بانویی با دلی به وسعت دریا و ایمانی به عمق اقیانوس 

در این فضای تب‌آلود جامعه ایران و در این روزهای خشم و خروش و آتش و خون و سرکوب در میهن بلازده ما، خبر درگذشت بانو زرین‌دخت عطایی (سحابی) بسی بر عمق تأثر و تأسف و غم من افزود. جوانان ما در کوچه و خیابان در موسم برگ‌ریزان چون برگ در خیابان‌ها بر زمین می‌ریزند. در چنین فضایی، چه می‌توان گفت و مهم‌تر، چه می‌توان کرد؟ به گونه‌ای که در نهایت، به سود مردم و عدالت و آزادی مردم و میهن باشد؟

در هرحال درگذشت زنده یاد خانم سحابی بسیار عزیز و نازنین بسی موجب تأثر شد. چنین گمانی می‌رفت. آخرین بار که از طریق تلفن با آن عزیز صحبت کردم، شاید حدود یک ماه پیش بود. صدایش چندان نامساعد و گرفته بود که اول نشناختم. او گفت نمی‌توانم صحبت کنم ولی چون دانستم شما هستید، گوشی را برداشتم. طبق معمول می‌خواستم این روزها تماس بگیرم ولی اوضاع ملتهب میهن چنان درگیرم کرد که فراموش کردم.

در هرحال او افزون بر مادری فرزندانی چون هاله و حامد و همسری بزرگیْ چون عزت‌الله سحابی، خود دارای شخصیتی مستقل بود و هرگز در سایه همسر و فرزندانش قرار نداشت. شخصیت مستقل و ممتاز خود را داشت و افکارش و سلایقش در امور مختلف از جمله سیاست و جامعه و بسیاری اموری دیگر، تابع درک و تشخیص شخصی‌اش بود. هرچند در موارد زیادی با همسر و فرزندانش همراه و همدل بود. او در خانواده‌ای رشد یافته بود که استقلال تفکر و شخصیت از مؤلفه‌هایش بود. گرچه در نهایت بانو سحابی در افواه عمومی به عنوان همسر مهندس سحابی و عروس دکتر یدالله سحابی و مادر هاله سحابی شناخته می‌شود ولی کسانی که این خانواده را از نمایی نزدیک می‌شناسند، می‌دانند که او به واقع مستقل بود و همواره تابع درک و تشخیص خودش بود. بانویی مانند زنده یاد پوران شریعت رضوی (شریعتی) و از تیپ و جنم او.

فعلا در این فضا و موقعیت، جز تسلیت گفتن به حامد و دیگر خاندان بزرگ سحابی و عطایی و بازرگان کار دیگری نمی‌توانم کرد. در این پانزده سال دوری از وطن، عزیزان بسیاری را در وطن (از پدر و مادر گرفته تا دوستانی عزیز و دوست داشتنی) را از دست داده‌ام. از جمله آنان مهندس سحابی و دختر پاک و پارسایش هاله سحابی، که چون مهسا امینی و البته به شکلی دیگر مظلومانه و تراژیک کشته شد، هستند. زمانی مهندس سحابی در نامه ای خطاب به من و دو نفر دیگر در خارج از کشور با نومیدی گفته بود: دیگر دیدار به قیامت! ظاهرا این نوع دیدارها دارد در باره بسیاری دیگر از بستگان و دوستان و یاران راست می آید. با قضا کارزار نتوان کرد.

امیدوارم این عزیزان به ویژه تازه درگذشته مشمول رحمت و غفران الهی باشند و بازماندگان و زندگان سلامت باشند و استوار و سرفراز. بازماندگان باید به داشتن چنین بزرگانی مفتخر باشند.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

در این فضای تب‌آلود جامعه ایران و در این روزهای خشم و خروش و آتش و خون و سرکوب در میهن بلازده ما، خبر درگذشت بانو زرین‌دخت عطایی (سحابی) بسی بر عمق تأثر و تأسف

ادامه »

پیرمرد لاغر و خمیده بود، یک پایش لنگ می‌زد، پیراهن چروک و پیژامه‌ای به تن داشت، با کلید به شیشه داروخانه شبانه‌روزی می‌کوبید و

ادامه »

اعتبار بخشی به صدا و سیمایی که هر لحظه از آن امکان پخش اعترافات فردی بی‌گناه وجود دارد چه سنخیتی با دفاع از مظلوم دارد؟ شکستن این خط قرمز اخلاقی و زیر پا گذاشتن این پرنسیب سیاسی چه آورده مهم‌تری می‌تواند برای اردوگاه اصلاح‌طلبی یا مردم بیاورد؟ استفاده از تریبونی که حالا دیگر بی‌رقیب نیست، برای رساندن صدایی سانسور شده که اورجینال و اصل آن را می‌توان در شبکه‌های فراگیر اجتماعی و حتی رسانه‌های دیگر شنید و یا به‌راحتی به گوش مردم رساند چه خاصیتی دارد؟ …

ادامه »