یادداشت

فاجعه آفرینی سیاست ورزی فاقد اخلاق

فراوان ز ایرانیان کشته شد
ز خون یلان کشور آغشته شد (فردوسی)

در رمان درخشان و ماندگار “برادران کارامازوف ” داستایوفسکی نویسنده و متفکر نامدار و تاثیر گذار روسی با گزاره های درس آموز و در عین حال تکان دهنده ای مواجه می شویم که به گمان نگارنده یکی از آنها بدین شرح است: “مردم گاه از بیرحمی حیوانی انسان حرف می زنند ، اما این اهانتی بزرگ به حیوانات است.هیچ حیوانی هرگز نمی تواند بسان انسان بی رحم و سنگدل باشد، استاد در درنده خویی و ما هر در ستمگری “.

بی تردید در جهان پر از شر اخلاقی که ما در آن زیست می کنیم، کم نیستند انسان هایی که بدون کمترین مبالغه ای مصداق عینی سخن حکیمانه و هوشمندانه فوق الذکر داستایفسکی بشمار می آیند.

یک نمونه شفاف از این نوع انسان هایی که رمان داستایفسکی به ما معرفی می کند، همان کسانی هستند که در تداوم رویکرد جنایتکارانه خود فاجعه هولناک شب های هجدهم و نوزدهم دی ماه را به بار آورده اند.

در این دوشب خونین و سیاه انسان هایی که به قول داستایفسکی “استاد در درنده خویی و ماهر در ستمگری اند”، با ریختن خون دهها هزار انسان معترض و جان به لب رسیده در خیابانها و کوچه های شهرهای بزرگ و کوچک کشور فاجعه ای را رقم زدند که برای همیشه در حافظه جمعی ما ایرانیان باقی خواهد ماند. با این همه باید گفت که جنایت حیرت انگیز و خشونت ورزی افسار گسیخته غیر قابل توصیف نظام ولایی در دی ماه که هنوز کم و کیف آن به طور کامل و دقیق بر ما روشن نیست، در تحلیل نهایی بر آمده از دیدگاه و اندیشه ای یکسره پیشامدرن و نا موجه و بی اعتبار است که حفظ قدرت سیاسی را به مثابه ” اوجب واجبات” مقدم و ارجح بر اخلاق و کرامت انسانی تلقی می کند.

این مدل از سیاست ورزی و کنش سیاسی که اخلاق را پاک به حاشیه می راند در واقع همان گونه که فیلسوف برجسته و صاحب نام استرالیایی ” سسیل آنتونی جان کودی ” در کتاب ارزشمند و فوق العاده خواندنی خود با عنوان ” اخلاق سرگردان، گردنگاه سیاست ” نشان می دهد، نه تنها هیچ ارزشی برای انسان و به ویژه حرمت جان او قائل نیست، بلکه به سادگی آب خوردن جان انسان را می ستاند.

از منظر او یک جامعه سالم، پویا و دموکراتیک، جامعه ای است که در آن اخلاق در صدر می نشیند، یعنی مبنا و راهنمای سیاست و کنش های سیاسی قرار می گیرد، و برعکس جامعه بیمار، ایستا و غیر دموکراتیک جامعه ای است که در آن ملاحظات سیاسی، قدرت طلبی ، منافع گروهی، خودمحوری، دروغگویی، ریا کاری، رهبر پرستی و انحصار طلبی بر ارزش ها و اصول عام اخلاقی مورد توافق عقل جمعی و افکار عمومی اولویت می یابد‌.

جان کلام فیلسوف استرالیایی ما در کتابش این است که ستمگری های بی محابا و جنایات های سازمان یافته رایج در جوامع بشری کنونی ، محصول اجتناب ناپذیر غلبه منطق سیاسی قدرت محور و سلطه جو بر اصول اخلاقی متناسب با کرامت انسانی است.

حال اگر از نظام ولایی بگذریم ، یعنی نظامی که به سبب نزدیک به نیم قرن ظلم و ستم به وضوح نشان داده که پایبند به هیچ اصل اخلاقی نیست، واقعیت انکار ناپذیر این است که متاسفانه سیاست ورزی غالب اپوزیسیون اعم از فرد و گروه در موارد قابل توجهی منافی با اخلاق و کرامت انسانی است.

یکی از مهم ترین مولفه های اخلاق گریزی طیف های مختلف اپوزیسیون انکار و حذف یکدیگر است که این رویکرد علاوه بر آن که تعارض آشکار با تکثر گرایی و پلورالیسم سیاسی دارد، از جمله موانع جدی اتحاد و همبستگی اپوزیسیون در فرایند پیکار اجتماعی به منظور انحلال نظام ولایی و جایگزینی آن با یک نظام سکولار مبتنی بر دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی است.

از این رواعتقاد نگارنده بر این است که بساط برخی از شعارهای اپوزیسیون که ناظر به حذف رقیب و در نتیجه غیر اخلاقی است مانند: “مرگ بر سه مفسد ملا، چپی ، مجاهد” و “مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر” و نیز اصطلاح “ارتجاع سلطانی و تروریسم آلبانی ” باید برچیده شود. نیاز به گفتن نیست که در جامعه پسا جمهوری اسلامی سلطنت طلبان به همان اندازه حق حضور در صحنه اجتماعی و سیاسی کشور را دارند که مجاهدین و نیرو های چپ لذا طرد و نفی آنان نه ممکن است و نه مطلوب.

بنابراین اگر پیوند اخلاق و سیاست را ضروری می دانیم که نگارنده می داند، پس با تصدیق این حقیقت که جامعه ایران، جامعه ای متکثر با دیدگاههای متنوع اعتقادی و سیاسی است، بکوشیم تا با درک و فهم نیازهای عینی جامعه که یکی از مهم ترین آنها احترام به یکدیگر است، محبت، دوستی، اتحاد، همدلی و همدردی را جایگزین کینه ورزی، نفرت پراکنی، عقده گشایی، بدبینی و دشمنی نماییم.

حرف آخر این که از یاد نبریم که اخلاق بنا بر تاکید و تصریح فیلسوفان اخلاق ، هنگامی آغاز می شود که شخص با عبور از خود خواهی و خود محوری به دیگری توجه می کند و دفاع از حقوق او را وظیفه خود می داند. این چنین است که اخلاق و کرامت انسانی بر سیاست تقدم می یابد.

Recent Posts

اندیشه‌ اقتصادی علی شریعتی و اعتبارسنجی نقدهای نئولیبرالی

مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک‌ سو،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

چرا تفاهم صلح با آمریکا را محتاطانه به فال نیک می‌گیرم؟

  خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعه‌ای که دهه‌ها زیر سایه تنش،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

معنای زندگی به روایت شریعتی

  به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

ماجرای پرمناقشه شریعتی و ساواک

  درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه می‌کنید، حاشیه‌ای است بر یک گفت‌وگو در…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