اعدام روح‌الله زم قدرت‌نمایی جمهوری اسلامی از موضع ضعف و ورشکستگی اخلاقی و سیاسی است.

روح‌الله زم فرزند یک خانواده مذهبی طرفدار جمهوری اسلامی بود که به‌خاطر عشق به خمینی، فرزندشان را که تولدش مصادف با روی کار آمدن جمهوری اسلامی بود، روح الله نام گذاشتند.

رویگردانی روح‌الله از حکومت، نماد این حقیقت است که جمهوری اسلامی حتی در همراه کردن جوانان پرورش‌یافته در خانواده های طرفدار رژیم نیز ناکام مانده است. این که صدا وسیمای جمهوری اسلامی در معرفی او نام «نیما» را برای وی برگزید بسیار معنادار است.

روح‌الله زم، مدتی پس از خروج از ایران با تاسیس آمدنیوز که اخبار و گزارش های جعلی و واقعی را درهم می‌آمیخت و در برخی موارد از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی رقیب در جمهوری اسلامی تغذیه خبری می‌شد، معروف شد.

مهم‌ترین گزارش‌های واقعی آمدنیوز افشای فسادهای مالی صادق لاریجانی و حساب‌های بانکی وی و دیگری مساله کودک‌آزاری قاری قرآن وابسته به بیت رهبری، سعید طوسی، بود.

روح‌الله زم نماد سرگردانی، عصیان‌زدگی و خستگی نسل‌های پرورش‌یافته در جمهوری اسلامی بود. او برخلاف ادعای رژیم، جاسوس نبود و اساسا در این زمینه کاری از یک جوان ایرانی پناهنده‌شده به فرانسه ساخته نیست. او صرفا یک روزنامه‌نگار جنجالی و غیرمتعهد به اصالت خبر بود.

اطلاعات سپاه از طریق افراد نفوذی خود در عراق توانست با استفاده از پوشش بیت آیت‌الله سیستانی به وی بباوراند که سیستانی می‌خواهد برای کمک به آمدنیوز با وی ملاقات کند.

چهارده ماه پیش او را با این ترفند به عراق کشاندند و در آنجا اسیر کردند. دفتر آیت الله سیستانی با وجود نقش غیرمستقیم در کشاندن او به عراق، در این باره هیچ اعتراضی به اطلاعات سپاه نکرد و هیچ اقدامی هم برای نجات روح الله زم انجام نداد. امروز باید از آن دفتر و شخص آیت‌الله سیستانی پرسید که چرا در این مسأله هیچ اقدامی از سوی ایشان صورت نگرفت؟

محاکمه روح‌الله زم در پشت درهای بسته، آن‌هم پس از شکنجه و وادارکردن او به اعترافات اجباری و سرانجام صدور حکم اعدام وی توسط قاضی صلواتی که تا کنون بیش از صد حکم اعدام صادر کرده و تایید سریع آن توسط دیوان عالی قضایی، نشان داد که «سند امنیت قضایی» منتشر شده توسط رئیس قوه قضائیه تا چه حد بی اعتبار و قلابی است.

دستگاه بیدادگر جمهوری اسلامی روح‌الله زم را از مسبٌبین اعتراضات دی‌ماه در ایران معرفی می‌کند که گویا اگر او و آمدنیوز در کار نبودند چنین اعتراضاتی اتفاق نمی‌افتاد. در رد این ادعا باید پرسید که اگر او می‌توانست چنین نقشی در اعتراضات مردم ایفا کند چرا در آبان‌ماه که او در زندان سپاه بود دامنه اعتراضات مردم بسیار بزرگتر از قبل بوده به طوری که رهبر جمهوری اسلامی برای مهار آن اعتراضات -که می‌رفت به یک قیام عمومی تبدیل شود- فرمان کشتار معترضان صادر کرد و به روایتی ۱۵۰۰ معترض کشته شد و نزدیک به ده‌هزار دستگیر شدند. و پرسش دیگر آنکه مگر پاسخ دامن‌زدن به اعتراض، اعدام است؟

دستگیری، شکنجه و نهایتا اعدام روح‌الله زم درعین حال شاید برای همه ما گویای این حقیقت تلخ باشد که هنوز در مساله دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی و محکوم‌کردن اعدام، نگاهی تبعیض‌آمیز داریم. چرا که چه در دوران اسارت وی و چه امروز که او به دست جمهوری اسلامی اعدام شده ما شاهد واکنشی گسترده از جانب صدها کنشگری که در موارد دیگر با انتشار بیانیه ها و مقالات به میدان می‌ایند نبوده و نیستیم. شاید هم علت این کم‌توجهی آن باشد که به قول هوشنگ گلشیری آن قدر مصیبت بر سرمان آوار شده که نمی‌دانیم به کدام‌یک توجه کنیم.

بازگشت به صفحه اول