خبرها

جنگ ۱۲ روزه و فرو ریزش «ریخت» سلطانی

پیشتر در نوشته‌هایم تأکید کرده‌ام که جنگ ایران و اسرائیل در تاریخ جمهوری اسلامی از جنگ هشت ساله‌ی ایران و عراق خیلی مهم‌تر است. ضمن آن که در هر دو جنگ، طرف مقابل به خاک ایران تجاوز کرده ولی هر دو جنگ قابل پیش‌گیری از سوی جمهوری اسلامی می‌بود.

در جنگ با عراق و به‌رغم پشتیبانی‌های اروپا و روسیه از صدام، توازن و تعادل نسبی نظامی بین دو طرف جنگ برقرار بود. در جنگ دوازده‌روزه‌ی ایران و اسرائیل این توازن شدیداً نامتعادل بود.

در جنگ اول مسئله‌ی جاسوسی، ضعیف مطرح بود اما در جنگ اخیر، اصلاً امر جاسوسی پرونده‌ی تهاجم نتانیاهو را شکل داد. سلطه‌ی اطلاعاتی رژیم صهیونی در ایران به بیش از یک دهه می‌رسد، لکن در جنگ دوازده‌روزه این امر جاسوسی، حکومت و رهبری آن را تحقیر کرد و ملت شریف و مظلوم، احساس شرمساری داشت، بدین سبب که سال‌ها پول سفره، آب، انرژی، هوا، آموزش، بهداشت و … با توجیه رهبر و بی‌اجازه‌ی ملت صرف بنیه‌ی دفاعی و نظامی کشور در جنگ ۲۸۰ ساعته همه‌اش دود شد.

آری! ملت از این که دوازده روز آسمان کشورش دست نفوذ بود ‌احساس ذلت می‌کرد. این حس خواری وقتی عمیق‌تر شد که فرمانده غایب (در جنگ) کل قوا قبول هزیمت نکرد و تکرار کرد: “ما پیروز شدیم”.

طرفه آن که برای نقل صادقانه “روایت جنگ” هم جرم‌انگاری شد. عصبانیت رهبر از باخت در جنگ دوازده‌روزه آن‌چنان شدید بود که بر زبان و بینایی او اثر گذاشت. یادمان هست وقتی که نماز بر پیکر اسماعیل هنیئه می‌گذاشت، با چه لرزی و ترسی قامت بست.

رهبر سلطانی بعد از شکست روشن در جنگ با اسرائیل، عبای “ایرانی” تن کرد و سعی داشت با جعل ترکیبات، دین خود را به دروغ “ایرانی” کند و بدور از پیشینه‌ی ضدایرانی‌اش که سال‌ها کوروش را صنم ایرانیان می‌دانست، با ریاکاری در شب عاشورا شعر جعلی “ای ایران” را بر مرثیه‌ی شهید شاهد کربلا ترجیح داد. حسینیه‌ی خود را شب عاشورا واقعاً گندآب دروغ کرده بود.

حال هر ایرانی و هر مسلمی بد شد. به قول شاعر:
نفرین،
ظلمت‌آباد بهشت گندتان را، در به روی من باز نگشایید!

بایسته است بپذیریم و اصلاً شک نکنیم در این، که “تشت‌آب” شکوه آقای خامنه‌ای از تیر ۷۸ و حادثه‌ی کوه دانشگاه تهران کم‌کم ریخت. هر خیانت و جنایت او نسبت به مردم تا قبل از حمله‌ی اخیر نتانیاهو به “ایران ما” وی را تحقیر کرد ولی جنگ ۱۲ روزه هیبت‌اش را بلعید.

سلطانیسم خامنه‌ای فرو ریخت.
اما چه سود برای ایران!؟

همه‌ی عالم و آدم از شکست او در جنگ خبر دادند ولی زیر بار نرفت. فراتر از آن، هنوز با تهور نامشروع و غیرعقلانی، اسرائیل را تحریک می‌کند. عجیب است اکثر خبرگان ایرانی و خارجی از وقوع جنگ دوم ایران و اسرائیل می‌گویند که نگارنده از همین دسته است، قلدرمآبانه و پر از کینه رجزخوانی می‌کند.

چه کوفتی بود “نابودی اسرائیل” و “دشمنی کور با آمریکا” که انقلاب ۵۷ را منحرف کرد و پی‌درپی آدم‌های بزرگ همان انقلاب را، مثل بازرگان و موسوی، دورتر؟

این کمینه بعد از انقلاب “زن، زندگی، آزادی” باور قاطع یافت پایان جمهوری اسلامی فرا رسید، چون کشتن بی‌محابای دختران دیروز برای ایدئولوژی نحس و باطل ولی‌فقیه اوج “سرریز” خشونت است.

“خیال پوچ هر روزت چو جنگ مور با چوبیست
کیان خانه مستحکم رود اما به ویرانی

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026