چکيده
در نوشتار پيشرو برقراری ارتباط دو سويه ميان کاربران «همهچيزخوار رسانهای»¹ ایران و «رسانه های گروهی»² غرب که همگام با اهداف جهانگرايانه شرکتهای چند مليتی به پيش میتازند، در گسست «سرمايه اجتماعی»³ که در دانشنامه علوم اجتماعی (همبستگی ميان اجزا و نهادها) معنی شده است، دست اندر کار دانستهام.
1. Media Omnivore
2. Mass media
3. Social capital
درآمد
همواره در گذر تاريخ گوهر معنايی واژه فَن و دگرگونی های فناوری نقشی موثر در زيست بشر ايفا کرده است؛ همچون اختراع چرخ و در پس آن ساخت ارابه که به راستی موجب آسانی در زمينه آمد و رفت آدمی گشت. آن ارابه می توانست يک جنگ افزار باشد که با چرخ های آماده به تيغ سوی لشکر دشمن تازد، يا مدد رسان دهقانان در کار کشت و يا ابزاری برای آسانی باربری. چنان که در دوران بعد اختراع موتور بخار بار ديگر تاثيراتی شگرف در همه جوانب زندگی به جای گذاشت، زیرا اين بار نيروی محرک توسط يک جاندار زنده وارد نمی شد بلکه يک سامان خود مختار ابداع شده بود که به کمک بخار، پويايی ايجاد می کرد. حال تصور کنيد جوامعی را که يکباره دستخوش «جبر فن» شده و ناگزير بر ارزش های فرهنگی خويش گام می گذارند، سپس با ايجاد همگنی ميان جامعه و گردش های نوپديد، بی درنگ در پس رسيدن به اهداف سياسی-اقتصادی از پديدارهای نوساخته ياری می جويند. باری، يکی از بنياندی ترين اين اختراعات که موجب چيرگی بر انديشه بشر گشت، ساخت دستگاه چاپ بدست گوتنبرگ در سده پانزدهم بود که ايده ای اوليه از چاپ متحرک بنا نهاد. همچنين در سالها بعد دستگاه چاپ ليتوگرافی به دليل آسانی در واژه نگاری با شتاب در جهان پراکنده شد و امکان گسترش انديشه های نو را درجای جای گیتی فراهم ساخت. نخست چاپ کتب منجر به تبادل انديشه ميان غرب و شرق گشت. همچنين از ميانه سده هجدهم چاپ روزنامه که ابتدا جزوه ها و اوراق اطلاعاتی را شامل می شدند و با گسترش خوانندگان بخشهای آگهی و سرگرمی نيز به آنها افزوده شد. همين آگهی و سرگرمی در دوران بعد مورد پسند عامه خوانندگان قرار گرفت و زمينه فروش کالاها را در مقياسی متفاوت با دوره کهن فراهم کرد زیرا در جهان قديم به دليل نبود ابزار ارتباط جمعی شهرت کالاهای توليد شده به گوش آدمی نمی رسيد که ناگاه جوامع سرمايه سالار نه تنها دريافتند چگونه ميتوان تقاضاها را با ابزار ارتباط جمعی پيوند زد و يکپارچه کرد، بلکه به ارتباطی معنا دار ميان عرضه کالاها در ملل وابسته و سود حاصل از تبليغات به وسيله این ابزار پی بردند. از طرفی در دوران جديد با کشف شارش کهربایی (جريان برق) و در پس آن نوآوری هايی همچون سينما، تلفن، راديو ترانزيستور، تلويزيون و ماهواره، پا به عرصه گذاشت تا فضای رسانه های گروهی را شتابزده دگرگون سازد. اين انقلاب تکنولوژی انگيزه صاحبان سرمايه برای فروش کالا ها نه در وسعت ملل وابسته يا مناطق، بلکه به ياری جريان آزاد اطلاعات در پهنه گيتی، ايجاد می نمود. با آغاز هزاره سوم و انقلاب اطلاعاتی ديجيتال، شرکت های ارتباط جمعی با ايجاد شبکه های هواداران فرامرزی به واسطه فروش کالاهای ارتباط جمعی همچون (سخت افزارها، نرم افزارها و کار افزارها) می کوشند تا فضا را برای فروش توليدات خود در پهنه گيتی هموارکنند. اين مهم تنها با چيرگی بر فرهنگ، تسلط برسلايق، بيهوده پنداشتن مرزها، فراموشی زبان ها و گسست ارتباط جوامع با سير تحول تاريخی خويش ميسر می شود، که داعيان ارتباطات و سلطه فرهنگی بی درنگ از تمام توان توليدی خويش برای ايجاد همسانی ميان کاربران و توليدات خود بهره می جويند. در چنين وضعيتی مردمان يکسره تن به انتخاب توليدات شرکت های جهانگير می دهند و به طبع از پسند گزاره های فرهنگی-تاريخی خويش سرباز می زنند. با آغاز هزاره نو کشور ايران نیز تبديل به بازاری پذيرا برای فروش توليدات تکنولوژی نوين گشت به طوری که عامه افراد می کوشند تا ميان خود و پيشرفت فناوری، يکنواختی ايجاد کنند. در اين ميان سيل رسانه های گروهی نرم افزاری-کارافزاری، که توسط شرکت های چند مليتی برای ايجاد ارتباط عام المنفعه ميان اشخاص و نهادها پرداخته شده روانه بازار ميشود و به دليل دسترسی آسان، کاربران را در جهت هدايت به جريان آزاد اطلاعات، در بانک های اطلاعاتی گسيل می کنند، با اين تفاوت که پيش از گسترش ابزار تکنولوژی ديجيتال، روی سخن رسانه ها مخاطبان آنان بودند زيرا منظور از واژه مخاطبین رسانه، اجتماعاتی هستند که در فضای حقيقی به صورت يک طرفه رسانه ها را دنبال می کردند چنان که هنوز هم اين ارتباط با رسانه های کابلی و مطبوعات در جريان است، اما با گسترش تکنولوژی ديجيتال و همچنين ايجاد فضای بی مکان و بی زمان که به طور شبانه روزی در حال پردازش اطلاعات است و از هر کجای گيتی امکان پيوند کاربران به اين شبکه فراهم می باشد، فضای ارتباطی دو سويه ای ميان کاربران و رسانه ها پديد آمده که کاربران در اين فضا امکان شرکت در نظرسنجی های فرامرزی و همچنين امکان توليد محتوای شخصی دارند. در چنين شرايطی بستری برای رسانه های گروهی فراهم می شود که بازدهی تبليغات رسانه ای خويش و ميزان اثر گذاری اين تبليغات برکاربران را به طور مداوم مورد تحليل داده ها قرار دهند و محاسبات بدست آمده را در راستای ايجاد سلطه فرهنگی(اقتصاد آزاد جهانی) با توليدات رسانه ای نوين برای نيل به هدف جهانی شدن به کار بندند .
