پیروزی بایدن؛ پایان یک توهم؟

علی کشتگر

ترامپ نماینده عقب‌مانده‌ترین و محافظه‌کارترین گرایش‌های جامعه آمریکا بود. از نئوفاشیست‌های طرفدار برتری سفید تا بنیادگرایان آوانجلیست و ناسیونالیست‌های ضد خارجی تا سرمایه داران و کارفرمایان صنایع آلاینده زیست محیط زیر علم ترامپ همراه و همسو شده بودند. با آرامش وجدان دروغ گفتن، مخالفان را تحقیر و تهدید کردن، نگاه مردسالار به زن همراه با خود شیفتگی و قدرت‌پرستی از او رئیس‌جمهوری ساخته بود که دموکراسی ریشه‌دار آمریکا را تهدید می کرد. رفتار و کردار او نشان می داد که اگر بتواند و قوانین و نهادهای دموکراتیک نیرومند آمریکایی سد راه او نباشند دموکراسی آمریکایی را به چیزی شبه نظام روسیه تبدیل می کند و مثل پوتین برای خود ریاست مادام العمر قائل می‌شود. و شگفتا که بخشی از جوانان کم تجربه جامعه ما و برخی محافل و گروههای اپوزیسیون در خارج ایران به جای این‌همه شباهت ترامپ به راست افراطی ضد آزادی از استیصال به این چهره جنجالی که نفرت از نهادهای دموکراتیک در گفتار و کردارش موج می زد دخیل بسته بودند. گویی او ایران را نه به خاطر دستیابی به توافقی با سران جمهوری اسلامی بلکه برای تحقق آزادی و دموکراسی تحریم کرده بود.

چهار سال حکومت ترامپ بر خلاف توهماتی که میان بخشی از مردم و اپوزیسیون ایران پدید آمده بود، نه موجب تقویت جنبش دموکراسی‌خواهی شد و نه مایه کاهش قدرت سرکوب جمهوری اسلامی. خروج ترامپ از برجام و تحریم بی سابقه و سنگین ایران همراه با تضعیف صنایع بزرگ و کوچک ایران، تشکل های طبیعی کارگری در واحدهای بزرگ و متوسط صنعتی را به شدت تخریب کرد و از اثرگذاری طبقه کارگر بر تحولات اجتماعی که امری تعیین کننده است به شدت کاست. چرا که کارگر بیکار کنده شده از کار و کارخانه، چندان اثرگذار نیست.

تحریم ها لایه های پائینی و میانی طبقه متوسط ایران را نیز به سراشیب تهیدستی و فقر فرو غلتاند و در نتیجه این طبقه که همواره خاستگاه مهم دموکراسی خواهی در ایران و در هر کجای دیگر جهان است از پویش و توان خود تهی کرد.

استدلال خوش‌باورانه اگر نگویم عوامفریبانه و مسئولیت گریز شیفتگان ایرانی ترامپ و تحریم این بود که وقتی کارد به استخوان کارگران بیکار شده و مردم فقیر شده رسید، دست به قیام می زنند و جمهوری اسلامی را سرنگون می کنند. این استدلال غیرعلمی و غیراخلاقی که نه در ایران و نه در هیچ کشور دیگری هرگز کارساز نبوده و نخواهد بود، بی پایگی خود را در ۴ سال گذشته به وضوح نشان داد. مردم ایران و جنبش دموکراسی‌خواهی کشور همراه با گسترش بیکاری بی سابقه کارگران و افزایش فقر طبقه متوسط بیش از رژیم سرکوبگر حاکم از تحریم ها زیان دیدند و در این میان خامنه ای و هسته اصلی قدرت او فرصت بیشتری برای کاهش شکاف‌های درون حکومتی و انسجام در برابر «دشمن غیرقابل اعتماد» پیدا کردند.

اما برعکس، توهم به ترامپ و تحریم، شکاف‌های درونی اپوزیسیون جمهوری اسلامی را تشدید کرد و از اینها مهم‌تر از قدرت و ظرفیت دو طبقه کارگر و متوسط که ستون های اصلی شکل گیری جنبش های پایدار و پیگیر اعتراضی و دموکراسی خواهی ایران به شمار می روند چنان کاسته شد که ترمیم آن به زودی و به آسانی ممکن نیست.

اگر ترامپ بار دیگر هم می آمد و تحریم ها چهار سال دیگر ادامه می یافت، پیامدش جز ادامه توهمات مسئولیت گریز و منفعل کننده و تشدید فقر و بیکاری هرچه بیشتر مردم چیز دیگری نبود.
گیریم که مردم غرق در فقر و بدبختی هر از گاهی بر قدرت ستمگر تا دندان مسلح می شوریدند. و هر بار در آتش و خون خاموش می شدند. اتفاقا ترامپ به دنبال آن بود که از همین شورش‌ها برای وادار کردن جمهوری اسلامی به توافق و تفاهم بهره برداری کند و تفاهم میان ترامپ و جمهوری اسلامی در صورت بازگشت ترامپ به قدرت قابل تصور بود.

