اظهارات چندی پیش فرمانده اسبق سپاه در مورد اینکه ما هزار آمریکایی را گروگان می‌گیریم نماد این واقعیت تلخ است که چه اغتشاش خطرناکی بر ایران حاکم است. همچنین سندی است برای اثبات اینکه با تاسف، عمق نگاه استراتژیست‌های نظام تا چه حد دون کیشوت گونه و قدیمی است و البته عجب شجاعت خطرناکی دارند در به خطر انداختن مملکت. محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت چندی پیش و در میانه مذاکرات هسته‌ای طی یک مصاحبه جنجالی اعلام کرد: من به عنوان یک سرباز و پاسدار انقلاب قول می‌دهم اگر آمریکایی‌ها بخواهند به ایران چشم بد داشته باشند و به فکر حمله نظامی باشند، مطمئن باشند ما در هفته اول حداقل ۱۰۰۰ آمریکایی را اسیر می‌گیریم و آن موقع برای آزاد کردن هر یک از آنها باید چند میلیارد دلار بدهند. با این کار مشکل اقتصادی ما ممکن است حل شود. آمریکایی‌ها هم باید این فکر را از سرشان بیرون کنند و مطمئن باشند تشدید تحریم‌ها اثری ندارد و ما نیز عکس‌العمل نشان می‌دهیم به صورتی که خودمان مصلحت می‌دانیم.

بهانه ی تکرار این سخنان رضایی، اجازه اخیر دیوان عالی امریکاست. این دیوان، هفته گذشته به دادگاه‌های آمریکا اجازه داد تا از محل دارایی‌های بلوکه شده ایران به قربانیان رخدادهای ترورسیتی که مدعی‌اند ایران در آنها دخالت  یا مشارکت داشته است، برداشت کنند و خسارت بپردازند. این اقدام بدین مفهوم است که دو میلیارد دلار از اموال مردم ایران در آمریکا ناپدید می‌شود.این تصمیم در اثر پیگیری‌های خانواده‌های سربازانی گرفته شده است که حدود ۳۳ سال پیش در سال ۱۹۸۳ با انفجار مقر تفنگ‌داران آمریکایی در بیروت کشته شدند. اکثر این سربازان اگر امروز زنده بوده و کشته نشده بودند حداقل ۵۵ سال سن داشتند.

اتفاقا خانواده‌های سربازان و نظامیان آمریکایی در شرایطی پس از ۳۳ سال از خون فرزندان و بستگان خود نگذشتند و کوتاه نیامدند که برعکس در ایران با ریاست فرماندهانی مانند محسن رضایی سپاه به بزرگ‌ترین بنگاه معاملاتی و کارچاق‌کنی منطقه خاورمیانه تبدیل شد، برای معامله همه چیز و همه کس و به هر قیمت و در هر شرایط؛ تا حدی که نه تنها از آرمان صدها هزار سرباز و شهدای جنگ دست کشیدند و همه چیز را فراموش کردند، بلکه همه این آرمان‌ها را به پای مناقصه‌هایی ریختند که به قول سردار قاسمی اگر کم‌تر از یک میلیارد دلار سود داشته باشد برادران حتی به آن نگاه هم نمی‌کنند.

تا جایی که به یاد دارم، سه دهه  پیش همه ما از کشته شدن این همه نظامی آمریکایی در یک انفجار به غایت خوشحال شدیم و قند در دل  ساده‌اندیش همه ما آب شد. سازمان جهاد اسلامی مسوولیت این انفجار را بر عهده گرفت که متحد بلافصل انقلاب ایران بود. همه منابع اطلاعاتی از شواهد و قرائن حدس می‌زدند که ایران در این عملیات نقش داشته است. هنوز هیچ سند معتبری مبنی بر اینکه ایران در این انفجارها دست داشته در جایی ارایه نشده است و ادعای مشارکت ایران حتی در جایی اثبات هم نشده است. اما سیستم پیچیده و قانون‌مند حقوقی و امنیتی آمریکا و نیز احترام به حقوق شهروندان زنده و مرده آمریکایی این امکان را فراهم می‌آورد تا بعد از ۳۳ سال از کشوری مانند ایران ـ که بدون سند متهم به قتل سربازان آمریکایی است ـ خسارت گرفته شود.