در ميان کاربران فعال رسانه ای، گروهی به رفع نيازهای ارتباطی، اجتماعی، فراغتی خود می پردازند، در اين بين عده ای از کاربران تحت تاثير تنوع طلبی، شيوه زندگی و ميل به رويارويی نمايشی با شبکه های اجتماعی به سوی تفنن طلبی ماجراجويانه و «همه چيزخوارانه رسانه ای» هدايت می شوند. در حالی که موجبات پيشرفت جوامع را پايبندی افراد به ارزش های فرهنگی-تاريخی در هر فضایی اعم از مجازی يا حقيقی فراهم می کند، چنان که عصر روشنگری در غرب را نيز دوران بازگشت می نامند (بازگشت به اخلاق و نگرش های تاريخی-فلسفی يونان باستان که پايه های تمدن نوين غرب برآن استوار است)، اين دست از کاربران همه چيز خوار به پسند گروهی متعدد از گرايش های نامتوازن با سطح فرهنگی-تاريخی ملل خويش دست می زنند به طوری که هيچ يک از اين گرايش ها در بستر «حقیقی» جامعه يافت نمی شوند. حال تصور کنيد در مملکتی که به راستی نه عقايد ليبرال فرهنگی بر آن حاکم است و نه هماهنگی با گرايش های مارکسيستی و يا هيچ گونه مناسبت جغرافيايی برای همپايی با گرايش های تجزيه طلبی قومی، اما همه چيز خواران رسانه ای ایران، کنجکاوانه به رسانه های گروهی ورود می کنند، تحت تاثيرات اقناعی آنان قرار می گيرند و بدون هيچ گونه پيوند ميان خود و ارزش های فرهنگی جامعه به پسند و طرح گفتمان در اين دست رسانه ها می پردازند. حال اگر بخواهيم آماری در بستر حقيقی اجتماعی پیرامون چنين گرايش هايی حاصل کنيم، به راستی هيچ بستر و پايه فکری در نمی یابيم که بگوييم برای مثال جامعه ایران در هم پيمايی با اصول بوم پايی (يکي از ارکان فرهنگ جهانی شدن است که اولويت را به سرمايه طبيعت و سياره زمين و زيست بوم می دهد) به طور نسبی اتفاق نظر دارند، اما داعیان بوم پایی، همه چيز خواران ايران را با تاثيرات تبليغاتی نامحسوس وادار به پسند گزاره های خويش می سازند. همه چیز خواران رسانه ای به راستی همان اجتماعاتی هستند که مدام، خشن ترین محتوای رسانه ها همچون بازی ها، اخبار و تبلیغات دد منشانه را دنبال می کنند اما در این بین به دنبال تبلیغات خشونت پرهیز هم به راه می افتند، آنها را پسند و در این راستا نیز تولید محتوا می کنند. اين دست از کاربران، گرايش های مختلفی را بدون هيچ گونه همخوانی با سطح فرهنگی جامعه خويش قوت می بخشند. رسانه های گروهی نيز با توسل به «همه چيز خواران رسانه ای» در پس ايجاد سلطه فرهنگی-اقتصادی از تمامی روشهای اقناعی، من جمله، هرزه نگاری، جنسی گرايی، کلمات اثر بخش، تکرار، توسل به ترس و اقدام به خود قبولاندن ياری می جويند تا با سوء استفاده از اين دست کاربران کنجکاو فاقد سرمايه فرهنگی، محتوای شبکه های خويش را در جريان آزاد اطلاعات برجسته جلوه دهند. همه چيز خواران نيز چون گرگ به بوی دنبه در بند، چنان که به دنبال خوراک برای زيست شبکه ای می گردند، يکسره به امواج هدفمند «رسانه های گروهی»، بدون ارتباط با ارزشهای فرهنگی-اجتماعی کشور ايران، دامن می زنند.
البته بايد افزود، بررسی کشورهايی که در روند جهانی شدن قرار گرفته اند نشان می دهد، کشورهايی با زمينه های غنی فرهنگی می توانند در برابر امواج هولناک فرهنگ جهانگرا که از طرف شرکت های چند مليتی سرازير می شوند استقامت نشان دهند به طوری که ارتباطی ميان فرهنگ ملی خويش و جريان آزاد اطلاعات برقرار کرده و در جهت توسعه و تعالی فرهنگی همخوان با شرايط تاريخی و زيست محيطی جامعه خويش، گام بردارند. زیرا امروزه در دهکده جهانی، محتوای ايجاد شده توسط کاربران کشورها و همچنين همبستگی فرهنگی، تاريخی، زبانی ميان آنان است که از واقعيت اجتماعی آن جوامع حکايت دارد. در چنين شرايطی اجتماعاتی از همه چيز خواران رسانه ای ايران با ورود به جريان های ناهمگون و فاقد بستر اجتماعی، منظره دروغينی از واقعيت اجتماعی، در دهکده جهانی نمودار می کنند و ناخواسته در جهت کنش های بيمارگونه و ميل به رويارويی نمايشی با شبکه، يکسره در پس تقويت سلطه فرهنگی اين شرکت ها، توليد محتوا کرده و رسانه های گروهی نيز با ايجاد امواج هدفمند از کاربران همه چيز خوار، به سود اهداف سياسی-اقتصادی خويش بهره کشی می کنند .
تصور کنيد مردمانی با چنين تاريخ تمدن گسترده که در پهنه گيتی از همه جوانب گشايشگر علم نوين، صنعت و اندیشه گشته و همچنين متشکل از اقوام گوناگون که آن را تبديل به يک کشور-ملت ساخته. مردمانی سرآمد در پيدايش و گسترش نخستين سامان پستی جهان همچون چاپارخانه هخامنشی که بزرگترين سامان تبليغاتی در زمانه خويش نيز محسوب می شد (اين سامان امکان صدور الواح و استوار نامه ها را با نهايت سرعت فراهم می کرد)، آيا شايسته است در دهکده جهانی از پسند گزاره های فرهنگی خويش سرباز زنند و تن به دنبال کردن، پسند يا طرح گفتمان در شبکه های رسانه ای غربی که اساسا با طرح جدايی اقوام تاسيس شده و بی درنگ با ايجاد امواج هدفمند در پس گسترش عقايد جهانگرای اقتصادی و ايجاد سلطه فرهنگ سراسر بازرگانی شرکت های چند مليتی توليد محتوا می کنند، دهند؟ آيا شايسته است کشوری با آن سابقه درخشان در پس صدور انديشه جهان گرایانه، نه بر پايه اقتصاديات بلکه بر پايه انديشه انسانی و نوع دوستی چنان که در بند بند تاريخ ادبيات سترگش به چشم مي خورد تحت تاثير زبان های رسمی شرکت های چند مليتی قرار گرفته و از نوشتار فارسی و يا توليد محتوای ايرانی در طرح گفتمان و بارگذاری محتوا سر باز زنند؟ باری، عده ای از کاربران به منظور مقاصد اقتصادی از جريان آزاد اطلاعات بهره می جويند که با در نظر گرفتن سرمايه فرهنگی همخوان با ارزش های اقتصادی-فرهنگی ايران، به خودی خود زيانی به سرمايه اجتماعی نمی رسانند، چنان که سود آور هم هستند. عده ای ديگر در پس مقاصد اجتماعی-ارتباطی از جريان آزاد اطلاعات بهره جويی می کنند که اين نيز خود موجب گسترش اطلاعات جهانی ميان کاربران ايرانی می گردد که با در نظر گرفتن سرمايه فرهنگی کاربران فعال، آسيب رسان نمی باشد، اما در نوشتار پيش رو برقراری ارتباط دو سويه ميان کاربران «همه چيز خوار رسانه ای» ایران و «رسانه های گروهی» غرب که همگام با اهداف جهانگرايانه شرکت های چند مليتی به پيش می تازند، در گسست «سرمايه اجتماعی» که در دانشنامه علوم اجتماعی (همبستگی ميان اجزا و نهادها) معنی شده است، دست اندر کار دانسته ام.
