ایوان کلیما می‌گوید:«به‌تدریج دارم می‌فهمم که دو نوع آزادی وجود دارد: درونی و بیرونی. حتی در شرایط آزادی کسی می‌تواند غیر آزادانه عمل کند و بالعکس در یک وضعیت غیرآزاد، کسی دیگر می‌تواند رفتاری آزاد داشته باشد (با تمام خطراتی که این امر دربر دارد)»

و مهدی محمودیان از این دسته‌ی اخیر است؛ که تن به الزامات غیر آزاد حکومت تمامیت‌خواه نمی‌دهد و علی‌رغمِ همه‌ی خطرات کنش‌گری آزادی‌خواهی، از تک‌وتا نمی‌افتد و در هر رخدادی که حاکمیت به ظلم و ستم با شهروندان تا می‌کند. در هر آن بیغوله‌ای که حاکمیت تن و جان مردم معترض را به عادت مرسوم خود شکنجه می‌کند. و به هر حکم ناعادلانه‌ای که شهروندی بی‌دفاع را حاکمیت، عذاب می‌دهد؛ او بی‌هیچ ملاحظه‌ی خطراتی که ممکن است این امر برای‌اش در پی داشته باشد، فریاد مخالفت و اعتراض خود را بلند می‌کند.

اگر در بی‌دادگاه ستم خواسته باشند به حکمی از کنش‌گری‌اش بر علیه جور حاکمیت مانع شوند؛ اوست که بر آنان نهیب می‌زند که شما جنایت می‌کنید و ما را که به این جنایت اعتراض می‌کنیم مکافات‌مان می‌دهید؟

اگر حاکمیت در کهریزک در کارِ شکنجه و عذاب معترضان باشند؛ اوست که یک‌تنه ظلم رفته در این نهان‌گاهِ پستو را فاش می‌کند.

اگر حاکمیت هواپیمای اوکراین را به تیرِ غیب ساقط کنند و بازماندگان ظلم رفته را هم سیاست کنند؛ اوست که آسوده نمی‌نشیند. و نمی‌تواند که از کنارِ این ظلم فجیع، سر بر بالین بگذارد. و از این‌رو به فراخوانی مردم معترض برمی‌خیزد تا شده حتی به روشن کردن شمعی، ظلم رفته به تن و جان جامعه را فریاد زند.

اگر حاکمیت به دستورِ کذایی راه به ورود دواودرمان شیوع کرونا بربندد؛ اوست که به همکاری یارانِ خود در پی شکوه و شکایت از بانیانِ آن دستور و مسببان مرگ هزاران نفری که از فقدان واکسن جان سپردند؛ برمی‌آید.

و مهدی محمودیان این‌گونه است که در زمانه‌ی وفور احکام سجن و زندان و استیلای خفقان بر همه عرصه‌های جامعه‌ی مدنی، به تلاش مدام خود، رفتار و منش آزاد خود را پی می‌گیرد تا بتواند به این منش خود، امکان سلوک آزاد را به نمایش بگذارد. سلوکی که اینک رفته رفته در هر گوشه از این سرزمین، در اصناف مختلف خود را نشان می‌دهد. از فرهنگیان و کارگران گرفته تا زندانیانی که ظلم رفته بر هم‌بندان خود را شهادت می‌دهند و بر این شهادت تا پای جان حتی پای می‌فشارند.

بازگشت به صفحه اول