انفجار مقر تفنگ‌دارهای آمریکایی در بیروت منجر به کشته شدن ۳۰۵ نفر شد که ۲۴۱ نفر در این میان سرباز غیر جنگی آمریکا بودند که به عنوان ناظر صلح در لبنان حضور داشتند. این حادثه بزرگ‌ترین تلفات ارتش آمریکا بعد از نبرد ایوو ییما در جنگ جهانی دوم بود که ۶۸۲۱ نفر در آن کشته شدند.

تجربه قدیمی محسن رضایی از گروگان‌گیری به دوران جنگ ایران و عراق و بلبشوی جنگ‌های داخلی لبنان باز می‌گردد. در این سال‌ها دوستان ایران در لبنان، آمریکایی‌ها را به گروگان می‌گرفتند و در ازای تحویل اسلحه به ایران آنها را آزاد می‌کردند. بازی گرفتن گروگان و تحویل اسلحه‌های مورد نیاز ایران پنج شش سالی ادامه داشت.

بعد از لو رفتن سفر مک فارلین به ایران و پیرو جنجالی که در کاخ سفید و کنگره به راه افتاد، رونالد ریگان در یک مصاحبه تلویزیونی مسوولیت این ماجرا را پذیرفت و تاکید کرد ما قرار نبود در ازای آزادی گروگان‌های آمریکایی به ایران اسلحه بفروشیم؛ اما در عمل این اتفاق افتاد. این سلاح‌ها که شامل موشک‌های ضد هوایی هاوک و ضد تانک تاو می‌شد به همراه قطعات یدکی از طریق دلال‌ها از ایران سر در می‌آورد. بازی موش و گربه بین ایرانی‌ها و لبنانی‌ها از یک سو  با دوایری از سیا و کاخ سفید از سوی دیگر در بیشتر دوران جنگ ایران و عراق ادامه داشت و یکی از پیچیده‌ترین بازی‌های امنیتی خاورمیانه بود.

لو رفتن ماجرای  سفر مک فارلین و معامله‌هایی که بر سر گروگان‌های آمریکایی انجام شد، تهیه گزارش کمیسیون تاور را به همراه داشت و بسیاری از مقام‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا را در چهارچوب یک افتضاح به دادگاه کشاند. این ماجرا در ایران نیز موجب تحولات گسترده‌ای شد که کامل شدن توطئه حذف آیت‌الله منتظری یکی از آنها بود. حال اگر محسن رضایی دانش کافی برای مطالعه گزارش کمیسیون تاور را داشته باشد متوجه می‌شود که هم دوران بازی‌های سیاسی بسیار پر هزینه مانند گروگان‌گیری گذشته و هم خاورمیانه دیگر خاورمیانه دوران جنگ ایران و عراق نیست.

تصمیم اخیر دیوان عالی آمریکا برای پرداخت غرامت به کشته‌شدگان ۳۳ سال پیش آمریکا از این حکایت دارد که نظام متمرکز آمریکا توانایی پیگیری دقیق پرونده‌های قضایی و استیفای حقوق شهروندان آمریکا رابه خوبی داراست. چنین روندی ممکن است در آینده منجر به محکوم شدن عربستان سعودی به خاطر مشارکت شهروندانش در کشته شدن سه هزار نفر در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ شود.