رسانه های گروهی
عوامل گوناگون ارتباط و سرگرمی توده ای: مطبوعات، مجلات، تلویزيون، راديو، سينما و رايانه. اين رسانه ها بر سواد گسترده و فراغت فزاينده و دسترسی عمومی آسان به تجهيزات گيرنده متکی هستند. کارکرد سرگرم کننده آنها معمولا بر ساير کارکردها غالب است و همين باعث می شود که اينها در عين حال به ابزار موثری برای قالب گيری ذوق و سليقه مردم تبديل شود. کارکردهای ديگر اما اهميت سياسی بيشتری دارند از جمله جمع آوری، سازماندهی و خبر رسانی و شکل دادن به افکار عمومی، و در جوامع کم و بيش باز دامن زدن به مباحث اجتماعی. رسانه ها در هيچ کجا از مقررات کنترل و حدی از سانسور در امان نبوده اند. تنظيم معمولا به مالکيت، نوع تامين بودجه و ترتيبات صدور مجوز و نيز فراهم ساختن ترتيب نظارت بر مدت، محتوا و توازن برنامه ها مربوط می شود. با پيشرفت شتاب آميز تکنولوژی، مالکيت رسانه ها به ويژه در بخش های پر مخاطب و بخش هايی که در آن هزينه تولید بالاست به سرعت متمرکز شده است. حکومتها حفظ کنترل و نظارت نزديک بر رسانه ها را به ويژه با گسترش انتقال ماهواره ای و کابلی، ظهور شبکه های رسانه ای جهانی و مالکيت های چندگانه بر رسانه ها، بسيار دشوار می بينند. مقررات زدايی، خصوصی سازی يا تجربه ترکيبی از مالکيت عمومی و خصوصی بيشتر مورد تاييد قرار گرفته است. درعين حال مطالعات مربوط به نفوذ رسانه ای نشان می دهد که به جز در مورد انتخابات و همان گروه مخاطب عمومی محدود نيز، چندان پذيرا و به ويژه حفظ کننده برنامه ها نيستند. اين تاثيرات همه ظريف و غير مستقيم اند. با اين همه، دسترسی به رسانه ها برای احزاب و گروه های عمده ضروری و گريزناپذير شده و باعث می شود تا به سخنان غير متعصبانه نامزدهای اقليت نيز گوش سپرده شود. برخی بر اين باورند که پيشرفت شتاب آميز تکنولوژی اطلاعات به ايجاد تغييرات عميق در مبارزات سياسی انجاميده است. ديگران پاسخ می دهند که اين به مفهوم مشتبه ساختن رسانه با پيام است. [پرويز بابايی ص ۴۶۲]
در سده بيستم با پيشترفت شتابزده تکنولوژی به ويژه رسانه های کابلی اعم از(تلویزيون، راديو، ماهواره)، شرکت های چند مليتی که صاحبان رسانه ها نيز به شمار می آمدند دريافتند چگونه می توان با پيوند ميان جريان آزاد اطلاعات و صدور توليدات خويش به ممالک در چهار چوب طرح ريزی شده اقتصاد آزاد به فرهنگ کشورهای وابسته نفوذ و بر آنان چيرگی يابند و برای افزايش سود حاصل از بازرگانی خويش در پس ايجاد بازاری به وسعت جهان، بدون قيود ميهنی-فرهنگی، همواره می کوشند تا انديشه عامه مردم ملل را در جريان آزاد اطلاعات حل کرده و آنان را برای فروش توليدات خويش، خارج از مفهوم مليت و مرز خواهشمند سازند. به همين منظور اين شرکت ها با توليدات ابزار ارتباط جمعی، اشتراکاتی ميان افراد خارج از حوزه کشورها و مناطق ايجاد و با گسترش انجمن های هواداران فرامرزی به ياری تاثير تبليغات در ذهن عوام رسوخ کرده و آنان را با فشار اهرم اقتصاد به طرف سياست بازار جهانی کشانده و برای دستيابی به نظام کنترل جهانی به واسطه اقتصاديات می کوشد تا هر چه بيشتر سلطه فرهنگی غرب (شرکت های چند مليتی) را در کشورهای وابسته استحکام بخشند.
اين امپراتوری های سوداگر تجاوزکار بازار جهانی را که البته در مناطق مورد فعاليت آنها، در معرض فشارهای نابرابر و غير کامل و غالبا جزئی مقررات گذاری ملی قرار دارد و دارای سطح های گوناگون توسعه اقتصادی است، به بهترين وجه ممکن سازمان می دهند. آنها برای پيشبرد هدف های خود در مورد حفظ امنيت بازارهای جهانی و سودجويی بدون مانع، مجبورند تا در هر فضای فرهنگی اطلاعاتی، که آنها را از کنترل کامل محيط جهانی-ملی جدا می سازد، نفوذ کنند و در صورت امکان آن را تحت سلطه در آورند. اين امر يک ضرورت کوتاه مدت نيست؛ وضعيتی دائمی است که به خاطر نظام بازار و طريقی که اين نظام، با استفاده ازاولويت ها و در نتيجه پاداش ها و مجازات های خود را برقرار می سازد پديد می آيد. [هربرت شيلر ص ۵۹ و ۶۰]
وسايل ارتباط عمومی بهترين نمونه بنگاه های عامل هستند که در فرايند رسوخ به کار گرفته مي شوند. برای رسوخ کردن در سطح فراگير، وسايل ارتباطی خود نيز بايد به وسيله قدرت سلطه گر رسوخ گر قبضه گردند. اين امر به طور گسترده از طريق تجارتی شدن راديو و تلویزيون، (مطبوعات به گونه ای نا متغيير از همان آغاز تجارتی بوده است) صورت می پذيرد. [همان ص ۶۳]
شرکت های چند مليتی از سال ۱۹۸۰ به بعد با گسترش فيبرهای نوری و قابليت پردازش بسيار سريع اطلاعات نسبت به شبکه های کابلی و همچنين گستره پوشش دهی وسيع جغرافيايی، فضا را برای پردازش نظريه جريان آزاد اطلاعات هموار تر از گذشته در می یابند و به واسطه فروش کالاهای رسانه ای اعم از(سخت افزار، نرم افزار و کار افزارها) در بازارهای جهانی، هواداران فرامرزی اين فرهنگ سراسر بازرگانی را بيش از پيش گسترش می دهند. با اين همه منتقدين ايجاد اين نظام نوين جهانی، که بر پايه دستيابی عمومی به جريان آزاد اطلاعات و همچنين مناسک اقتصادی آزاد استوار است، ناگزير می پندارند.
