جزائر ایرانی تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی با ادامه بحران‌هایی که عربستان سعودی علیه ایران تدارک می‌بیند می‌توانند درگیر خطراتی از سوی کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس شوند. نشست گروهی موهوم با نام «احواز العرب فی کویت العرب» که چهاردهم اردیبهشت با ابتکار دستگاه اطلاعاتی و امنیتی عربستان سعودی در کویت برگزار شد، شاید مقدمه‌ای برآغاز چنین روندی باشد. جلسه فوق با حضور وکلا و شخصیت‌های حقوق بشری اتحادیه عرب و بدون حضور افراد شاخص رسمی یا مقام‌های رسمی کویت برگزار شد تا حساسیت‌ها نسبت به آن کنترل شده باشد. اینکه دولت محتاطی مانند امیر نشین کویت در مخالف خوانی با ایران در کنار سعودی‌ها قرار می‌گیرد می‌تواند بدین مفهوم باشد که سعودی‌ها در تدارک‌اند تا حلقه محاصره ایران را تنگ‌تر کنند و زمینه شکل‌گیری یک اقدام مهم عربی علیه ایران را فراهم کنند. طرح اعلام موجودیت یک دولت در تبعید از عرب‌های جدایی‌طلب ایرانی در کنار مطرح‌کردن ادعاهای حقوقی جدی علیه جزایر ایرانی همگی بحران‌هایی هستند که می‌توانند گام به گام جنگ سرد سعودی‌ها علیه ایران را به جنگ گرم تبدیل کند.

نفرت از ایران به جای نفرت از اسراییل
شاید بزرگ‌ترین ضربه‌ای که اعتبار‌ و وجهه منطقه‌ای ایران را یک شبه برعکس کرد حمله یک جریان کاملا مشکوک به سفارت عربستان سعودی با چراغ سبز دفتر رهبر ایران بود. سعودی‌ها شاید آماده پرداخت میلیارد دلاری برای تکرار چنین اشتباهی از سوی ایران باشند. به عبارت دیگر، آتش زدن سفارت سعودی‌‌ همان قطره‌ای است که فنجان را سر‌ریز کرد و صورت بندی برخی ازمعادله‌های منطقه‌ای را به شدت علیه ایران تغییر داد. وقتی هماهنگی جریان‌های سیاسی در منطقه علیه ایران را ارزیابی می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که با آتش زدن سفارت ریاض در تهران، سعودی‌ها به عنوان کشوری که با کشته شدن حدود پنج هزار زایردر سال گذشته بی‌حیثیت و منفورشده بود، یک شبه به کشوری مظلوم و در معرض خطر از سوی ایران قرار گرفت؛ آن‌هم در حالی که عربستان سعودی طی چهل سال گذشته حامی بسیاری از بمب گذاری‌ها و حملات انتحاری و عامل تامین هزینه‌ی همه افراط گری‌های دینی و قتل صد‌ها هزار مسلمان در منطقه خاورمیانه بوده است. سعودی‌ها آتش زدن سفارت خود را تبدیل به چنان دستاورد دیپلماتیکی کردند که حتی در رویا هم نمی‌دیدند که چنین اقدامی منجر به تولید این همه امتیاز برای ریاض و این همه نمره منفی برای تهران شود.

به این ترتیب، اگر گفته شود که سعودی‌ها پس از آتش زدن سفارت خود در تهران توانستند بخش مهمی از اختلافات تاریخی باقی مانده از درگیری‌های لبنان تا عراق را به یک‌باره با تهران تسویه کنند گزافه نگفته‌ایم. اما مهم‌تر از همه این است که سعودی‌ها توانستند در لا‌به‌لای تبلیغات و مظلوم نمایی خود، گسترش روابط با اسراییل را پنهان کنند؛ تا حدی که به نظر می‌رسد دو کشور بدون مبادله سفارت، در ضدیت با تهران عملاً همه‌ی اقدامات خود را بدون هیچ حساسیتی با هم هماهنگ می‌کنند. البته، شاید هم این تاثیر جنگ خونین و نفرت‌انگیز سوریه است که تبلیغات ضداسراییلی در منطقه به حداقل و احساسات ضد ایرانی را به حداکثر رسانده است.

