صبر: این سرمایه جاودانه و تاریخساز و زاینده، در میان ما چون کبریت احمر است! اگر به ژرفای این واژه سهحرفی به دقت بنگریم، برایمان چون روز، روشن میشود که اگر در زندگی دیرسال بشر صبر نبود، اصلاً بشر به هیچ ترقی و پیشرفتی نائل نمیشد! هیچ اندیشیدهایم که این همه اکتشاف و اختراع که زندگی بشر را از غارنشینی به عصر کنونی که قلم از وصف آن عاجز است، رسانده مرهون صبر صدها و هزارها «صبور» و «فکور» بوده که ساعتها و روزها و ماهها و سالها در اندیشه فرو رفتهاند و برای پیبردن به حقایق لایتناهی این جهان لایتناهی، صبر و صبر و صبر… پیشه کرده و از هرگونه شتاب و عجله در فکر و عمل پرهیز کردهاند تا توانستهاند کمکم… آهسته… آهسته در طول قرنها، جهان را دگرگون کنند و بر فراز قلههای علم و دانایی برآیند و به تسخیر فضا و طبیعت و تسلط بر کائنات دست یابند. پس سرچشمه نزاع و فشل که قرآن از آن نهی کرده است همانا «بیصبری» است!… و از این رو بعد از نهی از «تنازع» امر به «صبر» میکند.اما مشکل ما چیست؟
ما از آغاز با شتاب و عجله خواستیم به مراد – البته مشروع و الهی – خود برسیم، کاری که برخلاف نظم آفرینش و مشیت الهی است. ما خواستیم با «قسر» و «حرکت قسری» به سائقه شتاب در رسیدن به خواستههای مشروع و آرمانهای بلند و الهیمان گام برداریم غافل از آنکه نه فرد و نه جامعه، یکشبه، از حالی به حالی برنمیگردد و جامعه مقید طاغوتزده، که در هیجان انقلاب، دگرگون پنداشته میشد، هیچگاه استعداد دگرگونشدن بنیادین – آنگونه که در پندار ما بود – نداشت و ندارد و نخواهد داشت… .
نزاعهای نخستین ما که خونابههای چرکین آن امروزه مشام همه ما را آزار میدهد، کمکم و کمکم از «نُطفگی» به «علقگی» و مضغگی سیر تصاعدی داشته و در طول سالیان – نزدیک به چهار دهه – به مرحله بلوغ نامیمون کنونی رسیده است (فتامل جیداً!!)
وتلک شقشقة هدرت ثم قرّت!
منبع: روزنامه شرق
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…
یکی از شاخههای بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطهی فکری است…
به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…