زیتون ـ یلدا امیری: حسن روحانی رئیس دولت ایران صبح دوشنبه ۷ بهمن در همایش استانداران و فرمانداران سراسر کشور سخنانی کنایه‌آمیز بر زبان آورد او از «جمهوریت» نظام گفت و خطری که دموکراسی را تهدید می‌کند، او گفت: «بزرگترین خطر برای دموکراسی و حاکمیت ملی روزی است که انتخابات تبدیل به تشریفات شود و جای دیگری انتصاب کنند و مردم پای صندوق بروند و تشریفات انتخابات را انجام دهند؛ خدا نکند چنین روزی برای کشور ما پیش بیاید.»

حسن روحانی مدت‌هاست که نقشی دوگانه بازی می‌کند. از یک سو به دنبال اعتراضات آبان ماه از پخش اعترافات معترضان سخن می‌گوید و چهره امنیتی خود را همسو با بخش سخت حاکمیت به نمایش می گذارد و از سوی دیگر تلاش می کند نقش اپوزسیون را بازی کند و حرف از تهدید دموکراسی می‌زند.

او تلویحا به رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخابات مجلس اشاره کرد و با طرح این پرسش که اگر خدای نکرده روزی حمله دشمن باشد آیا جناح خاصی را دعوت می‌کنیم یا از همه مردم دعوت می‌کنیم که به مقابله با دشمن بروند؟ ادامه داد: «در دوران دفاع مقدس آیا یک جناح خاص در میدان جنگ بود یا همه مردم در میدان جنگ بودند؟ یادمان نرود که در روز مشکل همه باید با همه باشیم و باید بگذاریم روز انتخابات نیز همه با هم باشیم.»

همه‌پرسی برای مذاکره

رییس دولت روز دوشنبه در بخش دیگری از سخنان خود از رفراندوم سخن گفت؛ منظور او از رفراندوم مشخصا بحث مذاکره با آمریکا است. موضوعی که تا کنون چندین بار توسط او مطرح شده است. او در ۲۴ مهرماه امسال در دانشگاه تهران گفت: «تمام دعوای سیاسی سر چه چیزی است؟ یکی می‌گوید برجام خوب است و دیگری می‌گوید بد، یکی می‌گوید برجام برایمان فایده داشته است و دیگری می‌گوید هیچ فایده‌ای نداشت. باید گفت دعوا سر برجام نیست چراکه برجام جای دعوا ندارد بلکه دعوا سر مسئله بزرگ‌تر و مسئله بالاتری است… حتی اگر در این مسائل به نتیجه نرسیدیم، باید همه‌پرسی از مردم را برگزار کنیم. راهی نداریم چراکه این ۴۰ سال دائماً بحث کردیم. ما باید راه را انتخاب کنیم.»

چند روز پیش محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در گفتگویی با نشریه آلمانی اشپیگل گفته بود: «مذاکره با آمریکا حتی پس از ترور قاسم سلیمانی غیرمحتمل نیست، به شرطی که آمریکا تغییر رویه دهد و تحریم های ایران را لغو کند.»

بحث مذاکره با آمریکا در روزهای اخیر مجددا مطرح شده است و بی‌دلیل نیست که روحانی سخن از رفراندوم به میان می‌آورد. چند روز پیش محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در گفتگویی با نشریه آلمانی اشپیگل گفته بود: «مذاکره با آمریکا حتی پس از ترور قاسم سلیمانی غیرمحتمل نیست، به شرطی که آمریکا تغییر رویه دهد و تحریم های ایران را لغو کند.»

این سخنان ظریف با پاسخ منفی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مواجه شد و واکنش های تندی در میان بخش تندرو حاکمیت به دنبال داشت.

اکنون چند روز پس از مصاحبه ظریف با اشپیگل روحانی بار دیگر از رفراندوم سخن گفت. او با تاکید بر اینکه همه باید پاسدار اسلامیت و جمهوریت نظام باشیم، گفت: «پاسداری از جمهوریت یعنی پاسداری از ولایت عامه، نظر و خواست مردم؛ ما به همین رای دادیم و نظام ما از دهم و یازدهم فروردین سال ۵۸ آغاز شد. اتفاقا یکی از پایه‌های قانون اساسی ما نیز همه‌پرسی است و این قانون بعد از انتخابات اعضای خبرگان قانون اساسی مجددا با رفراندم تبدیل به قانون اساسی شد، در بازنگری نیز مجددا با همه پرسی و رفراندم تبدیل به قانون اساسی کشور شد.»

