سیاستورزی امریست تختهبندِ زمان و مکان. لازمۀ این سخن این است که در این قلمرو، احکام و داوری های قطعی و تخطی ناپذیر نداریم. همانگونه که آقای خامنهای کنونی، آقای خامنهای دهۀ هفتاد نیست و شیوۀ حکمرانی اش تفاوت محسوسی کرده و با نظارت و هدایت و رضایتِ ایشان، تیغ نظارت استصوابیِ شورای نگهبان روز به روز تیزتر گشته و رکن جمهوریت نظام بیشتر مچاله شده و به محاق رفته؛ آقای خاتمی امروز نیز خاتمیِ رئیس جمهور دهه های هفتاد و هشتاد شمسی نیست.
سال گذشته، خاتمی از جنبش/ خیزش مبارکِ « زن، زندگی، آزادی» حمایتِ جدّی کرد؛ بیانیه ای پانزده ماده ای منتشر کرد که «نظام» بدان هیچ وقعی ننهاد. او اسفند امسال در کنار اکثریت خاموشِ معترض و ناراضی ایستاد؛ از حق شهروندی خود بهره برد، به سخنان ناتراشیده و ناموجه روحانیانی که مشارکت در انتخابات را به دیانت و فقاهت و اطاعت گره زدند عنایتی نکرد، «نافرمانی مدنی» پیشه کرد و رای نداد. به تعبیر دیگر، از آنجائی که در شرایط فعلی، با در نظر گرفتنِ تمام جوانب، خاتمی امیدی به گشودن روزنه ای و کاستن از حجم درد و رنج قاطبۀ شهروندان وافزایش خیرعمومی از طریق صندوق انتخابات نداشت، عطای مشارکت را به لقایش بخشید.
پیشتر نوشتم که ملاک و محکِ اخلاقی موجه دربارۀ کنشگری سیاسیِ رهگشا به روایت نگارنده، عبارت است از مدّ نظر قرار دادنِ «اصل فایده» و فایدهگراییِ قاعدهمحور. به تعبیر دیگر، بیشینه شدن فایده و کمینهشدن درد و رنج برای اکثریت مردمان، قوام بخش و معیار تصمیم گیری برای انجام یا ترک فعلی در حوزۀ سیاست است. فایده گرایی اخلاقی در حوزۀ سیاست از طرق گوناگون محقق می گردد و یک شیوه ندارد. بسته به شرایطی که در آن بسر می بریم، می توان از صندق رای و مشارکت در انتخابات به افزایش خیرعمومی دامن زد و حکمرانی خوب را تحقق بخشید؛ همچنین می توان به مدد نافرمانی مدنی به سر وقت خیرعمومی رفت و بر آن افزود .
چنانکه در می یابم، رئیس جمهوردورۀ اصلاحات به این جمع بندی و داوری رسید که مشارکت در انتخابات مجلس و خبرگانِ اسفند ماه، با در نظر گرفتنِ تمام جوانب، عملا کمکی به افزایش خیرعمومی نمیکند و روزنی را نمیگشاید؛ بلکه سبب تحکیم مناسبات ظالمانۀ موجود می گردد؛ که پروای پاسداشت حقوق بنیادینِ شهروندان را ندارد و در این میان ازهیچ امری دریغ نمی کند و خط قرمزی ندارد. از اینرو از حقوق شهروندی خود استفاده کرد، نافرمانی مدنی را بر کشید و از طریق رای ندادن که مصداقی از کنش اعتراضیِ خشونت پرهیزاست، در افزایش خیرعمومی کوشید. با چنین کنش ِسنجیده و بهنگامی، موضع خاتمی با نگرش و راهبرد عزیزانِ محصور و محبوسی چون میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مصطفی تاجزاده، سعید مدنی… قرابت بیشتری پیدا کرد.
به عنوان «گذار طلبی» که به تفکیک نهاد دیانت از حکومت عمیقا معتقد است و استبداد دینیِ مستقرّ را مضرّ و رهزن می انگارد؛ این کنش سیاسیِ اعتراضیِ سید محمد خاتمی، رئیس جمهور اسبق را به فال نیک می گیرم، ارج می نهم و در راستای تحققِ خیر عمومی در سپهر سیاستِ سرزمین مادری می انگارم.
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…
یکی از شاخههای بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطهی فکری است…
به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…