اکنون در عصر شبکه ها زندگی می کنيم، زندگی با شبکه های اجتماعی پيوند خورده است، شبکه های ارتباطی در هم تنيده و به هم پيوسته تمامی حوزه ها، معانی، مفاهيم و بطور کل همه چيز را تحت تاثير قرار داده اند. ارتباطات شبکه ای به مثابه « اساس فعاليت ارتباط انسان » در حال دگرگون ساختن همه ارتباطات انسانی است. اصطلاح شبکه های اجتماعی زير مجموعه رسانه های اجتماعی، مفاهيم کلان هستند که به واسطه پيدايی شبکه های جديد ارتباطی چون اينترنت و تلفن همراه پديد آمدند. شبکه های اجتماعی به علت بی مکانی حاکم بر اينترنت بر علايق افراد و گروه ها بنيان نهاده شده اند. در واقع شبکه های اجتماعی بر پايه مشارکت همگانی بنا شده اند. از آنجا که اين شبکه ها عمدتا از شرايط بی زمانی و بی مکانی برخوردار بوده و محصور به فضا و زمان نشده اند به شبکه های مجازی مشهور شده اند. اين وب سايت های شبکه اجتماعی با فراهم کردن انگيزه و هدف برای فعاليت در رسانه ای که پيش از اين جذابيت کمی داشتند، بطور فزاينده افراد را به دنيای آنلاين می کشند. عمده ترين محورهای اين فناوری های جديد رسانه ای استفاده هم زمان از امکانات آنلاين و ديجيتال در ارتباط با مخاطب است. در اين ارتباط جديد، رفتار مخاطب در برابر رسانه ها دچار دگرگونی شده و از مخاطب منفعل به مخاطب فعال تبديل می شود. اين رابطه دو سويه باعث ايجاد ساختاری نوين در نسل جديد رسانه ها می شود. در نسل جديد رسانه ها، برنامه علاوه بر ارائه خطی دارای خاصيت گزينش از طرف مخاطب نيز است. [وزيری ستا ص ۶]
همين رابطه دوسويه و انتخاب گزينشی ميان کاربران شبکه های رسانه ای، دگرگونی عظيم در شيوه عملکرد رسانه های گروهی ايجاده کرده است زیرا آنان می توانند با سنجيدن علايق کاربران همچنين القاء تاثيرات تبليغاتی و هماهنگی آنان با گرايش های طرح ريزی شده که يکسره در پس کسب منافع اقتصادی است، فرهنگ کشورهای وابسته را دچار دگرگونی و بيش از پيش در پس کسب سلطه فرهنگی خويش (شرکت های چند مليتی) گام بردارند. در عصر حاضر سياست های تبليغاتی اين رسانه های فراگير در راه نيل به هدف جهانی شدن بر پايه تعاريفی همچون تجارت آزاد جهانی، بوم پايی، تنوع زيستی، تنوع قومی، جهانی شدن سياست ها، اقتصاد فرهنگ، فرا ملی گرايی و نظم نوين جهانی استوار مي گردند .
در اين ميان کشور ايران از آغاز تاسيس نخستين رسانه های گروهی از جمله رسانه های کاغذی که با بازگشت (مهندس ميرزا صالح شيرازی) از انگلستان در سال ۱۲۳۴ قمری مصادف با ۱۸۱۸ميلادی بنيان گذاری شد، پا به حوزه انديشه نوين گذاشت. از همان روز انديشه های سياسی ايران دستخوش تاثيرات تبليغاتی رسانه های مطبوعاتی همگام با سياست های کشورهای استعماری قرار گرفت و با پيشرفت شبکه های تلفنی – تلگرافی وسعت پهنه ارتباطی وسيع تر گشت چنان که چندی بعد با گسترش رسانه های کابلی همچون راديو و تلویزيون و واردات انحصاری گسترده ابزار رسانه ای، کشور ايران به راستی با فضای جريان آزاد اطلاعات همگام گشت و همچنين پيشرفت های شتابزده ارتباطی عصر حاضر و ميزان جامعه پذيری کالاهای رسانه ای اعم از( سخت افزار، نرم افزار و کار افزار) حاکی از آن است که فرهنگ يکسره بازرگانی شرکت های چند مليتی، بيش از پيش در فرهنگ ايران نفوذ کرده که البته اين امر از همان آغاز با قرار گرفتن در نخستین جريان های اطلاعاتی چنان که روزنامه و راديو و تلویزيون ناگزير بود.
تکنولوژی نوين که همواره از علم برای پيشرفت خويش بهره جسته از همان ابتدا خاستگاه اجتماعی گسترده ای در جوامع فرهنگی کهن برای خود دست و پا کرده بود. به قول شيلر تنها راه سرکوب جريان آزاد اطلاعات قطع جريان برق است. از طرفی نيز نمی توان جامعه پيشرو فرهنگی-دانشی چون ايران با آن سابقه درخشان در حوزه ارتباطات و ابداع نخستين جريان ارتباطی بين المللی و همچنين عقايد گيتی گرای کهن بر پايه همبستگی انسانی-انديشه ای که در بند بند تاريخ فخرآورش به چشم می خورند، از جريان آزاد اطلاعات محروم ساخت. در شرايطی که تجربه تاريخی کشور ايران نشان می دهد حتی در پس شکست ها و اشغال سرزمين به دست دشمن، ايرانيان با فرهنگ غنی خويش دشمن را مجذوب ساخته و از طرفی فاتحین هم ترجيح داده اند بر ايرانيان چون ايرانيان حکمرانی کنند. از آن سو تجربيات جهانی سازی کشورهای گوناگون نشان می دهد که کشورهای دارای تاريخ فرهنگ گسترده و گيتی گشا، ميتوانند در برابر امواج سهمگین سلطه فرهنگی شرکت های چند ملیتی که به دست رسانه های گروهی اعمال می شوند، تعادل و استقامت نشان دهند.
کاربران همه چیزخوار
ذکايی در پژوهش خود با عنوان «شبکه های اجتماعی مجازی به مثابه ميدان های فراغتی» از طريق تحليل دادهای مصاحبه با کاربران فعال رسانه های اجتماعی، چهار نوع از کاربران را بر مبنای انگيزه های آنها در استفاده از شبکه های اجتماعی تشخيص داده است. کاربرانی که شبکه در پيوند با زندگی حرفه ای يا علايق خاص آنها معنا می يابد؛ دسته ای با نگاه گردشگری و مقطعی، تجربه ای متناوب و نه چندان عميق با آن برقرار می کنند. نگاه گزينشی و تفکيک شده، دسته ای را با انتخاب هدفمند ميدان های شبکه ای برای رفع نيازهای ارتباطی، اجتماعی و فراغتی خود می کشاند. سرانجام تنوع طلبی، مد زندگی و ميل به رويارويی نمايشی با شبکه، گروهی را به سوی لذت تفنن طلبی ماجراجويانه و «همه چيز خوارانه» شبکه ای هدايت می کند. [محمد ذکايی، ص۱۲]
«همهچيزخوار» اصطلاحی توصيفی است که به منظور دستيابی به روشهای بی رويه و يکپارچه مصرف کننده گان برای دسترسی به رسانه جهانی وب استفاده می شود. اين الگوی رفتاری-فرهنگی منعکس کننده رواج تلفن های هوشمند و معرفی تبلت ها و ساير دستگاه های دارای وب است که به مشتريان امکان می دهد از طريق چندين ابزار مختلف در طول زندگی ديجيتال خود به محتوای رسانه دسترسی پيدا کنند، اصطلاح همه چيز خوار به نوع و نحوه مصرف کاربران رسانه اطلاق می شود. [دينز، ديويد. دسامبر۲۰۱۱]
با ظهور صورت های فناوری نوين که به کاربران امکان استفاده از جريان آزاد اطلاعات تحت وب را می دهد همچون تلفن های هوشمند، تبلت، رايانه های جيبی و همچنين ساعت های هوشمند که البته توسط شرکت های چند مليتی توليد می شوند، و از طرفی ايجاد شبکه های رسمی دولتی تحت وب برای ايجاد سهولت در عملکردهای اقتصادی-ارتباطی-آموزشی، کاربران در تهيه و استفاده از انواع صورت های فناوری نوین ترغيب گشتند که با احتساب زمينه های فرهنگی کاربران و اصل پايبندی آنان بر ارزش های ملی، اين مظاهر فناوری نوين مدد رسان عمده کاربران در استفاده از جريان آزاد اطلاعات می باشد. در چنين شرايطی، کاربران از استفاده در سيستم های دولتی تا برقراری روابط بين شخصی و نهادی يا برقراری روابط با رسانه های گروهی، به هر شکل توليد محتوا می کنند. در اين ميان کاربرانی که به فعاليت های سرگرمی-فراغتی روی می آورند تحت تاثير اقناع بيشتری در بخش سرگرمی قرار می گيرند و همين زمينه ساز مدگرايی، تعددگرايی علاقمندی، و عضويت گسترده شبکه ای در جهات متفاوت و همچنين احساس نياز وافر به ورود کردن يا توليد محتوا در انواع رسانه های گروهی را در کاربر ايجاد می کنند. به علاوه کاربر مدت بيشتری از زمان خويش را برای وقت گذراندن با گرايش های متفاوت و اطلاعات ناهمگون با سطح فرهنگی جامعه ايران می گذراند. اين دست کاربران بيشتر به استفاده از حالات متحرک(پرتابل) پردازنده های تکنولوژی نوين همچون (گوشي های هوشمند، تبلت ها، رايانه های جيبی) به دليل آسانی در حمل و نقل می پردازند، اينان کاربران «همه چيز خوار رسانه ای» هستند.
