گفت دخترم را بیاور حرف بزنیم. گفتم تو سالم بودی رفتی بیرون. گفت خیلی حالم بد است. تلفن قطع شد.تا نه و نیم شب تمام کرمانشاه را گشتیم. تا عاقبت دو خیابان پشت خانه ما جنازهاش پیدا شد. بالای سر جنازه که میرسند، هنوز گرم است.

گفت دخترم را بیاور حرف بزنیم. گفتم تو سالم بودی رفتی بیرون. گفت خیلی حالم بد است. تلفن قطع شد.تا نه و نیم شب تمام کرمانشاه را گشتیم. تا عاقبت دو خیابان پشت خانه ما جنازهاش پیدا شد. بالای سر جنازه که میرسند، هنوز گرم است.






مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی آمرانه از «اجتنابناپذیر بودن جنگ» سخن میگوید و منتقدان را با این عبارت خطاب میکند که اگر جرأت دفاع از
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دورهای ظهور میکند که
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه و فلسفی، یکی از مسائل












بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401