«به بعضیها در خارج پول دادیم تا به میرحسین موسوی و اعدامهای ۶۷ گیر بدهند» — حسین طائب در جمع عدهای از آخوندهای حکومتی در سال ۱۳۸۸
۱- آنچه در سالهای پس از استقرار جمهوری اسلامی در میان اپوزیسیون ایرانی در جریان است، بستری آماده برای پژوهشهای سیاسی و جامعهشناختی است تا از رهگذر آن و در کنار بررسی وضعیت حکومت جمهوری اسلامی، به درک و فهم شرایط ملت و مردم ایران در ۴۰ سال اخیر نائل آییم. اساساً ناتوانی اپوزیسیون جمهوری اسلامی در براندازی رژیم، در کنار تقویت استبداد، ناکارآمدی و فساد ساختاری در نظام جمهوری اسلامی، نشان میدهد این دو تا چه اندازه در عین تفاوتهای ظاهری، در مبانی و بنیانها یکسانند. نگارنده در سالهای اخیر در مطالب متعددی خطوط فکری یکسان میان اپوزیسیون و نظام جمهوری اسلامی را به قدر وسع تبیین کرده است. اما آنچه بیش از پیش نگرانکننده است، نه تنها شباهتهای گفتمانی و نظری، بلکه عیان شدن نشانههایی از وابستگی بخشی از اپوزیسیون ایرانی به دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی رژیم و نوعی پیش بردن سیاستها و برنامههای اختلافافکن و زیانده در میان ایرانیان خارج از کشور است. آنچه در پی میآید، بسط یکی از این برنامهها و سیاستهاست.
۲- اصلیترین برنامه و سیاست جمهوری اسلامی در تضعیف مخالفان خارج از کشور دو بال دارد: ارسال افراد جدید و به ظاهر تندرو و تزریقشان به بدنه و رأس جریانهای مخالف؛ و دوم، انهدام هرگونه امکان تجمیع و جریانسازی در داخل. همانطور که اسرائیل از ظاهرگرایی، قشریگری و شعارزدگی ذهنیت و فکر رهبران جمهوری اسلامی سوءاستفاده میکند و افرادی با ظاهر شرعی و شعارهای تند و کور را برای مقاصد خود اجیر میکند و با این ترفند آنها را در بدنه، میانه و رأس ساختارهای امنیتی، نظامی و قضایی جمهوری اسلامی جاگذاری میکند؛ جمهوری اسلامی نیز با ارسال افرادی پر سروصدا، دارای روحیات افراطی، بددهن و پرخاشگر به همه جریانها، و مدافع حمله نظامی به جمهوری اسلامی — و متأسفانه در ظاهر سلطنتطلب و مرید میراثدار نظام سلطنتی — میکوشد جریان اپوزیسیون اصیل و متین ایرانی را منحرف، اسیر اختلافات درونی، و دچار هرز رفتن نیروها و تلاشهای مبتنی بر اتحاد و تعامل سازد. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی از این نیروهای صادراتی برای زدن، تخریب و بیاعتبارسازی نیروهای واقعی و اثرگذار مخالف بهره میبرد، بدون اینکه هزینهای برای خود ایجاد کند؛ و این تخریبها اصلیترین کارکرد، پروژه و هدف این دسته از افراد صادراتی است.
نشانهشناسی رفتاری این دسته از نیروها:
۱. رشد قارچگونه و غیرطبیعی:
این افراد در میانه و رأس بعضی جریانهای اپوزیسیون که بهنحو روانی خود را در توهم اکثریت اسیر کردهاند — یعنی «تعداد» برایشان از «کیفیت» و «اصالت» مهمتر است — نشانه همکاری نانوشته جمهوری اسلامی و این جریانها در جاگذاری نیروهای رژیم است.