آمار سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی از روند نفوذ اينترنت در کشور، گويای ضريب نفوذ ۹۴ درصدی اينترنت است و به بيان ديگر از هر صد نفر در کشور ۹۴نفر از اينترنت استفاده می کنند. در اين ميان سهم نفوذ اينترنت ثابت ۱۰.۹۵درصد و سهم نفوذ اينترنت موبايل ۸۳.۰۵درصد اعلام شده است. اين آمار نشان می دهد که کاربران، اينترنت موبايل را به عنوان نقطه اتصال پذيرفته اند و فناوری های ديگری مانند شبکه دسترسی فيبر نوری نيز برايشان جذابيتی ندارد و ترجيح می دهند از اينترنت موبايل استفاده کنند.
شمار مشترکان اينترنت در ايران تا پايان سال ۹۸ حدود ۷۸ ميليون و ۱۶ هزار و ۴۳۳ نفر اعلام شده بود که نسبت به سال ۹۷ افزايش ۴ميليون مشترک را در يک سال نشان داد. [آخرين آمار ضريب نفوذ اينترنت در ايران، خبرگزاری مهر، ۱۴مرداد ۱۳۹۹]
گزارش بالا نمايانگر آن است که عموم کاربران فعال ايرانی در جريان آزاد اطلاعات، از ابزار تلفن همراه هوشمند برای اتصال به شبکه ها استفاده می کنند. گر چه اين بدان معنی نيست که تمام کاربران تلفن های هوشمند همه چيز خوار هستند، در صورتی که مفهوم کاربران «همه چيز خوار رسانه ای» نيز با پديداری اين ابزارهای نوين کوچک قابل دسترسی پيوند مي خورند. اين ابزارها امکان دسترسی آسان به جريان آزاد اطلاعات را فراهم می کند. چنان که داده های اطلاعاتی به طور سيال در شبکه موجودند اما اين پيوند اطلاعات با آگهی و سرگرمی است که شرايط برای برجسته نشان دادن فرهنگ سراسر بازرگانی شرکت های چند مليتی را توسط رسانه های گروهی فراهم می کند و کاربران به دليل سهولت در دسترسی و خاصيت بی زمانی اطلاعات به طور شبانه روزی به طرف فعاليت های اجتماعی-فراغتی جذب، و همواره تحت تاثير تبليغات رسانه های گروهی قرار می گيرند. در حالی که عموم کاربران رسانه از سياست های تبليغاتی توليد کننده گان اين گونه ابزار آگاهی ندارند يکسره تن به عضويت بيشتر و گسرتش فعاليت های رسانه ای خويش می دهند و در جهت گرايش های نامتوازن با ارزش های فرهنگی-تاريخی توليد محتوا می کنند. اين امر رفته رفته همچون طاعونی فرهنگی، گستره کاربران همه چيز خوار را افزایش می دهد. تا آنجا که توليد کننده گان اين ابزار نوين بتوانند سلطه فرهنگی کامل خود را در کشورهای وابسته به دست آورند، هسته فرهنگ يکپارچه جوامع را متلاشی و با ايجاد فضای فرد گرايانه در غالب دهکده جهانی سعی در نفوذ و چيرگی بر ارزشهای اجتماعی ملت ها ورزند و يکسره در پس فروش کالاهای خويش میان کاربران گرايش خرید ايجاد کنند. گرچه کاربران فعالی که برای مقاصد اقتصادی، دانشگاهی، ارتباطی به جريان آزاد اطلاعات متصل می گردند سهمی در اين آسيب فرهنگی گسترده ندارند چرا که مبادلات اقتصادی و مطالعات دانشگاهی و ارتباط فردی-نهادی جوانب تاثير هدفمندی را در فضای حقيقی ايجاد می کنند، چنان که ايجاد گرايش های اقتصادی، سياسی، دانشگاهی محرک و اثرمند برای پيشبرد و گسترش مقاصد اجتماعی و همچنين توليدات ملی در پس حرکت بسوی جايگاهی برجسته در دهکده جهانی. اما کاربران همه چیز خوار رسانه ای نه تنها رویه مثبتی در ارج نهادن به جایگاه فرهنگ خویش در این فضای نوین اطلاعاتی پیش نمی گیرند بلکه تنها با پرداختن به گزاره های سطحی سرگرمی تبلیغاتی (که اتفاقا بخش بزرگی از محتوای نا همگون فرهنگی توسط کاربران ایرانی پرداخت می شوند)، یکسره در پس دنبال کردن هجویات سراسر گسسته با هسته فرهنگ خویش بدون زمینه های زبانی ملی و قومی تولید محتوا می کنند. اين گسست ميان رفتار رسانه ای کاربران و زمينه فرهنگی کاربران است که ايشان را به کاربران«همه چيز خوار رسانه ای» بدل می کند.
