ دبستانی در شهر «میناب».

در این میان، رصد کردن و تماشای شادیِ شمار قابل توجهی از شهروندانِ جان به لب رسیده، پس از کشته شدنِ رهبر دوم جمهوری اسلامی، سخت تامل برانگیز و عبرت آموز است. از سویی میتوان عللِ بروز و ظهور این شادی را فهمید؛ شادی ای که ازبغض و نفرت نشات می گیرد و معلولِ شیوۀ حکمرانیِ استبدادی کشور و حبس و حصر و شکنجه و به خاک و خون کشیده شدنِ هزاران شهروند بی پناه طی اعتراضاتِ بحقّ مردمان در دوران حکمرانیِ علی خامنه ای طی سه دهه گذشته است.

پس از سرکوب خونینِ دی ماه امسال، نوشتم که حکومت های ایدئولوژیکی نظیر جمهوری اسلامی، درمواجهۀ با مطالبه گریِ شهروندان از روشهای چهارگانۀ ناموجه و ناتراشیدۀ « سرکوب»، « انکار»، « فرافکنی» و «ارعاب» استفاده می کنند.
از سوی دیگر، هلهله کردن و کِل کشیدن برای تروری که توسطِ کارگزارانِ ناتانیاهو صورت گرفته، ناتانیاهویی که دادگاه بین المللِ معتبر لاهه او را جنایتکار جنگی خوانده و کارنامۀ رسوایش هیچ نسبتی با نهادینه کردن حقوق بشر، عدالت طلبی و ظلم ستیزی ندارد، وضعیت بغرنج و پیچیده ای را که در چنبرۀ آن گرفتار شده ایم، به تصویر می کشد.

«روزگار غریبی است نازنین!» اسرائیل و امریکا با حملات بی امان و پی در پیِ خود، در کار کلنگی کردنِ این سرزمین اند. از آنسو، سیاست های دفاعیِ جمهوری اسلامی با چاشنیِ الاهیاتِ شیعیِ آخر الزمانی، پای در وادیِ بازی مرگ گذاشته و در راستای « منطقه ای کردن جنگ »، افزون بر اسرائیل، به کشورهای همسایه ( عربستان، عراق، کویت، امارات متحده، قطر، عمان) حمله کرده، قلمروی جنگ را گسترش بخشیده و دلمشغولِ بستن تنگه هرمز است. حملات و تهدیدهایی که قاعدتا پاسخ کشورهای همسایه که جملگی در زمرۀ متحدان آمریکا هستند، همچنین هم پیمانانِ اروپاییِ اسرائیل را به همراه دارد و نفت بیشتری بر آتش جنگِ جاری ویرانگر و خانمانسوز می ریزد.

در این وضعیت هولناک وغبار آلود، دو امرعیان است. اول، ویران گشتنِ زیرساخت ها و سرمایه های انسانی و معنوی ایران زمین. دوم، به محاق رفتن و مچاله شدن و سر بر نیاوردن و نهادینه نشدنِ ساز و کار دموکراتیکی که جماعتی در داخل و خارج کشور، خوش خیالانه و آرزواندیشانه وعده اش را داده اند.

«باد تند است و چراغم ابتری». وقت تنگ است و فرصت محدود وهمۀ ما نگرانِ آنچه در این روزهای اسفندی بر مام میهن می رود. در این وضعیت خطیر مملکت و در فضای حکمرانیِ پسا- خامنه ای، شورای رهبری، برای بقای ملک و ملت و بر جای ماندنِ تاک و تاک نشان، باید ضمنِ پس زدن و دفع دشمن خارجی و حفظ تمامیت ارضی کشور از موضع اقتدار و پاسداشت «منافع ملی» در ایام جنگ؛ خطر کند و تصمیمی تاریخی و دوران ساز اتخاذ کند، جام زهری بنوشد، صدا و سیمای اکثریتِ مردم مظلوم و مطالباتِ انبوه انکار شدۀ آنها را بشنود و ببیند، گامهایی ملموس و روشن به سمت مردمان بردارد از جمله آزادیِ زندانیان سیاسی و تجدید نظر در سیاست های منطقه ایِ آخر الزمانی؛ و بستر تحققِ حقّ تعیینِ سرنوشت شهروندان را از طریق برگزاری رفراندومی آزاد و سالم درآیندۀ نزدیک فراهم کند. در غیر اینصورت، خیلی زود دیر می شود و کار از کار می گذرد و ایران ویران می‌شود:

« دریغ است ایران که ویران وشود
کُنام پلنگان و شیران شود
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم »

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026