حسن روحانی از ابتدای ریاست جمهوری یک وظیفه برای دولت خود تعریف کرده بود؛ به سرانجام رساندن توافق هسته ای با غرب. توافقی که در دور اول ریاست جمهوری او به انجام شد و در دور دوم ریاست جمهوری روحانی با خروج آمریکا از توافق ناکام ماند و اکنون رئیس دولت ایران بار دیگر به دنبال تعیین سرنوشت «برجام» از طریق آراء مردم است، مردمی که روحانی در سه سال گذشته آنها را فراموش کرده بود.

رفتار دوگانه آقای رئیس 

حسن روحانی، رئیس جمهوری از بطن نظام جمهوری اسلامی و نهادهای امنیتی بیرون آمده است. او نخستین کسی بود که در سال ۱۳۶۸  از اکبر هاشمی رفسنجانی پیشنهاد سکانداری وزارت اطلاعات را دریافت کرد. روحانی سوابقی امنیتی در مذاکرات مک فارلین و تصفیه‌های ارتش دارد، او مسئول کمیسیون تدوین قانون تأسیس وزارت اطلاعات نیز بود. کابینه‌ای که او در سال ۱۳۹۶ معرفی کرد یکی از امنیتی‌ترین کابینه‌های تمام ادوار جمهوری اسلامی بود، ۱۴ عضو این کابینه سابقه امنیتی داشتند.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ در اوج ناامیدی اصلاحطلبان از روی کار آمدن رئیس جمهوری میانه رو، جریان اصلاحطلب با اعتدالیونی که از اطرافیون هاشمی رفسنجانی بودند و تمایل بیشتری به طیف اصولگرا داشتند به این توافق رسیدند که برای تجمیع آراء نامزد واحدی معرفی کنند، اینگونه در میان محمدرضا عارف از طیف اصلاحطلب و حسن روحانی نامزد اعتدالیون، روحانی انتخاب شد و توانست رئیس‌جمهوری شود. 

هر چند رییس دولت و وزیر امور خارجه‌اش در تشخیص یکی از مشکلات اصلی جمهوری اسلامی و ایران به اشتباه نرفته‌اند و به درستی میدانند که از مهلکه تحریم و جنگ فقط با اتکا به مذاکره می‌توان خلاصی یافت، اما از این غافل شده‌اند که اکنون تبدیل به سری بدون بدنه شده‌اند.

در آن زمان شخصیت امنیتی و وابسته به نظام روحانی حتی کف خواسته‌های اصلاحطلبان را نمایندگی نمی‌کرد. اما روحانی در دوره اول ریاست جمهوری خود شخصیتی جدید از خود بروز داد و توانست حمایت نیروهای اصلاح طلب را کسب کند. اما حسن روحانی پس از انتخابات ۱۳۹۶ به همان مواضع سابق خود برگشت. او اداره کشور چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی را به نهادهای حاکمیتی و نظامیان سپاهی واگذار کرد. هرجا که لازم بود از آنها حمایت کرد. دستگیری گسترده فعالان سیاسی و اجتماعی در این دوره با سکوت رئیس جمهور روبرو شد. اتفاقات خونین آبان ماه و بازداشت گسترده مردم حمایت روحانی را به دنبال داشت. او حتی در مورد سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی همانند بقیه مقامات نظام سکوت کرد.

همین مواضع دوگانه او باعث شد اندک محبوبیتی که در دور اول ریاست جمهوری در میان نیروهای اصلاح طلب و بسیاری از مردم بدست آورده بود به کلی از بین برود. حالا او بار دیگر در پی این است که از سرمایه اجتماعی از دست رفته‌ مایه بگذارد آب رفته برجام را به جوی بازگرداند.

هر چند رییس دولت و وزیر امور خارجه‌اش در تشخیص یکی از مشکلات اصلی جمهوری اسلامی و ایران به اشتباه نرفته‌اند و به درستی میدانند که از مهلکه تحریم و جنگ فقط با اتکا به مذاکره می‌توان خلاصی یافت، اما از این غافل شده‌اند که اکنون تبدیل به سری بدون بدنه شده‌اند. شاید گروه بسیار کوچکی را در میان بدنه رای دهنده ۹۲ و ۹۶ نمایندگی می‌کنند و از دیگر سو هم انکارکنندگان و فحاشان اصولگرا را در مقابل خود دارند که از آخرین اتحاد داخلی‌شان هنوز سه ماه هم نگذشته است.

* تیتر گزارش برگرفته از حکایتی از گلستان سعدی است که این روزها یادآور عملکرد و وضعیت حسن روحانی است:

زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او، تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند.

ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی/کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت. گفت: ای پدر! باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.

بازگشت به صفحه اول