ایرانی هستیم و ایرانی می‌مانیم – ۱

داریوش محمدپور

اتفاقی که امروز دارد در ایران می‌افتد – بله در ایران، نه در «جمهوری اسلامی» چون ایران و جمهوری اسلامی یکی نیستند و خواسته و ناخواسته نباید این دوگانه را تقویت کرد – اتفاقی است که مسئول درجه‌ی یک‌اش شخص سید علی خامنه‌ای است. اسراییل تاریخ دارد. جمهوری اسلامی هم تاریخ دارد. رهبری علی خامنه‌ای هم تاریخ روشن و مشخص دارد. آقای خامنه‌ای پس از رسیدن به رهبری خطاهای راهبردی متعددی مرتکب شد و همین مسیر را با قدرت تمام ادامه داد. عظیم‌ترین خطای او این بود که مردم ایران بارها کوشیدند با او کنار بیایند ولی او هر بار به آن‌ها پشت کرد و هر بار از پشت به آن‌ها خنجر زد. نمونه‌ها آن‌قدر درشت و روشن‌اند که باید کور باشی این‌ها را ندیده باشی: ۱. قتل‌های زنجیره‌ای؛ ۲. کوی دانشگاه تهران؛ ۳. به مسند نشاندن احمدی‌نژاد در دور نخست؛ ۴. فضاحت شنیع سال ۸۸ و ایستادگی خامنه‌ای پای جرثومه‌ای مثل احمدی‌نژاد؛ ۵. فجایع و کشتارهای دوره‌ی روحانی؛ ۶. رییسی (بله بدون هیچ کم و کاست و توضیحی). و از همین جنس بشمارید و جلو بروید.
ولی در میان خطاهای عظیم راهبردی خامنه‌ای یک قلم هست که ستون فقرات وضعیت تأسف‌باری است که امروز ایران و ایرانی گرفتار آن است. آقای خامنه‌ای به خاطر ذهنیت بیمارگونه‌اش و تلقی خیال‌آلودش از امور عالم دست کم دو زخم کاری به پیکر ایران زده است: ۱. قلع و قمع مطبوعات و رسانه‌ها (در دوره‌ی خاتمی) و هموار کردن پرشتاب تولید و تکثیر رسانه‌های صادراتی هم‌زمان با تباه کردن رسانه‌ی ملی؛ ۲. تضعیف و ویران کردن دستگاه امنیتی کشور با حاکم کردن نگاه بیمارگونه‌ی آکنده از سوء ظن به دلسوزان و منتقدان داخلی.
نتیجه‌ی این دو اقدام این بوده است که شکاف‌ها میان مردم ایران و فاصله‌ی بین مردم و حکومت/دولت روز به روز بیشتر شده است و دشمنان داخلی و خارجی حداکثر بهره‌برداری را از آن کرده‌اند. از سوی دیگر با متوجه کردن حساب‌کشی‌های کودکانه و کین‌توزانه از کسانی که به چشم او رقیب می‌آمدند، راه را بر گسترش و نفوذ دستگاه‌های امنیتی خارج از کشور باز کرد. وقتی جاسوس جعلی می‌گیرید و هیاهو سرش به پا می‌کنید، طبیعی است که جاسوسی واقعی با خاطر آسوده کارش را می‌کند و به قلب حساس امنیتی کشور نفوذ می‌کند. وقتی دشمن شما می‌شود عزت سحابی، طبیعی است که احمدی‌نژاد دوست شما می‌شود و طائب با آن کارنامه‌ی هولناک امنیتی مقرب درگاه خواهد شد. و باز هم طبیعی است که در ماجرای هواپیمای اوکراینی مجبور می‌شوید بگویید «خطای انسانی» بود و حاضر نیستید اذعان کنید حفره‌‌ی امنیتی عظیم دارید.
وقتی دانشمندان هسته‌ای را ترور می‌کنند و یکایک آدم‌های میدان شما – و متحدان منطقه‌ای شما – را مثل برگ درخت بر زمین می‌ریزند یعنی «دشمن» درست همان جایی است که آقای خامنه‌ای تصورش را نمی‌کند: بیخ گوش خودش! درست در میان همان کسانی که هر روز به آن‌ها اعتماد می‌کند و آخرش می‌فهمد کارهای‌شان «مهمل و پوچ» بوده است.
کار اسراییل جنایت جنگی است. چه در غزه و لبنان و چه در ایران. حتی قتل نظامیان ایرانی به این شیوه یعنی زبان‌درازی رسمی اسراییل به تمام نهادهای حقوقی بین‌المللی. و طرفه آن است که نهادهای بین‌المللی امروز از دل جنگ جهانی دوم برآمد که دیگر اجازه‌ی تکرار آن فجایع را ندهد و حالا اسراییل با بی‌اعتنایی مطلق به همان هنجارها راه را باز کرده است بر بازگشت مطلق و عنان‌گسیخته‌ی توحش. درباره‌ی اسراییل به قدر کافی نوشته‌ام و موضع‌ام شفاف و روشن است. درباره‌ی اپوزیسیون متوهم ایرانی هم – به شمول رضا پهلوی – سخن بسیار گفته شده است.
سخن آخر مردم ایران‌اند: مردم ایران در تلخ‌ترین و تیره‌ترین دوره از تاریخ‌شان قرار دارند. از هم‌گسیخته، خیال‌اندیش و دشمن‌پرور. شده‌اند تصویر آینه‌ای خود خامنه‌ای در هر جا و جناحی که هستند. این اتفاق برای عموم مردم افتاده است. جنونی جمعی دامن‌گیر بخش بزرگی از ایرانیان داخل و خارج از کشور شده است. چرا؟ چون به خاطر آن مواردی که در بالا آورده‌ام، کارنامه‌ی سید علی خامنه‌ای چنان نفرت‌انگیز و تباه است که دیگر هیچ کس دشمنی عظیم‌تر از خود خامنه‌ای نمی‌بیند و جرار درنده‌ای مثل نتانیاهو کارش عادی و حتی خوب به نظر می‌رسد. چطور این اتفاق افتاده است؟ با رسانه! رسانه‌‌ای مثل ایران اینترنشنال هدیه‌ی مستقیم یا غیرمستقیم آقای خامنه‌ای به اسراییل است. ایشان بذر تولد ایران اینترنشنال و رسانه‌های مسموم و ایران‌ستیز را در قلع و قمع مطبوعات آزاد ایران و امنیتی کردن رسانه‌ای ملی کاشت. امروز آن‌چه کاشته است درو می‌کند و همراه با آن ایران، مردم ایران، وجدان و انسانیت همگی ما – با هم – دارد درو می‌شود. دریغا ایران! دریغا انسان! و شرم باد بر انسان! بر همه‌ی ما که ظلم و جنایت و تجاوز برای‌مان عادی شده است!

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از

ادامه »

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که

ادامه »

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل

ادامه »