۲. حمله به همه جز یک نفر:
در خاطرات سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در زمان شاه، آمده است که شاه پهلوی از نظر روانی بسیار حساس بود که کسانی که طرفدار سیاستهای آمریکا هستند در ساختار حکومت پهلوی رشد نکنند. از اینرو و با شناخت این کمبود روانی، ایالات متحده از هرکسی که ناراضی بود و در جهت مخالفت با سیاستهای این کشور در ایران بود، «تعریف و تمجید» میکرد و از طرفداران واقعی سیاستهای آمریکا در ایران «بدگویی». به این ترتیب، شاه پهلوی گروه اول را حذف و گروه دوم را بر صدر مینشاند. عدم اعتمادبهنفس و برخورد روانی و عاطفی با واقعیتها در رأس جریان پهلوی امری مزمن و قدیمی است. از اینرو در حاشیه و کنار رأس این جریان، دقیقاً افرادی را میتوان شناسایی کرد که عمدتاً سیاستها و مشاورههایشان در خدمت جمهوری اسلامی و تداوم آن بوده است، نه ضدیت و تضعیف آن.
۳. تخریب صداها و جریانهای داخلی:
یکی از نشانههای اصلی برای تشخیص صادراتیها، تلاش بیوقفه این افراد برای انهدام هر کنشی از داخل به اسم «مالهکشی» است. مگر میشود هیچ جریان اصیلی از جامعه مدنی ایرانی مخالف جمهوری اسلامی نباشد جز جریان پهلویخواه؟! این انحصارطلبی ظاهری، ریشه در صادراتی بودن دارد وگرنه هر ایرانی که حتی یک روز در ایران زندگی کرده باشد، میداند در ایران هیچ جریانی اکثریت مطلق یا نسبی نیست و همه گروهها بهتناوب از هواداری و طرفداری بخشی از افکار عمومی برخوردارند. نادیده گرفتن این اصل و واقعیت بدیهی، دقیقاً القای سیاستگذاران امنیتی و اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی است.
۴. بیسوادی تاریخی و سیاسی:
یکی از نشانههای جدی برای تشخیص صادراتیها، حجم بالای بیاطلاعی و بیسوادی است؛ هم در تاریخ، هم در سیاست. بستن دروغ به تاریخ و سر و ته کردن رخدادهای تاریخی به نحوی که سطحی از اسکیزوفرنی سیاسی را به ذهن مخاطب متبادر میکند، در کنار عمق بالای بیاطلاعی از سیاست و پیچیدگیهایش (همانطور که در بسیجیان داخل قابل مشاهده است)، در میان این افراد بیدلیل نمیتواند باشد.
۵. حمله به میرحسین موسوی:
از لحظه رخداد کودتای انتخاباتی سال ۸۸ — که امروزه با مطرح شدن اسناد و خاطرات افراد دخیل، عیان شده است که نخواندن آراء مردم و جلوگیری از ریاستجمهوری میرحسین موسوی برنامه رهبر جمهوری اسلامی بوده است — ایستادگی وی و همسرش در بهرسمیت نشناختن این کودتا تا به امروز که حصری ۱۴ ساله را به جان خریدهاند، یکی از اصیلترین مخالفتها و مبارزات ایرانیان در دو سده اخیر علیه استبداد و دیکتاتوری را رقم زده است. اما همزمان هرچه وی در دفاع از حقوق مردم پیشتر رفته است، حجم توهینها و دشمنیهای جریانهایی از اپوزیسیون نیز علیه وی شدت بیشتری گرفته است.
وی که گام به گام با مردم ایران و مطالباتشان پیش آمده و همراهی کرده است، در دو مقطع حساس، خواستار برگزاری یک همهپرسی برای عبور از نظام جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه شده است و عملاً و نظراً از حکومت دینی و اسلام سیاسی بهتمامه عبور کرده است و همچنان در «داخل» زندان جمهوری اسلامی، در مخالفت شجاعانه با وضع موجود، عقبنشینی نکرده است. حال در این فضا، عدهای صادراتی شبانهروز به وی و پیشنهادش از هیچ حمله و توهین و انگ و تخریبی فروگذار نمیکنند. این حجم از حمله به کسی که رسماً و کتباً خواستار عبور از جمهوری اسلامی شده و راهکار عملی برای آن از داخل ایران ارائه داده است، تنها یک علت میتواند داشته باشد: همکاری با دستگاههای امنیتی رژیم.
