زیتون- سینا پاکزاد: سخنان تازه مدیر حقوقی یکی از بزرگترین بانک های جهان  همچون ریختن آب سردی بر تلاش‌های ایران جهت تشویق بانک‌های غربی به سرمایه‌گذاری بود. استوارت لوی مدیر بانک اچ اس بی سی در مقاله‌ای در روزنامه‌ وال استریت ژونال گفت که این بانک قصد ندارد هیچ معامله جدیدی با ایران انجام دهد. او موضع «جان کری» وزیر امورخارجه ایالات متحده مبنی بر دعوت از بانک‌های اروپایی به حضور در اقتصاد ایران را نیز مغایر با سیاست‌هایی دانست که در حال حاضر بانک‌های آمریکایی پیگیری می‌کنند و گفت که آمریکا از بانک‌های غیرآمریکایی می‌خواهد کاری را بکنند که برای خود بانک‌های آمریکایی هنوز غیرقانونی است.

ملاحظات سرمایه‌گذاری

دولت حسن روحانی پس از توافق‌ هسته‌ای تلاش‌های زیادی را برای تشویق سرمایه‌گذاری خارجی انجام داده است. افت قیمت نفت در کنار عوارض رکورد طولانی مدت در اقتصاد ایران باعث شده که نگاه دولت به جلب سرمایه‌های خارجی باشد تا بلکه از این طریق مسکنی برای نابسامانی های موجود پیدا شود. رسانه‌های حامی دولت در ماه‌های اخیر هم مدام درباره تغییر نگاه غربی‌ها و تمایل بی‌سابقه آنها به حضور در ایران تبلیغ می‌کردند اما واقعیت این است که هنوز موانع زیادی وجود دارد تا سرمایه‌گذاران غربی با اطمینان پا به تهران بگذارند. دلیل تردید‌ها تقریبا مشخص است. درست همان‌طور که مدیر بانک اچ اس بی سی هم در مقاله تازه خود نوشته است این تردید‌ها به واسطه ریسک‌ بالای سرمایه‌گذاری است. او در تشریح فضای کنونی نوشته است که «دولت‌های غربی می‌توانند تحریم‌های ایران را بردارند، اما در نهایت اگر مشکلی در زمینه پولشویی یا فعالیت‌های مالی در حمایت از تروریسم پیش بیاید، این بخش خصوصی است که باید پاسخگو باشد، و بخش خصوصی خود ریسک فعالیت‌هایش را ارزیابی می‌کند.» او از نگاه منفی وزارت دارایی آمریکا و نهاد بین‌المللی مبارزه با پولشویی به عنوان سایر خطرهای معامله با ایران در حال حاضر یاد کرده و گفته که تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد ایران و هشدارهای آمریکا نسبت به این نهاد از دیگر مشکلات برای معامله با تهران است.

در شرایطی که سیاست‌مداران از مرتفع شدن موانع سخن می‌گوید سرمایه‌داران با احتیاط و دوراندیشی به صحنه نگاه می‌کنند و در پی بررسی خطرات و مزیت‌ها هستند

مخاطرات سال آخر
رونق اقتصادی در سال جاری برای دولت اهمیت حیاتی دارد. مردمی که برای ماه‌های متوالی گوش به زنگ مذاکرات اتمی در این سو و آن سوی دنیا بودند حالا منتظرند که اثرات توافق را به طور ملموس در سفره خود حس کنند. روحانی نیز به خوبی می‌داند که اگر به انتظارات عمومی برای بهبود وضع اقتصاد در سال آخر فعالیت دولت پاسخ درستی داده نشود برای نشستن بر کرسی ریاست قوه مجریه و تکرار پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری راه سختی در پیش خواهد داشت.

اصولگرایان بعد از توافق اتمی از هر فرصتی استفاده کرده‌اند تا بر طبل بی‌ثمر بودن این توافق بکوبند و مدعی هستند که سازش با غرب هیچ حاصلی برای اقتصاد ایران نداشته است. آیت الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی هم در همین زمین بازی می‌کند. او تاکنون بارها گفته است که رفت و آمد سرمایه‌گذاران غربی به ایران بعد از اجرای توافق حاصلی نداشته است. تندروهای اصولگرا بر مبنای همین اظهارات مدام میزان حملات خود را علیه دولت افزایش می‌دهند و حتی خواهان پایان دادن به این توافق هستند. انجام اقدام‌هایی نظیر آزمایش‌های موشکی که به تردیدهای و نگرانی‌های غربی‌ها نسبت به امنیت سرمایه‌گذاری در ایران اضافه می‌کند نیز مزید بر علت است و آتش تهیه توپخانه تندروها را دوچندان می‌کند.

منطق بی‌رحم سرمایه
دیپلمات‌هایی که مذاکرات را به نتیجه رسانده‌اند حالا با نگرانی شاهد صحنه هستند که دستاوردشان برای یک توافق تاریخی چگونه پس از چند‌ماه در معرض طوفان‌ قرار گرفته است. وضعیت می‌تواند از این هم بغرنج‌تر شود. دستکم از اکنون تا زمان مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری در ایالات متحده اغلب شرکت‌ها با احتیاط در مذاکرات با تهران حاضر می‌شوند. هر یک از دو کاندیدای آن انتخابات یعنی هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ که به ریاست جمهوری آمریکا برسند در سیاست‌های منطقه‌ای خود و سیاست‌هایشان نسبت به جمهوری اسلامی تغییراتی را ایجاد خواهند کرد که در اجرا شدن توافق اتمی هم تاثیرگذار است. ریاست جمهوری احتمالی دونالد ترامپ می‌تواند تا اندازه‌ای برای توافق خطر آفرین باشد که ماندگاری آن را با تردید جدی مواجه کند. حتی کلینتون هم در نگاه به ایران نسبت به اوباما از مشی کمتر میانه‌رویی برخوردار است و سیاست‌های نزدیک‌تری به تل‌اویو دارد. در نتیجه شرکت‌های غربی که اکنون به تهران می‌روند بیش‌ از آن که آماده امضای قرارداد باشند آماده سنجیدن موقعیت‌ها و فرصت‌ها هستند تا پس از روشن‌تر شدن شرایط و مشخص شدن نتیجه انتخابات آمریکا درباره این موقعیت تصمیم بگیرند. شرایطی از این دست به خوبی نشان می‌دهد که منطق سرمایه با منطق سیاست چه اندازه متفاوت است و در شرایطی که سیاست‌مداران از مرتفع شدن موانع سخن می‌گوید سرمایه‌داران با احتیاط و دوراندیشی به صحنه نگاه می‌کنند و در پی بررسی خطرات و مزیت‌ها هستند.

بازگشت به صفحه اول