در تعریف سقف شیشه ایی را موانع مریی (قانون ،فرهنگ ، عرف) و موانع نا مریی (عواطف ، ارزشها ، هنجار ها ، و ترسها و گریز های زنانه از آزادی و اختیار و مسئولیت ) گفته اند . موانع مریی و نا مریی که در راه پیشرفت زنان بسمت افق های باز در مدیریت های کلان حوزه های سیاست و اقتصاد و اجتماع سنگ اندازی و مانع تراشی می کنند بعضا چنان ضخیم اند که انها را صخره شیشه ایی هم گفته اند . سقف شیشه ایی در اندیشه سیاسی مانند جنسیت مفهومی نو و جدید است .

از تولد اصطلاح سقف شیشه ایی در جوامع پیشرفته دو سه دهه بیش نمی گذرد . در جوامع سرمایه داری بویژه اصطلاح سقف شیشه ایی بسار کاربرد دارد . چون در انجا در عرصه تولید زنان پا به پای مردان و شانه به شانه انان به کار تولید مشغولند و ممنوعیت های قانونی هم جهت پیشرفت وجود ندارد اما همچنان از نابرابری رنج می برند . هرچند نابرابری شان قابل قیاس با جوامعی مثل جامعه ما نیست . در اینجا بنده میخواهم عرض کنم که سقف شیشه ایی در جوامع سرمایه سالار به زنان اختصاص ندارد . وسقف و صخره های شیشه ایی بر سر تمامی کسانی که از حوزه قدرت و ثروت در جامعه حذف شد ه اند واز تبعیض و نابرابری های جنسیتی . قومیتی و نژادی و مذهبی و زبانی و طبقاتی رنج می برند سنگینی می کند . در واقع هر تفاوت که مانع کرنش به سرمایه شود و هر جمعیتی که در قبال بت وارگی کالا و سرمایه مقاومت کندمحکوم به تحمل سقف شیشه ایی خواهد شد..

در اصل تولید انبوه سقف های شیشه ایی و کف های چسبنده استراتژی قدرتمندان و ثروتمندان برای تهی کردن مفهوم دموکراسی و به نوعی کنترل نفوذ اکثریت فاقد قدرت و ثروت به مراکز حساس تصمیم سازی و تصمیم گیری های کلان و سرنوشت ساز در جوامع سرمایه سالار است . برای روشن تر شدن لزوم ساخت سقف های شیشه ایی در جوامعی که با انحصار قدرت و ثروت مواجهند به گزارش اکسفام درسال ۲۰۱۷ اشاره می کنم . بنا بر این گزارش .هشت نفر ابر سرمایه داردر جهان مبلغ ۱۱۰ تریلیون دلار ثروت دارند . این حجم ثروت ۶۵ برابر کل ثروت سه و نیم میلیارد مردم ساکن در اسیا و بخشهای وسیعی از افریقاست .

هیچگاه و در هیچ عصری از دوران بشری انسان های ساکن بر کره زمین این حد نابرابری را تجربه نکرده بودند . هیچگاه قدرت و ثروت اینقدر بهم نیامیخته بودند و هیچگاه نوک هرم قدرت تا این حد دشنه وار تیز نگشته بود . یکی از نتایج کوچک شدن بهت آور اقلیت ثروتمند به تعداد انگشتان دست همراه با متراکم تر شدن حجم ثروت نزد این عده بنا به گزارش اکسفام فقیر شدن سالانه ۲۵ میلیون نفر در اروپا ست . و بر همین اساس انتظار می رود تا سال ۲۰۲۵ جمعیت فقرای اروپا به ۱۴۵ میلیون نفر افزایش پیدا کند که یقینا اکثر این جمعیت فقیر را مهاجران اسیایی و افریقایی تبار خواهند ساخت . مسلما طرح و تصویب قوانین سخت گیرانه و تبعیض امیز با ژست های توسعه گرایی و شعار های توانمند سازی و حقوق بشری سازمان مللی جور در نمی اید و از این رو باید منتظر سقف های متنوع تر و پیچیده تر شیشه ایی برای ممانعت از نفوذ اکثریت گرسنه و فقیر به ساحت سخت قدرت و اقتصاد سیاسی درجمهوری های تهی شده از محتوای دموکراسی باشیم.

برای روشن شدن نابرابری عظیم در توزیع قدرت و ثروت جهان که ارتباط تنگاتنگی با ضخامت و قطر سقف های شیشه ایی بر فراز محرومان و مطرودان سیاسی اجتماعی دارد خوبست بدانیم .کل بودجه امریکا به عنوان تنها ابرکشور جهان یک تریلیون و صد میلیارد دلار در سال ویعنی یک صدم این ثروت هولناک و غارتگر است . از این رو تنها ابر کشور جهان هم در قبال چنین سرمایه هنگفتی فرمانبرمطیعی بیش نیست ..بدون شک در هم امیختگی عاشقانه و لیبیدویی انحصار قدرت وانحصار ثروت در بستر بی اعتنایی به مطالبات اکثریت صورت ممکن و مقدور می شود . با سقفها ی شیشه ایی و کف های چسبنده مطالبات را به گونه ایی طبقه بندی و کنترل و مدیریت کرد که هم بازار مصرف داغ داغ بماند و هم مطالبه گران زیاده خواه نشوند .. تا زمانیکه امنیت سود و سرمایه بر امنیت انسان مقدم باشد سقف های شیشه ایی با جنس اعلا و مقاوم و نسوز و نشکن و روبوتیک و خودکار و انواع دیگر به روز شد و آپدیت برای کنترل و به خدمت گرفتن کارگران. مهاجران . رنگین پوستان . مسلمانان . زنان . دایما تولید و مصرف خواهند شد .به لحاظ فلسفی زنان بواسطه جنسیت شان باید تحت انقیاد باشند. خودشان را با زندگی درونی مرد تطبیق دهند.

منبع: روزنامه شرق

بازگشت به صفحه اول