اما مهم‌ترین دستاورد استراتژیک چنین تغییری این است که سعودی‌ها تا حدودی توانسته‌اند جای ایران و اسراییل را در نگاه اعراب جابه جا کنند. تا حدی که مردم عرب برخلاف گذشته به جای اینکه اسراییل را منشاء به هم ریختگی خاورمیانه بدانند ایران را منبع ناامنی و اغتشاش در جهان عرب به شمار می‌آورند. به این ترتیب، هر چه می‌گذرد در پس تبلیغ ایران ستیزی و سکوت نسبت به جنایات اسراییل، این مظلوم نمایی ریاض است که تبلیغ می‌شود.

البته اسراییل نیز در این جنگ تبلیغاتی سعودی‌ها علیه ایران بهره فراوانی برده است که رسیدن به آن مستلزم پرداخت هزینه‌های دیپلماتیک بسیار سنگینی بود. به عبارت دیگر ٬ وقتی همه رسانه‌های عرب با نفوذ و پول سعودی‌ها علیه ایران می‌نویسند دیگر کسی از اراضی اشغالی و مقاومت اسراییل در برابر درخواست جهانی برای توقف شهرک سازی صحبت نخواهد کرد.

ایرن و حزب الله با هم در سیبل اعراب
محکومیت ایران در بیانیه نهایی اجلاس کنفرانس همکاری اسلامی در استانبول دور جدیدی از فشار دیپلماتیک علیه ایران را با هدایت سعودی‌ها آغاز کرد. در بیانیه شدیدالحن اجلاس٬ کشورهای اسلامی که وزارت خارجه ایران برای مدت ۳۸ سال بنیان خود را بر حمایت از آنان پی ریزی کرده است٬ محور ایران ـ حزب الله را منشاء همه به هم ریختگی‌های خاورمیانه معرفی شده. اجلاس کشورهای اسلامی علاوه بر اینکه «تهاجم» به اماکن دیپلماتیک عربستان سعودی در تهران و مشهد را محکوم کرد٬ ایران و حزب الله را به عنوان عوامل گسترش تروریسم و مداخله در سوریه، بحرین، کویت و یمن و سومالی و حمایت از جنبش‌های تروریستی در منطقه معرفی کرد.

احتمالا ریاض در پی این است تا پای مجمع عمومی سازمان ملل را نیز به درگیری‌های سیاسی خود با ایران بکشاند. در صورتی که سعودی‌ها بتوانند با تکیه بر محکومیت ایران در اجلاس کشورهای اسلامی تاییدیه بین المللی بزرگتری را علیه ایران و حزب الله فراهم کند در آن صورت باید منتظر اقدام‌های جدی‌تر سعودی‌ها علیه ایران بود.

احتمال نظامی شدن ادعای شیوخ عرب خلیج فارس بر جزایر ایرانی
ادامه بحران سوریه و نیز برقرار نشدن صلح و آرامش در یمن به این مفهوم است که تنش ایران و عربستان سعودی می‌رود تا عرصه‌های دیگری را نیز در بر بگیرد. شیوخ عرب خلیج فارس که امروز مالک بزرگ‌ترین و گران‌ترین برج‌ها در دبی هستند امروزه بیش از دیروز مدعی جزایر ایرانی تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی خواهند بود. آن‌ها انگیزه بیشتری نیز دارند برای اینکه بر ادعای خود پافشاری یکنند. ارتش همه این کشور‌ها بسیار مدرن است و عربستان سعودی با صرف سالانه بیش از ۸۷ میلیارد دلار بیش از هر کشور عربی درگیر مدرنیزاسیون ارتش خود است.

سعودی‌ها سال گذشته دو برابر آلمان هزینه نظامی داشتند و  از این لحاظ پس از چین در جایگاه سوم جهانی قرار دارند. بودجه نظامی این کشور بالغ بر ۸۷ میلیارد دلار است، در حالی که بودجه نظامی روسیه ۴/ ۶۶ میلیارد دلار و بریتانیا ۵/ ۵۵ میلیارد دلار بوده است. نیروی هوایی این کشور با ۴۰۰ هواپیمای جنگنده مدرن اروپایی و مدل‌های آمریکایی بعد از اسراییل پیشرفته‌ترین نیروی هوایی منطقه خاورمیانه به شمار می‌رود. علاوه بر عربستان سعودی ٬ بقیه کشورهای عرب منطقه از جمله امارات نیز بشدت درگیر نوسازی ارتش و نیروی هوایی خود هستند. این کشور‌ها همگی مجهز به مدرن‌ترین سیستم دفاع موشکی پاتریوت هستند که بنا بر جدید‌ترین اخبار٬ قابلیت مقابله با موشک‌های اس ۳۰۰ را نیز داراست.