پیروزی بایدن باید پایان یک توهم ۴ساله برای همه آنانی باشد که از سر خستگی و مسئولیت گریزی به ترامپ امید بسته بودند. بایدن به جز در مورد چین که به جنگ اقتصادی آغاز شده در دوران ترامپ کم و بیش ادامه خواهد داد در عرصه‌های دیگر سیاست خارجی آمریکا به دوران اوباما باز می‌گردد. در مورد دفاع بایدن از دموکراسی و حقوق بشر در ایران نیز نباید دچار توهم شد. او طبعا قبل از هر چیز به منافع ملی آمریکا فکر می‌کند.

او آنچنان که در مبارزات انتخاباتی‌اش وعده کرده به پیمان زیست‌محیط پاریس و به قرارداد برجام باز خواهد گشت؛ هرچند که این بازگشت با توجه به نداشتن اکثریت در سنای آمریکا چندان هم آسان نیست.
بازگشت سیاست خارجی آمریکا به دوران اوباما در قبال ایران و خاورمیانه به سود صلح و دموکراسی در این منطقه بحران‌زده و پرتنش خواهد بود.

این تحول تا اندازه‌ای خامنه‌ای و حکومتش را در پیشبرد سیاست خارجی دشمن‌محور، خلع سلاح می‌کند و اختلافات درونی نظام جمهوری اسلامی بر سر مسئله رابطه با آمریکا را تشدید می‌کند. اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیز فرصت پیدا می‌کند تا با توهم‌زدایی از خود، مبارزه ملی و مؤثر با نظام حاکم را با چشمانی بازتر و واقعی‌تر سازماندهی کند.

به اشتراک گذاری بر روی telegram
تلگرام
به اشتراک گذاری بر روی twitter
توییتر
به اشتراک گذاری بر روی facebook
فیس بوک
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
واتزاپ

6 پاسخ

  1. میگویید :
    “ترامپ نماینده عقب‌مانده‌ترین و محافظه‌کارترین گرایش‌های جامعه آمریکا بود. از نئوفاشیست‌های طرفدار برتری سفید تا بنیادگرایان آوانجلیست و ناسیونالیست‌های ضد خارجی تا سرمایه داران و کارفرمایان صنایع آلاینده زیست محیط زیر علم ترامپ همراه و همسو شده بودند.”
    خوب است که ب آقای به هفتاد میلیون آمریکایی که به ترامپ رای داده‌اند لقب عقب مانده میدهید.از خودم میپرسم به شما که پس از این همه سال مبارزه و اندیشه ورزی اینگونه نیمی از ملتی را عقب مانده مینامید چگونه میبایست نگریست.

    1. اقا نوید واقعیت تلخیه اما قسمت اعظم جمعیت کشورها رو عوام الناس تشکیل داده” همون جماعاتی که کشتگر ازشون نام برده و طرفدار ترامپ هستند ” مثل نزادپرستها و اوانجلیستها و ……. که تعدادشون باید درامریکا حدود هفتاد میلیون نفر باشه! این چیز عجیبی نیست و در ضمن به معنی اینهم نیست که حقوق شهروندی اونا نادیده گرفته بشه اما وقتی قدرت رو بدست بگیرند فاجعه می افرینند ! همانطور که ترامپ بلبشو درست کرد با رفتارهائی که صلح جویان در همه نقاط این کره خاکی به مذمت برخاستند! نمونه اش احمدی نزاد خودمان که با رفتارهائی شبیه همین اقای ترامپ وضعیتی بوجود اورد که هنوز هم از ان رهائی نداریم اما هنوز طرفداران زیادی دارد ” در کشوری که جمعیت دانشگاه رفته های ان ده ها میلیون براورد میشود بازهم وجود عوام یا ساده اندیشان قابل انکار نیست” ذکر صفت توهین نیست بلکه واقعیتی مکروه است.

