این نامه با تبلیغات وسیع دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی به بیش از ۴۰ زبان زنده دنیا ترجمه، و در تمام رسانههای متعلق به رهبری جمهوری اسلامی با زبانهای مختلف، و همچنین شبکههای اجتماعی وابسته به این رسانهها بازنشر، و سالها از تاثیر این نامه با اغراق و بزرگنماییهای متعارف جمهوری اسلامی تعریفها شد و وعده که بهزودی این نامه کار زیربنایی خود را برای از پا درآوردن آنچه در جمهوری اسلامی «استکبار جهانی» خوانده میشود، خواهد کرد.
۵ سال بعد از آنهمه سروصدا و تبلیغ و چشمانتظاری برای رسیدن «میوه» این نامه، ساکن کرملین با وعده اشغال ۶ ساعته «اوکراین» به این کشور حمله کرد. جمهوری اسلامی نخستین کشوری که تازه از زیربار یک تهاجم نظامی کمر راست کرده بود، تمامقد از این تجاوز دفاع و آنرا «ابتکار عمل» پیشگیرانه روسیه خواند.
اما دو روز بعد از تجاوز آشکار روسیه به اوکراین، خیابانهای اروپا به اشغال جوانانی درآمد که از سکوت دولتمردان خود در قبال «تجاوز نظامی» روسیه به اوکراین سکوت اختیار کرده و واکنش مناسب انجام نداده بودند.
متاثر این این واکنشِ جوانان، دولتمردان اروپایی ناگهان انگار که از خواب غفلت بیدار شده باشند، پشت سر هم ابتدا اقدام به محکومیت «تجاوز» نموده و سپس هر یک سهمی برای دفاع از مظلومیت اوکراین در نظر گرفت.
این اقدام چنان پشتگرمی به «زلنسکی» و مردم اوکراین داد که نهتنها ۶ ساعته تسلیم نشدند، بلکه با مقاومتی کمنظیر، توخالیبودن ادعاهای ببر کاغذی ساکن کرملین را برملا کردند. بخش زیربنایی و اصلی این حمایت را همان جوانانی برعهده گرفتند که سالها بهدروغ از آنها تبلیغ میشد که تحت تاثیر نامه بهاصطلاح «حکیمانه» رهبر جمهوری اسلامی قرار گرفته بودند و مشاورین شارلاتان رهبر ایران به او قبولانده بودند که «میوه» نامه را بهزودی خواهیم چید.
تظاهرات میلیونی جوانان و شهروندان غربی در خیابانهای اروپا در اعتراض به تجاوز شریک استراتژیک جمهوری اسلامی به اوکرایان و حمایت این کشور از آن تجاوز تمام خوابهایی که مشاورین برای آن نامه و نتیجهاش دیده بودند، آشفته کرد.
دو سال بعد و پس از حادثه ۷ اکتبر ـ که جمهوری اسلامی همیشه با عنوان «طوفان القصی» از آن یاد و تمامقد از آن دفاع میکند ـ علی خامنهای که پیش از آن عموما لحنی تند علیه رابطه کشورها با «اسرائیل» داشت، ۲۸ آبان پس از بیان اینکه «تنها محکومکردن اسرائیل قابل قبول نیست.» خواستار آن شد که «دولتهای اسلامی حداقل برای یک مدت محدود رابطه سیاسی خود» را با اسرائیل قطع کنند.
او تاکید کرد که «کار اصلی آن است که شریان و جریان حیاتی رژیم صهیونیستی قطع شود و دولتهای اسلامی مانع از رسیدن انرژی و کالا به این رژیم شوند.»
خامنهای دهم آبان نیز از دولتهای اسلامی خواسته بود تا راه صدور نفت و ارزاق به اسرائیل را ببندند، اما نشانهای مبنی بر پیروی هیچیک از کشورهای اسلامی از این درخواستهای او دیده نشد که نشد! و نهتنها که این عدم همراهی دیده نشده، بلکه در جریان نشست مشترک سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه عرب در پایتخت عربستان که ۲۰ آبان همان سال برگزار شد، کشورهای مسلمان با درخواست مرحوم ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور ایران، با اعمال تحریمهای گسترده علیه اسرائیل موافقت نکردند.
این در حالی بود که سفارت ایران در عربستان بعد از ۷ سال تعطیلی در خرداد ۱۴۰۲ و سفارت عربستان در ایران در مرداد همان سال بازگشاییشده و بهرغم اینکه دولت سعودی در بازگشایی سفارت در تهران پروتکلهایی تحقیرآمیزی را به تهران تحمیل کرد ـ از جمله برگزارنکردن آیین بازگشایی زیر عکس قاسم سلیمانی و انتقال سریع آن به سالنی کنار سالن اصلی که بدون عکس سلیمانی بود ـ علی خامنهای ایجاد رابطه مجدد با عربستان صعودی را «از ابتکارات دولت سیزدهم» (دولت رئیسی) برشمرده بود.
خامنهای امیدوار بود برقراری این رابطه که البته با تهدید ضمنی چین (شریک نیمهاستراتژیک ایران) همراه بود، بتواند گسست یا گسلی در «پیمان ابراهیم» و گشودهشدن زنجیرهای سفارت «اسرائیل» در کشورهای عربی یا همسایه ایران ایجاد کند که امیدی خام بود، و نه تنها کشورهای عربی از قصد خود برای ایجاد سفارت اسرائیل در کشورهایشان عقب ننشستند، که مصر (مهمترین کشور عربی حامی فلسطین) حتی مرزهایش را بر روی پناهندگان زخمی، گرسنه و درمانده غزه بست.
مدتی بعد از آن نیز وقتی «حوثیها» آبراهه اشتراتژیک «بابالمندب» را ناامن کردند، همین عربستان کمک کرد کشتیها، کالاهایِشان را در سواحل عربستان تخلیه و از آنجا کامیونها کالاها را بارگیری کرده و پس از دورزدن کانال در سواحل دریای سرختخلیه کنند.
بازگشایی رابطه با عربستان بازی کاملا برد برد برای عربستان، و کاملا باختباخت برای تهران بود. ایران دیگر نمیتوانست و نمیتواند که از قدرت عربستان در اوپک برای مهار صدور و افزایش قیمت نفت استفاده کند، و عربستان نهتنها چنین مساعدتی نمیکند، بلکه عملا با افزایش سقف تولید خود، سهم عمدهای در پایین نگهداشتن قیمت نفت و از نفسانداختن اوپکِ محتضر را هم برعهده دارد.
*نام نویسنده نزد زیتون محفوظ است.
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه…
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه…
در این نوشتار کوتاه تلاش میشود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…
قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…