زیتون- پوتین محمدباقر قالیباف را به رغم همه جنجال‌های رسانه‌ای به حضور نپذیرفت تا پیام علی خامنه‌ای را یک واسطه به تزار جدید روسیه بدهند.

این اولین سفر خارجی قالیباف در مقام رییس مجلس، بود که برخلاف برآوردهای تیم مشاوران او با جنجال و حواشی همراه شد.

خبر دیدار قالیباف با پوتین، صبح شنبه ۱۸ بهمن به سرعت رسانه‌ای شد و با تبلیغ برای او به عنوان «فرد معتمد رهبری» همراه بود. حامیان قالیباف حتی توییت‌های مربوط به این سفر را با هشتگ متعمد نظام منتشر می‌کردند. عصر همان روز اما اعلام شد که دیدار، به دلیل پروتکل‌های ویژه کرملین در دوران کرونا ملغی شده و پیام را یک نماینده به پوتین تحویل می‌دهد؛ هرچند به نظر می‌رسد اصل موضوع چیز دیگری باشد.

مهدی محمودی، مشاور قالیباف در امور رهبردی که ابتدا در توییتر، او را «امین و فرستاده خاص رهبر» نامیده و از ادامه چنین تعاملاتی با چین و اروپا خبر داده بود، پس از لغو دیدار مستقیم رئیس مجلس با پوتین، در توییتی تازه نوشت: «این حواشی به این ماموریت تاریخی لطمه‌ای نمی‌زند. عقب انداختن این سفر مطلقا کار دشواری نبود اما پیام باید در همین زمان خاص منتقل شود…»

قالیباف پیش از عزیمت به مسکو، در نشستی خبری در فرودگاه مهرآباد تهران به خواست رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر روابط راهبردی با روسیه اشاره کرد و گفت: من حاوی یک پیام مهم هستم و به همین دلیل اولویت ما برای اولین سفر خارجی، روسیه است.» او افزود که مشترکات زیادی بین تهران و روسیه در مسائل منطقه‌ای و جهانی وجود دارد و این مستلزم هماهنگی‌بیشتر بری پیشبرد نگاه‌های مشترک «در چارچوب تشکیلات جدیدتر» است.

محتوای پیام کتبی خامنه‌‌ای به پوتین فاش نشده است؛ اما بی‌شک تصمیم پوتین برای «به حضور نپذیرفتن» نماینده «ویژه رهبر جمهوری اسلامی» نمایانگر واکنش او به «پیام» علی خامنه‌ای است.

در این میان، کاربران شبکه‌های اجتماعی، بیش از آن که تبلیغات قالیباف و حامیانش را به چالش بکشند، اصل نامه را مورد توجه قرار داده و مسئله را بی‌اعتنایی پوتین به این پیام دانسته‌اند.

اما چرا رهبر جمهوری اسلامی «پیام‌های مهمش» را نه از طریق وزارت امور خارجه که به وسلیه پیام رسانه‌های خاص می‌فرستند؟

بی‌اعتمادی به وزیر منصوب

بر اساس سنتی که هاشمی رفسنجانی پایه گذاری کرد٬ انتخاب وزیر امور خارجه بدون تایید رهبر جمهوری اسلامی مقدور نیست.

نامزد تصدی‌گری وزارت خارجه٬ از جمله وزرایی است که رییس جمهوری تنها پس از اخذ موافقت علی خامنه‌ای می‌تواند او را برای اخذ رای اعتماد معرفی کند؛ محمدجواد ظریف نیز مانند اخلافش معتمد رهبر جمهوری اسلامی است.

با این حال اما علی خامنه‌ای در ادامه روند بی‌اعتبار کردن نهادهای انتخابی و دولت با حذف وزارت امور خارجه٬ راسا اقدام به تعیین «نماینده ویژه» برای ارتباط با دیگر کشورها می‌کند.

منطقه‌ای در دست سپاه

روند بی‌اعتبار کردن وزارت امور خارجه یک‌روزه صورت نگرفت. حضور نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در کشورهای عراق و سوریه همزمان شد با بسته شدن دست وزارت امور خارجه ایران در منطقه.

قاسم سلیمانی فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران٬ تا زمان حیاتش نه تنها نقش نماینده معتمد رهبر جمهوری اسلامی در منطقه٬ که همزمان وزیر «امور منطقه‌ای» را نیز ایفا می‌کرد. تا جایی که برای سفر رییس جمهوری سوریه به ایران٬ برخلاف پروتکل‌های رسمی این فرمانده سپاه قدس بود که هماهنگی‌های لازم را به عمل آورد و حتی برنامه ملاقات اسد و خامنه‌ای را او ریخت.

کاری که منجر به استعفای محمدجواد ظریف شد؛ اگرچه او استعفا مورد قبول واقع نشد.

کنترات روابط ایران و چین در دست لاریجانی

علی لاریجانی٬ رییس مجلس سابق و مشاور فعلی رهبر جمهوری اسلامی٬ از طرف آیت‌الله علی خامنه‌ای مامور به احیای روابط بین ایران و چین شد و به گفته مشاورش «نقش ویژه‌ای» در مدیریت «قرارداد راهبری» ایران و چین داشته است.

منصور حقیقت‌پور، مشاور علی لاریجانی٬ مرداد ماه امسال به روزنامه شرق گفته بود: «او برای پیگیری این قرارداد مهم، مدنظر رهبر انقلاب بود تا بتواند مناسبات ایران و چین را در این قرارداد مدیریت کند تا سندی اجرایی و عملیاتی به ثمر بنشیند.»

حقیقت‌پور در ادامه آن مصاحبه از اعتماد خامنه‌ای به علی لاریجانی و «نقش ویژه» او در توافق ۲۵ ساله ایران و چین سخن گفته است.

تیرماه نیز مجیدرضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که رهبر جمهوری اسلامی زمانی که علی لاریجانی رییس مجلس بود، او را به همراه حسین آقامحمدی مشاور اقتصادی‌ خود به چین فرستاد تا پیام نظام را برای بازسازی روابط اقتصادی دو کشور ببرد.

علی آقامحمدی، رییس گروه اقتصادی دفتر علی خامنه‌ای است و او هم از امضای قرارداد با چین حمایت کرده بود.

مجیدرضا حریری در بخش دیگری از آن برنامه تلویزیونی گفته بود که خودش در این سفر حضور داشته و در جریان بوده که «کلمه به کلمه مذاکرات با رهبر چک می‌شده است.»

به گفته رییس اتاق بازرگانی ایران و چین در این سفر به جای دولت دو نفر به نمایندگی از رهبر مذاکره می‌کردند که نشان‌دهنده این است که می‌خواستند «پیام نظام را به چینی‌ها بدهند نه پیام دولت. چون دولت که در این مملکت کاره‌ای نیست.»

با این وضع وزارت امور خارجه و دولت در حقیقت نقشی در ادامه امور ایفا نمی‌کنند؛ مگر در زمینه ارتباط با کشورهای غربی که آن‌ها هنوز ساختار رسمی را به رسمیت می‌شناسند و حداقل در ظاهر امر ترجیح می‌دهند در با مقامات حقوقی وارد مذاکره شوند نه «نمایندگان معتمد.»

هرچند مقامات رسمی نیز «بدون اذن» رهبری به خود اجازه تصمیم گیری نمی‌دهند.

بازگشت به صفحه اول