حالا حکایت ماست. اینکه شُکرگفتن ندارد وقتی چنین جنایتی و امثالهم رخ میدهد و منِ نوعی خوشحالام که چه خوب که من چنین نیستم. سنتِ جوانمردی ما بیش از آنکه پی شریعت باشد پی آدمیت بوده و انبوهروایتهایاش موید همین نکتهاند که اگر پدری بر دخترش چنین روا دارد باید پیراهن درید و گریست که این یک زخمِ همهگانیست. رنجی که باید کل جامعه را متالم کند و دادخواه. چونان که ویروس چینی، اعدام، ظلمها و بیچیزی مردمانی که حقشان این جور تلخیدیدن نیست. در محاصرهی خبرهای جنونساز و رفتارهای هولناکی که گاه مُردن را به آرزو تبدیل کرده جای زندهبودن.
منبع: کانال تلگرامی نویسنده
زیتون-احمد فعال: یادداشتی را یکی از دوستان لطف کردند و از کانال نقدآگین با عنوان…
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…