گسست سرمايه اجتماعی
اصطلاح سرمايه اجتماعی را نخستين بار کارل مارکس در سده نوزدهم مطرح کرد و از آن زمان به ويژه در سی سال گذشته اين اصطلاح کاربردهای مستقل و مختلف بسياری پيدا کرده است. به طور کلی اين مفهوم در معنای امروزی خود اشاره به ارتباطات شخصی و پيوندها، هنجارها و قرابت های اجتماعی دارد که غير از ارزش ذاتی ملموسی که دارند می توانند با پی بندی و تقويت کالبد اجتماعی جامعه، به حال افراد و جامعه سودمند باشد.[آنابله مونی،ينس اووه و اندرليش،ص۴۲۳]
نوشته های جامعه شناختی اندک ولی متمايز از ميانه دهه ۱۹۸۰ با استفاده از اين مفهوم درباره شبکه های اجتماعی به رشته تحرير درآمده که کتاب شناخته شده تر جيمز کلمن به شناخت عميق از اين واژه انجاميد. برجستگی گسترده تری که اين مفهوم پيدا کرده است نتيجه کتاب رابرت پاتنام است. پاتنام سرمايه اجتماعی را چنين تعريف می کند؛ آن دسته از ويژگي های سازمان اجتماعی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه ها که ميتوانند با تسهيل اقدامات هماهنگ، کارايی جامعه را بهبود بخشند. پاتنام به دوسويگی و داد و گرفتگی که در سرمايه اجتماعی وجود دارد و نيز امکانات موجود برای اقدام همبايی اشاره می کند. وی بين (سرمايه اجتماعی قوام بخش) و (سرمايه اجتماعی پيوند زدا) فرق می گذارد. اولی در مورد اعضا گروه هايی صدق می کند که پيشاپيش وجه مشترک با هم دارند. و دومی ارتباطی است که بين گروه های اجتماعی مختلف وجود دارد. منظور از سرمايه اجتماعی تنها منابعی نيست که در دسترس افراد وجود دارد بلکه از آن مهم تر (دست کم از ديد بررسی های جهانی شدن) منابعی هم هست که همبودها می توانند توسعه دهند و به طور مشترک آنها را نگهداری کنند [همان ص ۴۲۳- ۴۲۴]
ارزيابی پاتنام از شاخص های سرمايه اجتماعی در آمريکا اين است که از دهه ۱۹۶۰ به بعد، همه آنها درحال افول بوده اند. پاتنام دلايل کاهش سرمايه اجتماعی را دو عامل کاهش منابع اقتصادی و افزايش استفاده از تلويزيون می داند. پاتنام معتقد است که تغييرات و رشد روزافزون فناوری رسانه ها، به ويژه افزايش سرگرمی های تلویزيون به عنوان منبع اصلی تن آسايی آمريکايی ها است. او تلویزيون را مجرم اصلی در انزوای تدريجی آمريکايی ها و تحليل سرمايه اجتماعی (موجب قطع جريان اجتماع) مي داند. او می گويد: فناوری، نقش اساسی در خصوصی شدن فزاينده تجربه دارد، که به نوبه خود به شکل گيری جامعه ای متفرق و بی سامان منجر می شود. جامعه ای که در آن حفظ روابط سنتی و خانواده بسيار دشوار است، روابط بين انسانها متزلزل تر می شود. اين امر بصورت فزاينده ای در ميان نسل جوان رو به رشد است. [منصور وثوقی،احسان رحمانی،ص ۶ و ۷]
همچنين افول سرمايه های اجتماعی آمريکا می تواند به دليل ادغام زيادی از شبکه های متفاوت رسانه کابلی و پخش گستره عظيمی از تبليغات نا متمرکز باشد و همچنين افزايش ميزان رسانه های خبری چنان که در سال ۱۹۸۳ پنجاه درصد رسانه های آمريکا را پنجاه شرکت در کنترل داشتند و افکار عمومی آمريکايی ها را در جهات پراکنده ای هدايت می کردند. زیرا يکی از بنيان های سرمايه اجتماعی ملل، شاخص های فرهنگی جوامع آنان است و تلویزیون خود از پردازنده های برجسته فرهنگی جوامع نوین به شمار می آید. تلویزیون خود فرمانده و نو آموز فرهنگ است. همچنين با ديدگاه فرهنگ گرايانه می توان پيشامدهای اقتصادی-اجتماعی جوامع را در بنيان های فرهنگی آنان جستجو کرد. اهميت فرهنگ در آن است که فرهنگ نيروی سازمان دهنده اصلی در امور انسانی است. فرهنگ اصلی ترين رابطه ميان فاعل و موضوع است. همانگونه که در بخش پيشين اشاره شد اين گسست ميان کاربران فعال و ارزش های فرهنگی است که آنان را در برخورد با پديده جريان آزاد اطلاعات به «همه چيز خوار رسانه ای» بدل می کند.
گمان کنيد اجتماعی از اهالی استان های مرکزی کشور چين که با فرهنگ و تمدن تاریخی کشور چين پرورش یافته است، با آن سابقه طولانی زيستی، و نیز رويکردهای فرهنگی خاص برای ايجاد روابط بين فاعل و موضوع، يکسره تن به استفاده از خوراک غير چينی، پوشاک غير چينی، آداب معاشرت نا همخوان، قواعد معماری هنری ساير ملل، و همچنين از زبان چينی نيز برای گفتار ونوشتار استفاده نکنند. عجيب نيست که با اينچنين گسست ارزش های فرهنگی، آن اجتماع را باری به هر جهت بناميم، به طوری که با اين گسست فرهنگی نمی توان عنوان اجتماع چينی را برای ايشان برگزيد. چنان که بعد از دير زمانی جامعه چين هم از تحمل اين دگرگونی فرهنگی سرباز می زند و برای استحکام بخشيدن به فرهنگ يک دست خويش، آن اجتماع دگرگون را از خود نمی داند.
يا تصور کنيد جوامعی را که در نواحی ساحلی زيست می کنند و قوت غالب آنان غذای دريايی است، تحت تاثير واردات به مصرف گوشت احشام روی آورده، و دير زمانی از صيد ماهی خود داری کنند، هم روش صيد و کشتی رانی را فراموش کرده اند و همچنين آداب و رسوم و نمادهای خويش که در جهت پيشرفت، همخوان با محيط زيست آن جامعه به حساب می آید. طبيعی است که چنين جامعه ای با از دست دادن ارزش های بنيادين فرهنگی خويش، با قطع واردات گوشت احشام دچار موانع گسترده فرهنگی-اقتصادی برای تامين خوراک می گردد.
يا همچنين تصور کنيد جامعه ايران با تاريخ ادبيات گسترده و پيوندهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، از فارسی نويسی و فارسی سخن گفتن پرهيز کنند. مثلا برای نوشتار از خط لاتين (خط رسمی شرکت های چند مليتی) استفاده کنند. طبيعی است که درچنين وضعی ارزش های فرهنگی کهن جامعه که برابری مستقيم با ارزش های اقتصادی دارند به فراموشی سپرده و از آن پس جامعه ای تحت سلطه زبان مليتی ديگر و نا همگون با شرايط زيست محيطی خويش، سراسر وابسته به فرهنگ بيگانه خواهند گشت.
تاريخ فرهنگ ايران نشان می دهد که ايرانيان از دوران باستان پيوند عميقی ميان اقتصاديات و ارزش های فرهنگی خود بنا نهادند، به طوری که اين همخوانی مکانيکی در جهت پيشرفت، در ميان انديشمندان دوران کهن زبان زد گشت.
کسی که غله بکارد، اَشَه می کارد. او دين مزدا را برتر و برتر می روياند، او دين مزدا را چندان نيرومند می کند که با صد نيايش توان کرد؛ که با هزار نياز توان کرد؛ که با ده هزار پيشکشی توان کرد. هنگامی که جو ببار آيد، ديوان از جای بر می جهند. هنگامی که گندم فراوان برويد، دل ديوان از هراس می لرزد. هنگامی که گندم آرد شود، ديوان ناله بر می آورند. هنگامی که گندم خرمن شود، ديوان نابود می شوند. در خانه ای که گندم اينچنين به بار آيد، ديوان بيش نمی پايند. از خانه ای که درآن گندم اينچنين به بار آيد ديوان دور رانده می شوند. هنگامی که در خانه ای انباری از گندم باشد، چنان است که آهن سرخ گدازان در گلوگاه ديوان به گردش درآيد. (ونديداد، فرگرد سومِ) [بهنازپيامنی،ص ۴]
اين نوشتار مذهبی ايران باستان نمايانگر پيوندی عميق ميان مسائل اقتصادی و بنيان های فرهنگی آن جوامع مکانيکی کهن و سطح بالای سرمايه اجتماعی موجود در آن جوامع است چنان که سقراط خطاب به شاگرد خود کريتوبول می گويد؛ آنجا که از توجه فراوان شاه ايران به کشت زمين به دست ساکنان هر منطقه و حفاظت آنجا به وسيله لشگريان و گماشتن سالارانی برای ايشان به منظور انجام هر چه بهتر اين کار سخن می گويند.[همان]
شرايط خاص زندگی در جوامع ابتدايی شاهنامه، بشر را به لحاظ اقتصادی خود بسنده بار می آورد. اين خود بسندگی می تواند به دليل توانايی او در حيطه فعاليت های کشاورزی و دامداری باشد؛ چرا که از اين طريق غله و ساير مواد غذايی مورد نياز خويش را به راحتی تامين می کند و نيازی به کسب آن از ساير جوامع ندارد. آشنايی انسان با زمين را شايد بتوان بزرگترين موهبتی دانست که نصيب وی شده است. پی بردن به راز کاشت، داشت و برداشت را می توان مهم ترين کليد ادامه حيات او دانست؛ چرا که از اين راه توانست به شيوه های مختلف استفاده از ابزار موجود در طبيعت پی ببرد و با سرعت به جلو گام بردارد. [همان ص ۲]
به جوی و به رود آبها راه کرد/ به فرخندگی رنج کوتاه کرد
چراگاه مردم بدان بر فزود/ پراکنده پس تخم و کشت و درود
در دوره بعد سعدی، پيشه وری را مايه بی نیازی می داند چرا که در هر دورانی، جوامع می بايست برای حرکت در سير پيشرفت و خود کفايی در تقويت سامان اقتصاد کوشا باشند.