۶. تجویز و ترویج تجزیه ایران و حمله خارجی:
یکی از نشانههای نیروهای صادراتی رژیم در میان اپوزیسیون، تجویز و ترویج ایدهها و راهکارهای تجزیهطلبانه و حمله کشورهای خارجی، بهویژه اسرائیل و آمریکا، به ایران است. حساسیت بالای این دو موضوع در میان ایرانیان داخل و خارج، به حدی است که هرگونه تجویزی با واکنش جدی و آنی افکار عمومی روبرو میشود. از اینرو نیروهای دخیل در روند گذار را اسیر و گرفتار دوقطبیهای کاذب، هدررفت نیروها، و انشقاق و درگیری میکند. لذا در هر بزنگاه تاریخی و مهم در همگرایی و همسویی نیروهای مخالف، صدای بلند جماعتی که از تجزیه ایران و حمله نظامی کشورهای متخاصم دفاع مزمن و مشکوک میکند، بهترین نشانه برای شناسایی نیروهای وابسته به رژیم در میان ایرانیان مخالف است. در جنگ اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران، دیدیم که چگونه جماعتی پرصدا و جنجالی، همزمان از تجویز حمله و تجزیه ایران سخن میگفتند. این حجم از بیوطنی که خود را در تجزیهطلبی و تجویز حمله نظامی به ایران، به اسم و بهانه رهایی از شر نظام جمهوری اسلامی، نشان میدهد، منطقی نیست.
۷. دینستیزی پرخاشگرانه و توهینآمیز:
یکی دیگر از نشانههای جریانهای مشکوک در میان اپوزیسیون، دینستیزی بیمنطق و توهینآمیز این جماعت است که با هدف انهدام پایههای مشروعیت اخلاقی اپوزیسیون و ایجاد دستاویز تبلیغاتی برای نظام جمهوری اسلامی در معرفی کل اپوزیسیون بهعنوان افراد دینستیز، پرخاشگر و توهینکننده به دین و باور بخشی از مردم ایران کارکرد انحصاری دارد. وگرنه نقد دین و خرافه و هرگونه بحث و نظر علمی و کلامی در نقد خوانش دینی حکومت ولایت مطلقه فقیه، امری نیکو و مفید است؛ اما توهین و ستیز بیمبنا و پایه، بدون کوچکترین مبنای نظری، جز برنامه و پروژه دستگاههای امنیتی نظام برای ایجاد حس بدبینی و انزجار در بین بخشی از جامعه متشرع و دیندار، هیچ کارکرد و ثمری ندارد. اتفاقاً برای گذار بیخشونت به دموکراسی و سکولاریسم، اتخاذ زبان و سیاست مدارا با اقشار دیندار و همراه کردن بخش عمدهای از جمعیت کشور ایران با روندهای گذار، سیاست و راهبردی متین و نتیجهبخش است. دقیقاً به همین دلیل است که جماعت صادراتی با کاربرد ادبیات توهین و ستیز در برخورد با دین، بخشی عمدهای از جمعیت ایران — که نقش اساسی در گذار خشونتپرهیز خواهند داشت — را دچار اختلال و کندی میکنند. آتش زدن قرآن، زیر پا نهادن آن، توهینهای سخیف و زننده به شخصیتهای تراز اول دین و مذهب و… نشانه هرچه باشد، نشانی از یک اپوزیسیون مستقل و ملی ندارد.
نشانههای جریانهای مشکوک در میان اپوزیسیون خارج از کشور میتواند بیشتر باشد، اما آنچه فهرست شد، به نظر مهمترین نشانهها و کدها برای شناسایی آن است. راهکار رهایی از این جریان میتواند این دو پیشنهاد باشد:
۱. ایجاد نهادی بیطرف (شورایی، انتخابی، شفاف، بدون ابزار اجرایی و صرفاً با کارکرد نظارتی و هشداردهنده) متشکل از همه جریانهای فکری و سیاسی برای رصد امنیتی و اطلاعاتی افراد و گروههای سیاسی.
۲. شفافیت گروهها در اعلان عمومی سوابق افراد عضو و حلقههای اول و دوم تشکیلاتی، تا افکار عمومی بدانند هر فرد فعال در اپوزیسیون و گروههای آن، از چه سابقه و گذشتهای برخوردار است
قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…
از منظر جامعه شناسی ژرفنگر، فراتجربی دیالکتیکی جورج گورویچ مقدمه مفهوم طبقه اجتماعی یکی از…
بالاخره پوستر عکس او هم، آن نوار اُریب سیاه را بر گوشهی بالایاش تجربه کرد.…
تحولات اخیر در روابط ایران و ایالات متحده در فضایی رخ داده که همزمان با…