استحکام بنیان حکومت با حکمت و فصل الخطاب

قرآن مجید در باره مبانی حکومت داوود نبی به سه نکته اشاره کرده است. این سه نکته در یکدگر گره خورده و همدیگر را معنا و تقویت می کنند.
وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ سوره ص آیه ﴿٢٠﴾
و پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلام فيصله‌ دهنده عطا كرديم .

حکمت در حقیقت مبنای فصل الخطاب بود. هنگامی که رهبری یک جامعه سخنش مبتنی بر حکمت باشد، یعنی وجدان عمومی جامعه را خرسند و قانع سازد، بدیهی ست که همه از سخن او دفاع می کنند و جامعه تعادل و آرامش می یابد و بنیان حکومت استحکام پیدا می کند. در ترجمه ناصر مکارم شیرازی فصل الخطاب به داوری عادلانه ترجمه شده است. ترجمه ای متناسب و پسندیدنی؛ البته پیش از ایشان الهی قمشه ای هم به همین نکته در ترجمه قرآن خود توجه داشته است. فصل الخطاب وقتی نفوذ و تاثیر حقیقی در عمق دلها و عقول پیدا می کند که مبتنی بر حکمت و عدالت باشد. در این صورت حکومت مبانی اش استحکام می یابد. این استحکام مبتنی بر قوه قهریه و اعمال زور و گسترش و تعمیق فضای امنیتی و در یک کلام مبتنی بر رعب نیست. اساسا نمی توان مومنین را مرعوب کرد. قران مجید وقتی از رعب سخن گفته است همواره روی سخن با خدا ناباوران است. به عنوان نمونه نگاه کنید به آل عمران/۱۵۱ و انفال/۱۲ و حشر/۲ ، مومن که نمی ترسد! نمونه روشن اش سید مصطفی تاجزاده است، که سال های طولانی حبس را تحمل کرد و سرفراز از زندان بیرون آمد. نمونه روشن اش همه زندانیانی است که می شناسیم و یا نمی شناسیم. با گمان ان ها را به زندان انداختند و با تهمت متهم کردند. مشهورترین تهمت هم تشویش اذهان عمومی و یا اقدام علیه امنیت بود. مثل همان رعبی که خواستند، محمود صادقی ، نماینده شجاع ملت ایران و خانواده او را با فرستادن ماموران به در خانه اش، بترسانند. دیگر نمایندگان را هم بترسانند… با چه زبانی باید گفت که این اعمال دیگر در روزگار ما و پس از تجربه دهه اخیر جواب نمی دهد. نه تنها بر استحکام بنیان حکومت نمی افزاید، بلکه برعکس مبانی حکومت را سست و لرزان و بلکه ویران می کند.

نکته ای که می خواهم بر ان تاکید کنم. مواضع آیه الله خامنه ای مقام معظم رهبری با توجه به همین سه نکته استحکام نظام و حکمت و فصل الخطاب است. اکنون افکار عمومی با سه موضوع رویاروست. هر سه موضوع می بایست با دقت و عدالت بررسی شود . به سرانجام برسد و به اطلاع مردم نیز، تا وجدان جامعه قانع شود. حقوق های نجومی که فعلا متوجه دولت است. املاک شهرداری تهران که متوجه شهرداری است و سوم، حساب های رئیس قوه قضائیه که متوجه دستگاه قضایی است. رئیس قوه قضائیه اعلام کرده اند که هزینه ها زیر نظر مقام رهبری انجام شده است. مقام محترم رهبری تنها نسبت به حقوق های نجومی واکنش نشان داده اند و از حقوق مردم دفاع کرده اند که بایست بدانند و قانع شوند. تاکید بر یک موضوع و فراموشی یا کم توجهی نسبت به دو موضوع دیگر، نه نشانه حکمت است و نه با داوری عادلانه همخوان است و نه موجب تقویت بنیان حکومت می شود.

در جهان امروز کشورهایی که نظامشان استحکام یافته است. دستگاه قضایی عادلانه و غیر سیاسی دارند. در کنار آن مطبوعات آزاد، سخنگویان وجدان عمومی جامعه اند و سوم انتخاباتشان به دور از شبهه و شائبه تقلب و دخالت نیروهای نظامی و امنیتی است. اگر این سه نبود، حکومت یا نظام ناگزیر است هر روز بیش از دیروز بر نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی تاکید کند. در ظاهر نشانی از استحکام نظام است، اما در باطن حقیقت چیز دیگری است.

منبع: وبلاگ مکتوب

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026