با این حال اگر قرار است از حساب مردم ایران حدود ۲ میلیارد دلار خسارت بابت کشته شدن سربازان آمریکایی فقط و فقط در انفجار مرکز تفنگ‌داران آمریکایی در بیروت پرداخت شود و هر خانواده حدود ۱۸ میلیون دلار غرامت  دریافت کند، احتمالا باید منتظر کشیده شدن پای ایران به پرونده‌های دیگری نیز بود. انفجار مرکز نظامی الخبر عربستان با ۱۹ کشته در سال ۱۹۹۶ انفجار سفارت‌های آمریکا در نایروبی و دارالسلام با ۲۵ کشته در سال ۱۹۹۸ و  انفجار برج‌های دوقلو در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ با ۳۰۰۰ کشته همه در این چهارچوب احتمالی قرار دارند .

اگر ایران برای کشته شدن ۲۴۱سرباز آمریکایی در ۳۳ سال پیش باید دو میلیارد دلار بپردازد، احتمالا برای آزادی هزار سرباز آمریکایی که در تخیلات محسن رضایی به گروگان گرفته می‌شوند روزی باید حدود هشت میلیارد دلار یا یک دوازدهم بودجه سال جاری به آمریکا خسارت بپردازد و احتمالا مبالغ دیگری برای کشته شدن آمریکایی‌هایی که ربطی به ایران ندارد.

سطح دانش نظامی فرمانده سپاه

احتمالا دانش نظامی محسن رضایی سال‌های سال است که به روز نشده است. ایشان حتی اطلاع ندارند که ارتش آمریکا دیگر به ندرت بر اساس تئوری‌های قدیمی سرباز خود را به جایی اعزام می‌کند؛ بلکه با موشک‌های کروز و Drone ها یا هواپیماهای بدون سرنشین با کم‌ترین هزینه دشمن را از راه دور هدف قرار می‌دهند.

ایشان شاید نشنیده‌اند که تا همین دو سه سال پیش، آمریکا و اسراییل از راه دور کامپیوترهای مراکز هسته‌ای ایران را برای بازی خاموش و روشن می‌کردند و از بلندگوهای این مراکز آهنگ‌های راک مسخره شبیه باباکرم پخش می‌کردند تا توان و تجهیزات خود در جنگ‌های مافوق مدرن و از راه دور را به رخ ایرانی‌ها بکشند. فرمانده سپاه به این نکته هم توجه نکرد جنگی که در ایران منجر به اسیر گرفته شدن هزار سرباز آمریکایی شود، از قبل ایران را شبیه به کره مریخ کرده است.

محسن رضایی احتمالا حتی عنوان طرح آمریکایی و فوق محرمانه و آماده Nitro Zeus را هم نشنیده است که بنا بر گزارش نیویورک تایمز قرار بود در صورتی که مذاکرات هسته‌ای به نتیجه نرسد، آمریکا همه مراکز هسته‌ای، نیروگاه‌ها و مراکز نظامی، مخابرات، اینترنت و حتی آب و برق شهرهای ایران را هم از کار بیاندازد. آن وقت فرمانده اسبق سپاه از گروگان‌گیری هزار سرباز آمریکا سخن می‌گوید. اگر مردم ایران بدانند که تقریبا همه هواپیماهای جنگی و همه ناوبری هوایی و همه ناوهای دریایی و همه رادارها و همه پدافند هوایی و همه مهمات حساس ما همگی سی سال پیش از رده خارج شده‌اند و فقط دکور هستند، شاید شب‌ها باز در امنیت به خواب بروند، اما وقتی عمق خام‌اندیشی و بی‌اطلاعی و توهم‌های خطرناک این عالی‌ترین فرماندهان نظامی ما برای آنها آشکار شود، بی‌تردید از وحشت به خواب نخواهند رفت.

البته خانواده‌های سرداران سپاه از چنین درگیری‌هایی نگرانی ندارند؛ زیرا اگر قرار باشد ایران و آمریکا وارد چنین نبرد فرضی هم بشوند از قبل شمار قابل توجهی از فرزندان آنان راهی آمریکا شده‌اند، زنان‌شان فرزندان دو تابعیتی ایرانی ـ آمریکایی برای امنیت خانواده زاییده‌اند و دود این جنگی که ایشان می‌فرمایند احتمالا به چشم آنها نخواهد رفت.

بازگشت به صفحه اول