  2. بر فرض صحت گفته هایث آشفته شما ؛ این چهار سال ترامپ مانع این طبقه که همواره خاستگاه مهم دموکراسی خواهی در ایران بود ، شد قبلا چی وکجا بودند.سواد خوب چیزی است .دانایی بهتر آز ان وقتی دست به قلم می برید کمی فکر کنید

  3. هنوز اساسیترین مشکل ما بقوت خود باقیست” ترامپ امریکائی رفت و ترامپ عرب ایرانی تبار ما در ایران جایگاهش قرص و محکمتر شد! گیریم به وضعیت قبل از ترامپ برگشتیم ” ایا مردم حتی از نظر اقتصادی در موقعیت ایده الی قرار داشتند؟ وضعیت سیاسی و اجتماعی که اصلا قرار نیست تکان بخورد” اگر بدتر نشود بهتر نخواهد شد” اقتصاد ایران برای مردم در هر شرایطی منجر به رفاه اجتماعی نخواهد شد و این دلایل مختلفی دارد ” نظامیگری ” اسلحه و موشک سازی” گسترش سپاه و ارتش ” تامین بودجه های ریز و درشت نیروهای مقاومت در گوشه گوشه خاور میانه” رانت خواری قانونی گردن کلفتهای پشتیبان رهبر اجازه نمیدهد که به مردم چیزی برسد! الان من بشما قول میدهم دستگاه حاکمیت به این فکر میکنند که با روزه چهار ساله ای که هر دو ترامپ امریکائی و عرب ایرانی به مردم تحمیل کردند مردم را مستعد این میبینند که اگر گشایشی هم در اقتصاد شود سهم مردم مختصری کاچی که بعض هیچی است جلوی مردم بیندازند و توقع شکر گزاری فت و فراوان هم داشته باشند ! برای رهائی از این دامی که ۴۲ سال است در ان گرفتار شدیم من معتقدم که تنها یک معجزه میتواند رهائی بخش باشد و بطور واقعی انتظار انرا دارم” چیزی شبیه یک ائتلاف همگانی نانوشته و اعتصاب و خواباندن چرخ اقتصاد بدون دخالت هیچ کشور خارجی! اوردن حاکمیت پای میز مذاکره با ملت و پاسخگو کردن درست و حسابی انان” در غیر اینصورت شلوغی و تخریب و کشتار و هرج و مرج اگر منتج به نتیجه ای هم باشد ثمرش تولد یک موجود ناقص الخلقه دیگر پشت سر این هیولاست! با اینحال خوشحالم که ترامپ شکست خورد چون بقول اقای کشتگر او نماینده عقب مانده ترین طرز فکرهای جهان بود.

  4. نوشته اید:
    ۱- “بازگشت سیاست خارجی آمریکا به دوران اوباما در قبال ایران و خاورمیانه به سود صلح و دموکراسی در این منطقه بحران‌زده و پرتنش خواهد بود.”
    تعریف شما از صلح و دمکراسی چیست؟ کارنامه اوباما در منطقه ۳۰۰۰۰ حمله نظامی ، کشتار مردم غیرنظامی با پهباد و موشک و بمب بوده‌است از نظر شما این کشتار در خدمت صلح بوده است؟
    سرنوشت سیاسی و ژئوپلیتیک لیبی، افغانستان و عراق را شاهدیم، این سرنوشت به سود دمکراسی بوده؟
    ۲- “او (یعنی بایدن) طبعا قبل از هر چیز به منافع ملی آمریکا فکر می‌کند.” تعریف شما از منافع ملی منافع یک درصدی هاست؟ اگر غیر از این است، در کارنامه ۳۸ ساله جو بایدن کدام نمونه واقعی از تلاش وی برای منافع ملی آمریکا را سراغ دارید.
    آقای کشتگر شما دیر آمده اید و با رونویسی از روی دست چاکران سنتی امپریالیسم خیلی شتابان هم می خواهید بروید. اما این عجله شما نباید باعث نادیده گرفتن شعور مردم شود.

  5. ۱. ارای بایدن و ترامپ به هم بسیار نزدک است و همین قطعی کردن نتیجه را طولانی کرده است. نمی توان در این دام پروپاگاندای انتخاباتی افتاد و نیمی از مردم آمریکا را مشتی احمق خواند
    ۲. ترور شخصیت و کیش شخصیت هر دو بسیار خطرناک است
    ۳. متاسفانه عناوین نژاد پرست و … به صورت فحش های سیاسی برای ترور شخصیت استفاده می شود قبل تر در ایران نمونه هایی چون غرب زده و منور الفکر و اسلام آمریکایی و طاغوتی و منافق و … به صورت فحش سیاسی استفاده می شد
    ۴. این منش و نوشتار بسیار خطرناک است و گردونه خشم و تنفر را پایدار می کند. فراموش نکنیم که نتایج فاجعه بار اعدام های خودسرانه از خلخالی تا کشتار اخیر آبان و … نتیجه همین ادبیات نیرو های به اصطلاح انقلابی در نفی مطلق طرف مقابل از نیروهای چپ ذیل مبارزه با امپریالیزم تا خلق مفهوم جاهلیت مدرن سید قطب اسلام گراهای تندرو حاصل شد.

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

یادداشت روز

اندیشه

آخرین مطالب