به پايان رسد کيسه ی سيم و زر/ نگردد تهی کيسه ی پيشه ور
چو بر پيشه ای باشدش دسترس/ کجا دست حاجت برد پيش کس
همچنين در دوره معاصر، زمانی که به تازگی کشور ايران تحت تاثير کالاهای غربی قرار می گرفت و در وانفسايی که زبان فارسی در آن ارج نهاده نمی شد و استفاده از لغت نامه های غربی مرسوم گشته بود، علی اکبر دهخدا اثر عام المنفعه ای تحت عنوان فرهنگ لغت دهخدا گردآوری کرد و موجب استيلای فرهنگ ايران گرديد، امروزه نيز لغت نامه دهخدا به صورت دسترسی نامحدود و لوح فشرده در فضای مجازی در دسترس عموم قرار گرفته و شورای تاليف موسسه دهخدا بر آن نظارت دارد.
ايرانيان امروزه در برخورد با دهکده جهانی، و داد و گرفتگی ميانشان، ارزش های فرهنگی خويش را گرامی نمی دارند و البته سرشت اين رسانه ها چنان است که فرهنگ ها را بدل به کالا کرده و در دست مصرف کننده گان قرار دهند. هر چه زمينه استفاده از اين کالاها بيشتر باشد بنيان فرهنگ ملی کاربران سست تر شده و شرکت های توليد کننده برای پيشبرد سياست کنترل جهانی، با ارائه کالاهای ارتباطی نوين، يک سره کاربران را به طرف فرهنگ سراسر بازرگانی خود می کشانند .
در پژوهشی رابطه بين ميزان، نوع و نحوه استفاده از اينترنت را با هويت فرهنگی جوانان بررسی کردند. هويت فرهنگی در اين پژوهش بر اساس دو بعد هويت دينی و هويت ملی سنجيده شد. تجزيه و تحليل اطلاعات نشان داد که اولاً اينترنت را می توان به عنوان يک رسانه تاثير گذار بر هويت فرهنگی تلقی نمود و ثانيا هر چه ميزان استفاده از اينترنت بيشتر باشد تضعيف هويت فرهنگی افزايش می یابد. نحوه استفاده از اينترنت نيز تاثير گذار بر هويت فرهنگی است.[حسين وزيری،ص ۵۴]
ميتوان گفت ايرانيان نخستين پديد آورندگان جريان های اطلاعاتی در جهان به شمار می روند. سامان پست چاپار هخامنشيان، نخستين سامان ارتباط شتابزده بين المللی بود. آنان با اسبان تازه نفس، نيروی انسانی تعليم ديده، و همچنين تعيين فواصل دقيق ميان چاپارخانه ها می توانستند پيام ها، الواح، استوار نامه ها و منشورهای دولتی را در کمترين زمان مخابره کنند. اما امروزه با گسترش تکنولوژی ديجيتال، کاربران «همه چيزخوار رسانه ای» ايران بُن فرهنگی خويش را در برخورد با جريان آزاد اطلاعات گرامی نمی دارند، فرهنگ دهقانی را که همان فرهنگ ايرانيست در دهکده جهانی ارج نمی نهند، عوام گرايی حاصل از تبليغات کاربران فعال ايرانی را تبديل به خوابگرد هایی نموده که انديشه ای از خود برای پرورش محتوای برجسته و اينجايی-اکنونی ندارند، زیرا تنها به دنبال گشت زنی در جريان آزاد اطلاعات و دامن زدن به گرايش های ناهمخوان فرهنگی هستند و تحت تاثير تبليغات رسانه های گروهی غرب توليد محتوا می کنند. اين کاربران همه چيز خوار، سرمايه فرهنگی کهن خویش را به فراموشی سپرده و به پرستش کالاهای رسانه ای تن داده اند. امروزه در ايران يکی از رسانه های گروهی اروپايی که زمانی انحصار بخشی از رسانه های کابلی جهان را در اختيار داشت، چيزی حدود ده ميليون نفر دنبال کننده دارد و آنان نيز يکسره در جهت سلطه فرهنگی، تفکيک قومی، تفکيک زبانی، نگرش های زيست محيطی نا همخوان و دگرگونی ارزش های فرهنگی ايران، توليد محتوا می کنند. چرا که اساس اين رسانه ها ايجاد انتخابات فرامرزی ميان کاربران و انتخابگری توسط خود کاربران، همراه با تاثيرات تبليغاتی ناملموس بنا شده است و زمينه ساز سلطه فرهنگی بر نسل های آينده است.
همچنين ميتوان گفت که ايرانيان دوره کهن مبدع نخستين سامان های تبليغاتی نيز بودند. سنگ نبشته بيستون بزرگترين سنگ نبشته جهان، نخستين متن شناخته شده ايرانی و از آثار دودمان هخامنشيان واقع در شهر بيستون از توابع شهرستان هرسين در نزديکی کرمانشاه، بر دامنه کوه بيستون نمودار است. اين سنگ نبشته يکی از مشهور ترين اسناد تاريخی جهان و مهم ترين متن تاريخی در زمان هخامنشيان است، که شرح پيروزی داريوش بزرگ را بر گئومات مغ و به بند کشيدن ياغيان را گزارش می کند. اين سازه ها همه در جهت بهره کشی تبليغاتی در زمانه خود پرداخته شده بود، اما گستره اين تبليغات فرهنگی چنان وسيع است که امروزه نيز برای کشور ايران منابع بزرگ تبليغات جهانی به حساب می آيند به طوری که شناخت مردمان ملل دیگر نسبت به ايرانيان با شناخت فرهنگ، تمدن و تاريخ آنان همراه است. از اين دست نمادهای فرهنگی ايران ميتوان به استوانه حقوق بشر کورش، سر ستون های تخت جمشيد، اسلام دين جهانگشا، شاهنامه فردوسی، نمادهای کهن مذهبی، و تاريخ ادبيات گسترده اشاره نمود که هر کدام سنگ بنای بخشی از کردارهای انسانی اين مرز و بوم هستند که مهم ترين هسته پيوند دهنده ايرانيان اقصی جهان می باشد. اما در عصر حاضر و پيوند با تکنولوژی ديجيتال کاربران«همه چيز خوار رسانه ای»ایران اين نمادهای کهن را در توليدات کالايی- محتوايی خويش در دهکده جهانی گرامی نمی دارند. آن انسجام عميق فرهنگی تاريخی ميان ايرانيان و پديده های اقتصادی چنان که پيشتر ذکر شد به چشم نمی خورد. اين گسست فرهنگی کاربران با روند تاريخی تمدن، همه چيز خواران رسانه ای ايران را در جهت مصرف گرايی کالاهای رسانه ای و به طبع فراموشی مظاهر ميهنی و پذيرش فرهنگ سراسر بازرگانی شرکتهای چند مليتی سوق می دهد.