به این ترتیب ٬ توان دفاعی ایران در مقابل ارتش مدرن و به روز شده عربستان سعودی و دیگر شیوخ عرب خلیج فارس با چالش‌های بسیار جدی و خطرناکی مواجه است. در صورتی که سعودی‌ها تصمیم بگیرند تا جنگ سرد با ایران را اندکی گرم کنند بعید نیست تفاوت توان دفاعی دو طرف خیلی زود آشکار و به بحرانی کاملا جدی برای ایران تبدیل شود.
.
شاید بزرگ‌ترین نقطه قوت ایران در یک مقابله فرضی با ارتش مدرن کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس٬ یگان‌های موشکی و شمار افزون نیروهای رزمی ایران باشد. متاسفانه توان موشکی ایران در مقابل سیستم دفاع هوایی و ضد موشکی پاتریوت کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس هیچگاه نه آزمایش شده است و نه صلاح است درگیر چنین آزمایشی شود. در ارتباط با برتری پرسنلی نیروهای رزمی ایران در مقابل کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در یک درگیری فرضی نیز٬ باید به این نکته توجه داشت که بی‌تردید کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس هیچگاه خود را درگیر تنشی با ایران نخواهند کرد که سرانجام کار به نمایش قوای نظامی یک طرف علیه دیگری کشیده شود. اما اعراب حاشیه جنوب خلیج فارس با هماهنگی اسراییل از برتری‌های مسلمی برخوردارند که توازن قوا با ایران را بشدت به ضرر تهران می‌سازد.

اگر سعودی‌ها توانستند برای مقابله با جنبش حوثی‌ها در یمن طرح یک ارتش متحد از همه کشورهای عربی را مطرح کنند ٬ در یک تنش احتمالی و از پیش برنامه ریزی شده با ایران بر سر جزایر سه گانه نیز می‌توانند از برگه‌های آس مشابهی استفاده کنند. شاید برخی تصور درگیر شدن سعودی‌ها با ایران را محال بشمارند٬ اما بسیاری اعتقاد دارند تجهیز داعش و سیلی که دو سال پیش از رقه سوریه به راه افتاد به احتمال زیاد فقط در پی اشغال استان انبار سوریه نبود. آن‌ها واقعا قصد درگیر شدن با ایران و رسیدن به مرزهای ما را داشتند. اگر سعودی‌ها و قطر درکنار نهادهای وهابی عربستان ده‌ها میلیارد دلار را صرف تجهیز داعش کرده‌اند این بار با انزوای بیشتر ایران ممکن است بازی خطرناک تری را با هدف دست اندازی به جزایر ایران تدارک ببینند.

شاید وزارت دفاع ایران در تلاش است تا امنیت مرزهای آبی جنوب کشور را با استقرار پدافند موشکی اس ۳۰۰ روسیه تامین کند.
این در حالی است که برفرض اینکه روس‌ها این سیستم پدافندی را به طور کامل در ایران آماده عملیات سازند٬ بعید است این سیستم نسبتا قدیمی توانایی آن را داشته باشد تا در برابر مدرن‌ترین سیستم‌های تهاجمی که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به آن مجهز شده‌اند کارایی چندانی از خود نشان دهد. این درحالی است که این کشور‌ها در هر تعرض احتمالی علیه ایران از همه تدارکات و تجربه استثنایی و پشتیبانی نیروی هوایی اسراییل نیز برخوردار خواهند بود.

بی‌تردید تنش‌های داخلی لاینحل در ایران٬ در کنار مضمحل شدن توان اجتماعی اقتصادی مردم ایران در اثر تحریم‌ها ٬ همچنین به روز نبودن توان رزمی و دفاعی در ایران همگی عواملی هستند که زمینه‌های شکل گیری معادله‌های خطرناکی را در اطراف ایران رقم می‌زند. اگر کشور بسیار محتاطی مانند امیر نشین کویت که همواره بر حسن همجواری و روابط دوستانه با ایران تاکید داشته است با تشویق سعودی‌ها میزبان گروههای مشکوک جدایی طلب عرب به اصطلاح احوازی می‌شود٬ می‌توان احتمال داد که مطرح شدن ادعاهای جدید و نیز تهدید علیه مرزهای آبی کشور به سردمداری سعودی‌ها ممکن است دغدغه‌ای باشد که در آینده ایران را درگیر کند.

بازگشت به صفحه اول