ایمان، ذهن و ذکر (۵) | گفتاری از محمد جواد اکبرین

زیتون– «ایمان، ذهن و ذکر» عنوان سلسله گفتارهای روزانه‌ای است از محمدجواد اکبرین، دین‌پژوه،که هم‌زمان با کانال تلگرامی نویسنده در زیتون نیز منتشر می‌شوند. این نواندیش دینی در این سلسله گفتارهای صوتی در نیمه‌دوم ماه رمضان می‌کوشد مواجهه‌‌ای نو با برخی از مفاهیم دینی از جمله «ایمان» داشته باشد و محصول کوشش خود را با مخاطبانش به‌اشتراک بگذارد.


به اشتراک گذاری بر روی telegram
تلگرام
به اشتراک گذاری بر روی twitter
توییتر
به اشتراک گذاری بر روی facebook
فیس بوک
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
واتزاپ

مطالب دیگر

یک پاسخ

  1. شاید حرفی که می‌خوام بزنم در نزد کسانی ، داری بار منطقی نباشه و بگویند طرف خیلی آدم احساساتی و در ضمن خامی است که قضاوت‌های او اصلا قابل اتکا نیست ، ولی یاد گرفتم که برای گونه ای از ادعاها که صحت و سقم شأن هنوز در پس پرده ای از ابهامات است ، علاوه بر مغزم با قلبم نیز فکر کنم ، من موقعی که به چهره آقای اکبرین نگاه می کنم ، به آدمی می نگرم که صداقت و پاکی در آن نقش بسته و من اینگونه آدمها را بسیار دوست دارم ، ولی در همین ایام با کسان دیگری نیز آشنا شده ام که امثال آقای اکبرین را نواندیش دینی می خوانند و خودشان را به صراحت ملحد و ضد دین و اعتقاد دارند که حتی نو اندیشان دینی نیز مشغول خیانت به بشریت هستند و نو اندیشی آنان سبب خیر نیست ، بلکه تلاشی است برای محکم کردن بندهای خرافات دینی به طریقی دیگر ، و اصل صلاح و مصلحت و خیر جامعه در این است که اصل و فرع دین در چارچوب نقد و تحلیل تاریخی ، دور از تقدس گرایی. و آشکار سازی چهره واقعی مقدسین , و پرده برداری از خرافات تاریخی دین ، و خلاصه مسبب همه بدبختیهای بشر را در این عصر و زمانه دین می شمارند ، شواهد بسیاری است از صحت این ادعا که واقعا قابل کتمان نیست و شاهدی ست بر صحت عقب ماندگی ملل مسلمان که آشکارا مصرف کننده دست آوردهای کافرین به زعم آنان هستند اما جوری در دگماتیسم خودشان گیر افتاده اند که رهایی از آن ، با اعمالی که از خود بروز می‌دهند غیر ممکن می نماید , چند روز پیش در اینتر نت خواندم که در پاکستان ، صاحب سری لانکایی غیر مسلمان یک کارخانه را عده ای مسلمان کشته و جسد را به آتش کشیده اند ، زیرا کسی به آنها گفته که این شخص به پیغمبرشان توهین کرده! چه کسی به آنان تکلیف کرده که کشتن کافر آنان را در نزد خداوند ماجور میدارد؟ قرآن گفته ، کشتن کافران در هر شرایطی مستوجب پاداش الهی است ، اختیار این امر در دست قرآن خوانان حرفه ای ، که یونیفرم مخصوصی هم بتن می کنند و با اهن و تلپ در میان جماعات مسلمان حضور می‌یابند و از این اصل اساسی مندرج در قرآن ابتدا تفسیر و سپس همگان را ملزم میکنند که اگر چنانچه مسلمان واقعی هستید باید به این تکلیف عمل کنید و ترسی هم نداشته باشید زیرا ملاک عمل شما قرآن و خداوند است که در دنیای پس از اعدام شدنتان شما را به بهشت می فرستد! آیا این واقعیت زنده در بین مسلمانان امروز نیست؟ دیروز چطور؟ دیروز بدتر از امروز! از دستجات و گروه های شیعه و سنی افراطی که مثل علف همه جا سبز شده اند و جمعیت کثیری که از آنان پشتیبانی مالی و معنوی می کنند می گویم ، کمیت و کیفیت اینگونه از آدمها مو به تن سیخ می کند و همچنین فشار و عمق بدبختی که در میان این مسلمانان بیداد می کند یادآور جهنم است که گناهکاران در آن مستقرند! بهشتی که آقای اکبرین از آن سخن می گویند کجاست؟ آیا آنرا به چشم دیده اند، آیا لمس کرده اند ، آیا منظور قرآن از بهشت و جهنم همین است که ایشان برای ما تشریح می کند و معیار دیگری موجود نیست که بتوانیم تصور دیگری از بهشت و جهنم نادیده داشته باشیم؟ من مطمئنم خود آقای اکبرین یک مورچه را زیر پای خود له نمی کند و اعتقاد دارند که با صبر و حوصله میشود دور افتادگان از صراط مستقیم را به راه آورد ، اما توجه ندارند که ۱۴۰۰ سال از عمر این دین گذشته و هر روز از روز قبل افتضاح تر شده، شاید دلیلش این است که اشکال از خود قرآن است! مجموعه در هم و بر همی از مشتی خوب و بد و مشکوک، که بنام محکم و متشابه ، قدرت تشخیص صحیح را از دنبال کنندگانش سلب کرده و عده ای به خوبی‌های قرآن تمسک می جویند و عده ای به بدیها! چه تضمینی وجود دارد که به همگان بگوییم قرآن فقط دنبال کنندگان خویش را دوست دارد و از خشونت ورزان متنفر است؟ اگر متنفر است چرا در قرآن آورده؟ اصلا چرا باید بد بدانی؟ ایت الله آملی لاریجانی از حکم قطع دست و اعضای بدن به عنوان آیات نورانی قرآن یاد میکرد ، آیا امثال آقای اکبرین جرات دارند که به این آقای متخصص قرآن بگویند که این آیات نورانی که نیست هیچ ، بله بسیار تاریک و وحشت آفرین و زشت است، مجازات دزد میشود زندان باشد نه قطع دست! و با توجه به این واقعیتها من بسمت حذف قرآن و این دین پر از ضرر از زندگی بشر تمایل پیدا کردم و فکر می کنم همفکران من در آینده تعداشان رو بفزونی بگذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یادداشت روز

اندیشه

آخرین مطالب