عدلی پور در رساله کارشناسی ارشد به بررسی تاثيرات و پيامدهای شبکه های اجتماعی مجازی بر هويت اجتماعی جوانان پرداخته است. بر اساس يافته او، شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان يک پديده نو ظهور، هم دارای آثار مثبت و هم دارای آثار منفی می باشد. آثار منفی آن شامل: تکه پاره گشتن سريع جوامع، دگرگونی مفاهيم مکان، زمان، فضا و منابع فرهنگی، به چالش کشيده شدن هويت های اصيل و سنتی، رواج هويت های سيال و نا پايدار و سرقت هويت است. علی رغم اين نکات منفی که اين پديده به همراه دارد نمی توان از آثار مثبت آن نيز غافل ماند. آزادی عمل افراد برای کسب منابع مورد نياز، رهايی و آزادی افراد از چنگال عوامل و متوليان فرا فردی هويت سازی و فراهم آمدن واقعيت به گونه ای مجازی از آثار مثبت اين پديده هستند، که اگر از آنان استفاده درستی به عمل آيد، باعث رشد و پويايی هويت اجتماعی در ميان افراد جامعه خواهند گشت. [وزیری ستا ص ۴۳]
همچنين نتيجه تحقيقی با عنوان رابطه رسانه های جمعی و سرمايه اجتماعی در شهر تهران نشان می دهد که زندگی در کلان شهرها تحت تاثير پذيری فرهنگ جهانی از طريق مصرف رسانه ای از سويی جريان پيشرفت، تمدن، آزادمنشی، استفاده از سطح بالای زندگی و تخصص را به دنبال دارد و موجب پويايی می شود؛اما از سويی ديگر، فردگرايی، انزوا و تنهايی افراد تقويت شده و اين وضعيت منجر به کاهش ميزان ازدواج، افزايش نرخ طلاق، کاهش تعداد فرزندان و از بين رفتن عصبيت و همبستگی قومی و خانواده می شود و اين در حالی است که با امر جهانی شدن از آن گريزی نيست. در اين فضا دوستی ها و روابط و تعامل های گرم و صميمی در خانواده که از منابع مهم «سرمايه اجتماعی» هستند جای خود را به روابط سطحی و زبانی، همراه با روابط خشک و نا پايدار می دهند که با توجه به نظام فرهنگی حاکم بر جامعه ايران، اين شرايط زمينه ساز آسيب های اجتماعی می شود. [وثوقی، ص ۲۵ و ۲۶]
با ورود به دوره تکنولوژی ديجيتال و گسترش جريان آزاد اطلاعات، کاربران با دستيابی به فضای بی مکان و بی زمان، خود را در ميان بانک های اطلاعاتی گسترده در می یابند از طرفی با ايجاد چنين محيطی «رسانه های گروهی» می کوشند کاربران فعال را در جهت نيل به سلطه فرهنگی (شرکت های چند مليتی) اقناع گردانند. امروزه اين اهداف بر ارکانی همچون، بوم پايی، تفکیک قومی، انجمن هواداران فرامرزی، جهان ميهنی، اخلاق و عدالت جهانی، اقتصاد فرهنگ، غیر سرزمینی شدن و نظام کنترل جهانی استوار است. در چنين وضعيتی رسانه های گروهی با طرح انتخابات ميان کاربران فعال همواره سعی در برجسته نشان دادن اين ارکان سلطه فرهنگی (شرکتهای چند مليتی) در گستره گيتی و همچنين در جامعه ايران دارند، اما اين ارکان هيچ گونه همبستگی با زيست تاريخی ايرانيان ندارند. از اين رو افراد و گروه هايی که با زمينه های منسجم فرهنگی و همچنين دانش رسانه ای به جريان آزاد اطلاعات ورود وتوليد محتوا می کنند، موجب خرسندی اجتماعی را فراهم و همچنين کاربرانی که با سرمايه های فرهنگی از هم گسسته و ناهمگن با سير تاريخی فرهنگ خويش پا به جريان آزاد اطلاعات می گذارند، تحت تاثير آگهی و سرگرمی قرار گرفته و به مدد تاثير تبليغات (کالايی يا انديشه ای) به کاربران «همه چيز خوار رسانه ای» بدل می گردند که توليد محتوای آنان نه تنها در انسجام سرمايه اجتماعی نقشی ندارد، بلکه اين دست از کاربران فعال با دامن زدن به گرايش های نا همخوان فرهنگی موجب کاهش سرمايه فرهنگی و به تبع آن چند پارگی ميان اقوام و همچنين کاهش سرمايه زبانی که موجب گسست روابط ما بين فردی، درون گروهی و برون گروهی گشته، اين هر سه موجب پاره پاره شدن اجزای سازنده جامعه ايران و در نهايت موجب «گسست سرمايه اجتماعی» می گردند .
در انتهای نوشتار و در اين وانفسای بيماريهای جهانگير که موجب افزونی اتصال افراد به جريان آزاد اطلاعات گرديده، همچنين آمار در دست از گسستگی فرهنگی موجود و ايجاد فضای چند فرهنگی حاصل از دهکده جهانی، ايران شناسان، فرهنگ شناسان، صنعتگران و منتقدين ميهن دوست را دعوت به انديشه پردازی و نقد در حوزه فرهنگ ايران و کاربران رسانه، به جهت استيلای فرهنگ ايران می نمايم.
منابع:
ارتباطات و سلطه فرهنگی، هربرت شيلر،ترجمه و مقدمه دکتر کاظم معتمد نژاد، نشر شهر۱۳۹۲
آسيب شناسی فضای مجازی، حسين وزيری ستا، نشر ياران مهر، ۱۳۹۴
دانشنامه جهانی شدن، اثر: آنابله مونی،اووه واندرليش، ويليام کلمن و همکاران، ترجمه عليرضا طيب، انتشارات امير کبير، ۱۳۹۴
فرهنگ اصطلاحات و مکتبهای سياسی، ترجمه و تاليف پرويز بابايی، موسسه انتشاراتی نگاه ۱۳۹۰
مقاله رابطه رسانه های جمعی و سرمايه اجتماعی در کلان شهر تهران، منصور وقوقی، احسان رحماني.
مقاله گونه شناسی کاربران رسانه های اجتماعی، محمد ذکايی، راهبرد اجتماعی فرهنگی سال پنجم زمستان ۱۳۹۴شماره ۱۷
مقاله بررسی تحولات اقتصادی و ميزان رشد صنايع در شاهنامه فردوسی، بهناز پيامنی، نشريه زبان و ادبيات فارسی، دانشکده ادبيات و علوم انسانی دانشگاه خارزمی
Deans,David.Digital Omnivores Feast On The New Media Landscape.Digital Lifescapes Blogspot.Retrieved 11 December 2011
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…
یکی از شاخههای بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطهی فکری است…
به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…